زنده یاد » احمد قابل » : امام حسین بدنبال قیام نبود برای حفظ جان خود و یافتن مکانی امن گذرش به کربلا افتاد .

منتشرشده: اکتبر 8, 2016 در سیاست
برچسب‌ها:, , , , ,

parcham2

به وبلاگ » کاوه فرزند ملت » خوش آمدید 

alandgoo

آنطور که زنده یاد » ا حمد قابل » در این ویدیو می گوید ، موضوع کربلا، نه به این شکلی که روحانیت حاکم بر ایران می گوید که اساسا به شکل دیگری بوده است . » احمد قابل » فردی بود که به سطح اجتهاد رسیده بود اما از پوشیدن لباس روحانیت خود داری می کرد . وی روایت دیگری از واقعه  » عاشورا » را بر اساس نص صریح وصیت نامه امام سوم شیعیان بیان می کند . طبیعتا از آنجاییکه این روایت از » عاشورا » بساط و دکان سوء استفاده کنندگان از این موضوع را تعطیل می کرد ، نسبت به احمد قابل بشدت واکنش نشان داده شد و این فرد علیرغم 8 سال حضور در جبهه های جنگ و جانباز بودن دستگیر و با پای در زنجیر در دادگاه و زندان چنان عذابش دادند و احتمالا مسمومش کردند که مدت کوتاهی بعد جان سپرد . بر خورد با » احمد قابل » نشان داد که روحانیت حاکم بر ایران بی رحمترین و شقی ترین حاکمینی است که ایران بخود دیده است  . روحانیت که با این فرد که مانندخودشان روحانی بود و علاوه بر آن جانباز و رزمنده بود این کند با مجاهد و کمونیست و توده ای و بهایی چه کرده است . این مثل مصداق حال آخوند جماعت است که : آنکس که با مادر خود زنا کند با دیگران چه ها کند ؟

از دست حکومت فرار کرد و نه اینکه قیام کرد .

و خرج منها خائف یترقب  یعنی از دست حکومت فرار کرد و نه اینکه قیام کرد . حفظ امنیت خود و خاندانش را می خواست . من کارم امر بمعروف و نهی از منکر است ، به مردم می گویم ، اگر پذیرفتند که فبها و اگر نپذیرفتند صبر می کنم . نه اینکه شمشیر می کشم .  محمد حنفیه از امام حسین می پرسد چرا داری از مدینه خارج می شوی ، وی در حواب می گوید : از جان خود بیمناک هستم ف این قوم قصد جان مرا کرده اند . به مکه می روم تا در انجا که مکان مقدسی است شاید برای جانم ایمن باشد .  در مکه نیز قصد جان وی را می کنند ، قصد خروج از مکه را می کند ، ابن عباس از وی می پرسد به کجا می روی ؟ می گوید : سر به بیا بانها و دره ها  می گذارم ببینم چه می شود . » ذهبت بالشعوب و الرمال حتی انظر ما یکون ….. و از آنجا به» کوفه » می رود  . در مصاف با سپاه «حر » دوبار سحنرانی می کند و می گوید  اگر من را نمی خواهید بگذارید بدنبال امنیت خود از این مملکت خارج شوم

حتی روز عاشورا نیز در برخورد با سپاهیان که از حرکت وی ممانعت می کردند گفت : شما که نامه نوشته و من را فرا خوانده اید ،. و ان کنتم لمقدمی کارهین فدعونی الی المامن الارض ، اگر مقدم من را گرامی نمی دارید رهایم کنید  به مکان امنی بروم

 

******************************************************

سیاست ، در» ایران» ، بیشه گرگان گرسنه است
روایت اول :
مهمانی خون. الو کمیته ؟ مهمانها آمدند  زودتر بیایید ..
 روایت دوم
شکار یک » توده ای «
همه ایران اوین است
روایت سوم
1با توام ای قابیل برادر کش 
2با توام ای قابیل برادر کش 
برادری سر جای خود ،  به خدا قسم خودم شکنجه ات می کنم
روایت چهارم
پسرم اعدام هم شوی من مادر از خدا خواهم خواست که تورا ببخشد . دعایم مستجاب خواهد شد .
روایت پنجم
برادر اگر دستتگیرت کرده ایم برای حفظ انقلاب لازم بوده است .
روایت  ششم
در حاشیه ضرب و شتم زندانیان سیاسی بند 350 اوین

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s