atash
جریانات سیاسی که بدرستی به اصلاح ناپذیری ج.ا. معتقدند ، یاید ضمن پذیرش واقعیت  شرکت مردم در انتخابات در افشای اینکه اصلاح طلبان نه به فکر اصلاح امور مردم که اساسا در جهت اصلاح موقعیت خود در حکومت تلاش می کنند ، سعی وافر نمایند .و در آن صورت و بزودی همین مردمی که با اصلاح طلبان و برای تضعیف کلیت نظام با انان همراه شدند ، رو در وری انان خواهند ایستاد . .
 Ù„ینک صدای مقاله

 اولین گام برای تغییر واقعیت پذیرش آن است . واقعیت اینکه بخشهایی از مردم ما برای تغییر امور هنوز به اصلاح طلبان امید دارند ، واقعیت اینکه بخشهایی از مردم ما برای ضربه زدن به جناحی از حکومت  با جناح دیگر همراه می شوند ، واقعیت اینکه اصلاح طلبان توانستند  با استفاده از این نیاز و از این امید ، بر ندگان این دور باشند . اما من بر انم که برنده شدن اصلاح طلبان،  اتشی در خیمه ولایت یعنی حکومت اسلامی در کلیت ان انداخته است که  دامن همه معتقدان به ولایت ، اصلاح طلب و اعتدالگرا و اصولگرا را خواهد سوزاند .  

می توان  اطمینان داشت ، که برنده شدن اصلاح طلبان در انتخایات به تضعیف نهایی ، حکومت خواهد انجامید و هدف این نوشته ، یحث بر روی این حقیقت است 

انتخابات 7 اسفند ،اتفاقی نادر در سپهر سیاست در ایران و و بدیع  در کنش سیاسی ایرانیان بود  و نتایج آن برهم زننده پیش بینی  بسیاری از ناظران حوادث سیاسی ایران بود و تحلیل آن نیز سطح بالایی از واقعگرایی را طلب می کند 

 بدیع  و نادر بودن کنش سیاسی شرکت کنندگان در این  انتخابات از آن جهت بود ، که ایرانیان شرکت کننده در انتخابات برای اولین بار توانستند بی اعتبار بودن نظرات کانون مر کزی قدرت در ایران در شناخت جامعه را به رخ وی بکشند ونشان دهند که مر جعیت دینی – سیاسی دیگر اعتبار  و تاثیر چندانی بر تصمیم گیری بخش های وسیعی از ایرانیان ندارد و   در عین حال این مهم با همراه کردن  بخشی از طرفداران جان بر کف حکومت اسلامی و مرجعیت دینی ،  یعنی اصلاح طلبان بدست آمد . مردم ایران با استفاده از امکانات  بخشی از هواداران حکومت اسلامی بر علیه بخش دیگرآنانرا در مقابل یکدیگر قرار داده   و تضاد میان آنان را بازهم بیشتر عیان  کرده و به نمایش گذاشتند . اکنون آتش به خیمه گاه ولایت و حکومت اسلامی  افتاده و این آتش نهایتا  حکومت اسلامی و هر دو جناح آن را در خود خواهد گرفت .     بعد از انتخابات اصلاح طلبان و اعتدالگرایان نه یک گروه فکری درون حکومت که با کمک مردم به یک جناح متکی به رای مردم تبدیل شده اند و حذف آنان برای خامنه ای وبیت و سپاه ، بسیار هزینه بر خواهد بود . مردم و فعالان سیاسی  سرنگونی طلب از این تضاد در تضعیف هر چه بیشتر  حکومت اسلامی در کلیت آن استفاده خواهند برد . . 

نتایج انتخابات  در عین حال دو دسته را مات کرد . یکم  خامنه ای و دارو دسته باصطلاح اصولگرایش را و دوم تحریم کنند گان انتخابات را که من آنان  و منجمله خودم را  گرایش سیاسی  بازندگان این انتخابات می دانم . البته پیش بینی من این بود که بخش وسیعی از مردم در انتخابات شرکت خواهند کرد و اصلاح طلبان بسیاری نیز در این انتخابات رای خواهند آورد و حتی احتمال اینکه » عارف » به کرسی ریاست مجلس هم تکیه زند را داده بودم  که این پیش بینی ها درست بود ، اما در مورد در جه تاثیر رای مردم در بر هم زدن قاعده بازی اشتباه کردم و فکر می کردم که خامنه ای و سپاه در نتیجه آرا دست خواهند برد .

برندگان این انتخابات در این مرحله  چه کسانی بودند ؟

برندگان این انتخابات در این دوره  اکبر گنجی ،  اصلاح طلبان  و اعتدالگرایان داخل و بیرون از حکومت  و بخشی از گرایشات چپ طرفدار شرکت در انتخابات متمایل به گروه فداییان اکثریت ( هر چند که این گروه باسابقه سیاسی خود طرفدار تحریم انتخابات بود اما بدنه هوادار » اکثریت» طرفدار شرکت در انتخابات بودند ) ، کشتگر و فرخ نگهدار  هستند .

چرا  اصلاح طلبان و طرفداران شرکت در انتخابات  برندگان این انتخابات بودند ؟

اصلاح طلبان هدف معینی را برای شرکت در انتخابات اعلام کردند و آن حذف کردن چهره ها ی سرشناش جریان اصولگرایی  و مهر ه های بی اختیار خامنه ای از مجلس بود ، نزدیک به هفتاد در صد نمایندگان اصولگرای فعلی مجلس در این انتخابات رای نیاوردند . مصباح  و محمد یزدی  با افتضاح از ورود به مجلس خبر گان باز ماندند ، تمامی کسانی که رهبر بی بصیرت حکومت اسلامی آنان را نمایندگان لیست انگلیسی نام نهاده بود ، و از ملت خواسته بود که به آنان رای ندهند ،  با تعداد رای چشمگیر وارد مجلس خبرگان و شورای اسلامی شدند و تمام اینها  اهدافی  بود که اصلاح طلبان با شرکت در انتخابات به دنبال دستیابی به آن بودند . ممکنست بتوان گفت که در تحلیل نهایی رای شرکت کنندگان در انتخابات رای منفی به نظام اسلامی بود اما اصلاح طلبان در این مرحله معین به اهداف تاکتیکی خود رسیدند . اما پیروزی تاکتیکی آنان به قیمت روشن کردن  اتشی در  خیمه گاه ولایت است که خاموش کردن آن ، اکنون دیگر برای اصلاح طلب و اصولگرا اگر نگوییم غیر ممکن که بسیار مشکل است . از یاد نبریم که اصلاح طلبان در تحلیل نهایی ، خواهان حفظ این نظام هستند .

اصلاح طلبان بر آنند که با استفاده از رای مردم ، بیت و سپاه را به سوی اصلاح پذیر کردن امور به نفع خودشان مجبور خواهند کرد ،  اینان البته غم مردم را ندارند اما از این مهم غافل هستند که سود نهایی شعله ور شدن آتش تضاد میان این دو جناح ، نه به آنان که  به مردم و جریانات سیاسی که بدرستی به اصلاح ناپذیری این نظام قائل هستند خواهد رسید . مگر خاتمی یا کروبی توانستند د رکنار مردم و بر علیه حکومت اسلامی بایستند ؟

بازندگان انتخابات هفتم اسفند چه کسانی هستند ؟

آن دسته از جریانات و اشخاصی که فکر می کردند که شرکت مردم در انتخابات باعث هیچ گونه تغییری در آرایش مجلس شورای اسلامی و خبر گان نخواهد شد ، ان دسته  از جریانات سیاسی که فکر می کردند که در صد بسیار کمی از واجدان رای ، در انتخابات شرکت خواهند کرد . اینان بازندگان این دوره بودند . کسانی که واقعیت  شرکت در انتخابات را نپذیرند ، نهایتا نیز نخواهند توانست از دستاوردهای آن که عمیقتر شدن تضاد میان دو جناح حکومتی است ، بهره ببرند . کسانی که واقعیت شرکت  بخش وسیعی از رای دهندگان را در انتخابات نپذیرند ، نمی توانند   در تغییر این واقعیت نقشی داشته باشند .

می توان گفت که اکثریت انتخاب شوندگان برای مجلس خبر گان از جناح نزدیک به رهبری هستند ، می توان گفت که تعداد زیادی از نمایندگان موسوم به مستقل ها ، در عمل به سوی سپاه گرایش پیدا خواهندکرد ، اما نباید فراموش کرد که تعداد رای زیاد روحانی و رفسنجانی و حذف حداد و مصباح و یزدی ، ضربه محکمی به رهبری و بیت و سپاه  زد و عمود خیمه جماران و دفتر مهندسی انتخابات سپاه را به تکان درآورد .

بنظر می رسد که شرکت کنندگان در انتخابات همراه با اصلاح طلبان ، توانستند ، نا کار آمدی خامنه ای و دار ودسته اش را در مهندسی  رای مردمی که آنان را نیازمند به  راهنمایی  میدانند به نمایش عمومی بگذارند .

 برگ انجیر پوشاننده بی اعتبار بودن بلاهت فقیه در تاثیر گذاری بر گرایش سیاسی مردم  در این انتخابات بزیر افتاد وعدم بصیرت برای جذب مردمی که یطور شیانه روزی زیر بمباران تبلیغاتی صدا و سیمای خامنه ای و سپاه قرار دارند در  مقابل همه به نمایش در آمد ،  خامنه ای اکنون نمی تواند ، مخالفت مستقیمی را که رای دهندگان با نظرات وی نشان دادند را ندیده بگیرد . و این خود در مبارزه با یک رژیم سیاسی  تمامیت خواه که همیشه مدعی حمایت اکثریتی از خود است و به کمتر از 99%  پشتیبانی قانع نیست نکته مهمی است .

حتی اگر خامنه ای و سرداران سپاه برای پوشاندن عدم توانایی خود در کنترل میدان انتخابات و باز پس گرفتن آنچه که اصلاح طلبان بدست اوردند ، دست به ضد حمله بزنند ، این پاتک برای انان هزینه بسیار خواهد داشت و به ریزش بیشتر نیر وها ی حکومت ، منجر خواهد شد و نتیجه آن این خواهد شد که ، بسیاری از اصولگرایان به اصلاح طلبان و بسیار ی از اصلاح طلبان برای همیشه از اصلاح حکومت نا امید شده  و به خیل عظیم توده های مردم نا امید از فرجام خوب  حکومت اسلامی خواهند پیوست . سعی در حذف اصلاح طلبان از سوی بیت و سپاه   اما این بار ، آنان را در مقا بل مردم قرار خواهد داد و اصلاح طلبان در هراس از تضعیف کلیت  نظام ، باز  هم مردم را در مبارزه اشان با ج.ا . تنها خواهند گذاشت و منفعت نهایی این کشمکش های درونی نظام بسود سرنگونی طلبان تمام خواهد شد . بسیاری از مردم که به امید تغییر در سیاست های داخلی و خارجی نظام  به اصلاح طلبان روی آورده اند ، با دیدن عدم توانایی اینان برای ایجاد تغییر ، یه سیاست ها و شخصیت ها یی که این نظام را اصلاح ناپذیر می دانند روی خواهند آورد . اگر بخشهایی از مردم ما هنوز به توانایی اصلاح طلبان برای محدود کردن سر کوب گری در داخل و ماجراجویی در سیاست خارجی امید دارند ، بگذار این بار نیز تجربه کنند و بیحاصلی اعتماد خود را به روحانی و خاتمی و رفسنجانی ببینند ، این دسته از هموطنان اگر این بار هم از اعتماد خود به اینان  نا امید شوند ، برای همیشه از نظام اسلامی در کلیت آن خواهند برید .

 

برندگان حقیقی  انتخابات 7 اسفند .

کسانی که بدرستی به اصلاح ناپذیری این حکومت معتقدند ، باید بسیار هزینه می کردند و بسیار زمان می برد تا سردمداران حکومت فقیهان این چنین عریان و بی پوشش در مقابل رای مردم بایستند و آنانرا به  خاطر مخالفت اشان به بدترین صفات متهم کنند .

ما باید امید و آرزو داشته باشیم که اصلاح طلبان در امر خیر  تضعیف و بی  آبرو کردن خامنه ای و مصباح و حداد بازهم موفق باشند و بیشتر  پیش بروند ، هیچ کس به مانند رفسنجانی و روحانی و اصلاح طلبان و خاتمی به ریشه نظام جهل و جنایت اسلامی ،این چنین  تیشه نزده است و ما سرنگونی طلبان باید برای ادامه  کار این شریکان دزد و نارفیقان قافله مردم آرزوی موفقیت بکنیم . اما سرنگونی طلبان از آقایان اصلاح طلب برای این امر خیرشان تشکر نخواهند کرد ، چه اینکه روحانی و اکبر گنجی و میر حسین ، با هدف تقویت حکومت اسلامی ،جناح رقیب  را تضعیف می کنند ، اما بخش های وسیعی از شرکت کنند گان در انتخابات نه برای تقویت حکومت اسلامی که برای ریشه کن کردن نهایی این جریان ضد ملی متشکل از اصولگرا و اصلاح طلب و زدودن اینان از سپهر سیاسی کشورمان  در انتخابات شرکت کرد ه اند . این آن نکته ظریف مستتر در کنش سیاسی ایرانیان در این دوره معین است .

 

. سخنان آن هموطن شجاع در صف رای دهندگان را از یاد نبریم که به مصاحبه کننده می گفت رای دادنش فقط برای اینستکه عده ای رای نیاورند ،  این دسته از هموطنان نه برای پیروز شدن اصلاح طلب و مطهری مرتجع و ری شهری قاتل فرزندان مردم که اساسا برای تضعیف کلیت نظام ، در همراهی  با بخشی از نظام با آنان همراه شدند و این خود انتخاب هوشمندانه ای است .

جریانات سیاسی که بدرستی به اصلاح ناپذیری ج.ا. معتقدند ، یاید ضمن پذیرش واقعیت  شرکت مردم در انتخابات در افشای اینکه اصلاح طلبان نه به فکر اصلاح امور مردم که اساسا در جهت اصلاح موقعیت خود در حکومت تلاش می کنند ، سعی وافر نمایند .و در آن صورت و بزودی همین مردمی که با اصلاح طلبان و برای تضعیف کلیت نظام با انان همراه شدند ، رو در وری انان خواهند ایستاد . .

 نتایج انتخابات و وظایف ما :

منظور از ما کسانی هستند که به اصلاح ناپذیری نظام عقیده دارند ، ما باید همزمان در افشا گری ماهیت ضد مردمی هردو جناح سعی و کوشش کنیم . ما باید بدون اینکه از نتایج مثبت  تضعیف ج.ا. به دست جناح اعتدالگرا غافل شویم ، از تبدیل شدن آنان به قهرمانان آزادی در کشور مان جلوگیری کنیم ، باید برای مردم ، تشریح کنیم که اینان نیز حتی اگر تمام قدرت را در دست داشته باشند ، حداکثر برای طولانی کردن عمر رژیم جهل و جنایت و نه برای بهبود امور مردم و گسترش وحدت ملی و زدودن فقر و فاقه تلاش خواهند کرد . جنایات  روباه حیله گری مانند رفسنجانی یا آن حسن روحانی ، در نابودی سرمایه های مادی و معنوی کشور ، کم از خمینی و خامنه ای نیست ، عقب ماندگی فکری اکبر گنجی ها و مطهری ها و مهدی خز علی ها ، به شکلی دیگر همان عقب ماندگی فکری مصباح و محمد یزدی و خامنه ای و رهبران سپاه است . اما نیاز تاکتیکی ما  عاشقان منافع تاریخی ملت ایران به این دسته از حزب اللهی ها ، در تیشه ای است که اینان  به ریشه حکومت اسلامی میزنند .

چه باید کرد ؟

از یاد نبریم که در اروپا ،  پرو تستان ها  خود ضربه اساسی را به سلسله مراتب کلیسای مرتجع کاتولیکی زدند ، اما خود نیز هر گز نتوانستند کلیسا و ارتجاع سیاسی مترتب بر آن را از زیر ضربه خرد کننده  حرکت پیشرو روشنفکران دوران نوزایی فکری مدرن نجات دهند !!. سلسه مراتب سیاسی کلیسایی  به کمک بخشی از خود کلیساییان و بدست پر توان مردم و روشنفکران  خواهان نوزایی و مدرنیته  نابود شد و اروپای مدرن بر خرابه های همان کلیسا و سلسله مراتب ارتجاعی بنیاد شد .

ایران ما امروز تقریبا در چنین شرایطی قرار دارد ، ایرانیان این دوره از حیات تاریخی ملت ایران در حال پی ریزی دوران پر شکوهی هستند ، با  سر کشیدن داروی تلخ و حتی مهوع اصلاح طلبی  ، میکرب حکومت اسلامی را باید در درون کالبد ایران بزرگ تضعیف کرده و در راه امحای قطعی آن گام برداشت بدون اینکه به این داروی تلخ و مهوع ، معتاد شد .

 مردم ایران اگر به ادعاهای رفسنجانی و خاتمی برای ساختن ایرانی سربلند ، آزاد و مستقل باور کنند ، درست به مانند بیماری خواهند بود که به دارویی معتاد می شوند که برای رفع بیماری و برای دوره ای موقت برای آنان تجویز شده است .

روشنفکران مدرن و مردم آزادیخواهی که به درستی به عدم امکان اصلاح حکومت اسلامی باور دارند ، موظفند که ویژگی های این دوران را بعنوان دوران گذار از عصر ماقبل مدرن حیات تاریخی ایران و ایرانی ، به دوره نوزایی و رنسانس  برای مردم تشریح کنند ، هر گونه اعتماد به جناح های ج.ا .  برای ساختن کاخ رفیع ایران مترقی و شکوهمند ، در جا زدن مردم و طولانی کردن این دوران برزخی گذار است . جمهوری اسلامی باید برود ، برای برون رفت از تلخ ترین دوران حیات تاریخی ملت بزرگ ایران ، راه دیگری نیست .

 

 

Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. دانیال می‌گوید:

    دوست عزیز در رابطه با اینکه کسانی که رای دادند به اصلاح طلبان امید دارند باید بگویم نمیدانم که شما در داخل ایران زندگی میکنید یا خارج از آن مسیله امید داشتن به اصلاح طلبان نیست برای مثل من شخصا میخواهم سر به تن هیچکدامشان نباشد ولی برای کسی که در این کشور زندگی میکند و با مسایل و مشکلات آن دست به گریبانان است این تنها راهی بود که میتوانست به تغییر مثبت هر چند کوچکی بیانجامد، برای آنان که در خارج از کشور زندگی میکنند راحت است که از راههای تهاجمی بر علیه حکومت حرف بزنند برای من هم بهترین اتفاق سرنگونی این حکومت فاسد است اما آنان که در داخل زندگی میکنند باید به فکر زن و فرزند و خانواده نیز باشند و راهی عملی با هزینه ای قابل قبول را انتخاب کنند، این تمام ماجراست، هیچ اتفاق عجیب و غریبی نیفتاده است مردم آنچه را که از دستشان برمی آمد برای بهبود زندگیشان انجام دادند

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s