کیست دم از مرگ وطن می زند ؟؟!!

منتشرشده: سپتامبر 2, 2016 در سیاست
برچسب‌ها:, , ,

parcham2

 به وبلاگ کاوه فرزند ملت خوش آمدید

 

 .ا ستقلال ، قلمرو سرز مینی  و حاکمیت ملی کشور ما امروز با دو دشمن خطرناک روبر وست

در این وانفسای تجزیه و جنگ داخلی و دولتهای نا کار امد که بر سرنوشت بسیاری از کشور های » خاور میانه » حاکم شده است  ، معدود کشور هایی هستند که دارای آن سابقه تمدنی و استحکام قومی و ملی هستند که  توان سر بر آوردن سلامت از ا ین مهلکه هستند .  کشور ما ایران از این دست کشور ها است .  استقلال ، قلمرو سرز مینی  و حاکمیت ملی کشور ما امروز با دو دشمن خطرناک روبر وست یکم حکومت اسلامی که با ناکارامدی در اداره کشور و سیاست های ماجراجویانه در حوزه روابط بین الملل ، حیا ت کشور را با تهدید های جدی روبرو کرده است و دوم اپوزیسیون نادان و نا کار امد که دست در دست دشمنان تاریخی این سرزمین دانسته و ندانسته و دل در گرو دست یافتن به قدرت به هر قیمت ، زمینه کشاندن » ایران را به جنگ داخلی فراهم  می کنند .  در آرزوی شکست طرحهای ما جرا جویانه حکومت اسلا می  و اپوزیسیون قدرت طلب و آنارشیست و با امید به بوجود آمدن نیروی سومی فراتر از حکومت و گروههای نا کار امد اپوزیسیون  از میان مردم و روشنفکرا ن مستقل و ملی باشیم .

در اشعار زیبای » دکتر باد کوبه ای » تمامی  عناصر امید دهنده و نقاط قوت سرزمین امان ایران برای بقا و سر افرازی جمع است .  ایران و ایرانی با اتکا به این نقاط قوت می توانند کشور را از این بر هه بس خطرناک و خطیر بسلامت عبور دهند .

 

 

کیست دم از مرگ وطن می زند ؟؟!!

کیست دم از مرگ وطن می زند ؟؟!! 

زخم دگر بر دل من می زند !

کیست که دلداده ی خورشید نیست

در دل او پرتو امید نیست

 کیست که یأس است شعار دلش

مرگ چکد از سخن باطلش

 یاس دل کیست که پژمرده است

آب ز آبشخور کین خورده است

 مرگ وطن ، حرف وطن دوست نیست

این سخن از خامه ی یک اجنبی است

 میهن ما زنده ترین میهن است

هر که دم از مرگ زند دشمن است

 مهد اهورای سپنتاست این

کشور جاوید اوستاست این

 خطه ی بس کاوه و بس بابک است

کشور صد آرش و صد مزدک است

 میهن فردوسی والا نژاد

پهنه ی رزم و وطن عدل و داد

 مرگ کجا کشور ایران کجا ؟؟ !!

مرگ کجا ، مهد دلیران کجا ؟؟!!

 گرچه گهی غم به دل ما نشست

حرمت میخانه ی میهن شکست

 لیک نمرده است و نمیرد وطن

رنگ عدم را نپذیرد وطن

 دل سخن نغز به بار آورد

یاد ز گفتار بهار آورد

 گرچه عرب زد چو حرامی به ما

داد یکی دین گرامی !! به ما

مذهب ما ، مذهب ایرانی است

کیش اهورایی انسانی است

 مذهب ما مذهب شمشیر نیست

مکتب خون و غم و تکفیر نیست

مظهر آزادی ما کوروش است

او که نبی است ، نه آدمکش است

 خاک وطن حمله ی چنگیز دید

یورش آن وحشی خون ریز دید

 خون جگر خورد ولیکن نمرد

جان به سلامت ز چنان ورطه برد

 چون به سر دار بشد ، سربه دار

حب وطن گشت یلان را شعار

 باز وطن سرور و سردار شد

دشمن ایران به سر دار شد

 خون سیاووش چو آید به جوش

شعر وطن را بسراید سروش

ما نسپاریم وطن را به کس

تا که بود در تنمان یک نفس

 چون که وطن تا ابد زنده است

جان به رهش دادنم ارزنده است

 ور نه خردمند نخواهد سپرد

جان به ره توده خاکی که مرد

 دم مزن از مرگ وطن دم مزن

خانه ی امید تو بر هم مزن

 زنده ترین زنده مرا میهن است

هر که دم از مرگ زند دشمن است

 کام وطن دوست پر از خنده باد

تا که جهان هست ، وطن زنده باد

 دکتر مصطفی بادکوبه ای

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s