«برجام» ، «عصای موسای رهبری» و ورشکستگی دستگاه فکری حکومت اسلامی

منتشرشده: اکتبر 24, 2015 در تحلیل سیاسی هفته, سیاست
برچسب‌ها:, , , , , ,

تحلیل سیاسی هفته از کاوه فرزند ملت

 لینک صدای مقاله

بالاخره بعد از ماهها   «علی خامنه ای »  ، رهبر حکومت اسلامی  موضع مشخص خود را با اما و اگر هایی  نسبت به توافق اخیر هسته ای(بر جام ) میان ایران و کشورهای 5+1 اعلام کرد .

جناح های مختلف  منتقد اجرای «برجام » از جمله  دلواپسان  ، که در این چند ماه پس از امضای توافقنامه و در مقابل  تحرک  » روحانی » و » ظریف » و اصلاح طلبان رنگا رنگ ،خود را در موضع ضعف و حتی شکست می دیدند ، در پی انتشار نامه رهبر حکومت اسلامی به حسن روحانی مبنی بر موافقت با اجرای » برجام » سعی کردند از این نامه مستمسکی ساخته و آنرا نشانه پیرزوی خود در مقابل جناح  مخالف قلمدادکنند .

 موضوع این نوشته بر خورد با این مسئله است که  در پی امضای » بر جام » و  انتشار نامه » خامنه ای » چه تغییر بزرگی  در سیاستها و ماهیت آمریکا صورت گرفته است که «رهبری » و  جناح منتقد » بر جام » ، که  در طول چند ماه پس از امضای این توافقنامه نام آنرا » نقوذ از راه توافق هسته ای »  و مقابله با  عوارض جانبی آن را بعنوان اهم وظایف انقلابی خود نام می نهادند ،. اکنون برای اجرای دقیق آن حتی  به تهدید ناشی از نیاز و عجز روی آورده اند ؟  مگر خامنه ای سالها ی سال از تحریمها بعنوان فرصت یاد نمی کرد ؟پس چه شده که اکنون خواهان برداشتن تحریمها است و آمریکا را تهدید می کند که اگر تحریمها برداشته  نشوند این  می کند و آن می کند و در ادامه خواهیم دید که این تهدیدها بیشتر التماس است و از دست حضرات هیچ اقدام عملی بر نمی اید . یعنی آنموقع که  سران نظام از تحریمها بعنوان فرصت یاد می کردند ، خرانه بیت رهبری و سپاه خالی نیود و این که تحریمها چه بر سر مردم می آورد برای اینان محلی از اعراب نداشت ، اما الان که خامنه ای عاجزانه از اوباما می خواهد که تحریمها نباید  هیچگاه بر گردند  ، بنگاههای اقتصادی و مالی زیر کنترل بیت رهبری و سپاه و نهادهای مختلف  ، تحت فشار شدید مالی و پولی هستند و اینان که مردم خود را که هیچ دین و ایمان خود راهم در مقابل پول می فروشند ، به زبان آمده اند  که جانشان از تحریمها به لب رسیده است .

دو واقعیت نیز  از میان دهها عامل  دیگر در وادشتن حکومت اسلامی  به گسترش ارتباطات با دنیای غرب بیشتر مهم هستند ، یکی  نیاز های سیاسی  و ارتباط بین الملل حکومت اسلامی  و ان دیگری  در یافت تضمین امنیتی از سوی  آمریکا بر ادامه حیات جمهوری اسلامی .

آمریکا که در ادامه خروج نظامی خود از منطقه بدنبال متحدی برای سرکوب افراطیگری سلفی – سنی می گشت  این متحد را در جمهوری اسلامی یافت و نظام نیز که بنا بر ماهیت فرقه ای خود دشمنی ماهوی با مسلمانان سنی دارد و از جانب آنان برای خود  خطر حیاتی حس می کند از ایفای نقش در این سرکوب استقبال کرده و و ضمن گسترش در گیری با افراطی گری سنی  در همه کشورهای منطقه این اشتراک مواضع  را به معنای دریافت تضمین امنیتی از سوی آمریکا تلقی کرد .

« با اینکه » رهبری » در این نامه صراحتا  بر اجرای برجام که اصولگرایان مخالف آن بودند پای می فشرد ،روزنامه کیهان  ، نامه «خامنه ای » را  «عصای موسی ، باطل السحر برجام »  نام می نهد و » نبویان »  در مصاحبه با » رجا نیوز» خواهان رمز گشایی از این پیام بعنوان سندی تاریخی می شود .

می گویند شریری  که خلق از دست  وی  به عذاب آمده بودند را  کلاه بوقی بر سر نهاده ، بصورت خلاف جهت معمول بر خری نشانده و مردم  وی را مسخره و استهزا می کردند ، وی گویا  که اتفاقی نیفتاده است  هاج و واج فریاد بر می آورد  که این جماعت چرا می خندند مگر اتفاقی افتاده است «!!

حکایت جماعت حزب الله نیز یاد آور این متل است . بنیانگذار وهمچنین  رهبر فعلی  حکومت اسلامی سالها  هر گونه مذاکره با شیطان بزرگ را بعنوان جرمی نا بخشودنی و نفس طرح چنین موضوعی را خیانت به امت و امام تلقی می کردند. حالا شروع به مذاکره و مغازله با همانی که تاکنون آن را شیطان بزرگ نا م نهاده بوده اند کرده اند و این آقایان می گویند آعاز رسمی این مغازله و اعلام رسمی عقب نشینی و هزیمت ، باطل السحر ارتباط با امریکا است .  جل الخالق  از این جماعت رنگرز . اینا ن هر چه را که بتوانند رنگ کنند مردم را نخواهند توانست بفریبند .

 »  در کارگاه رنگرزان دیار ما 

رنگی برای پو شا ندن آثار ننگ نیست «

اما ادامه بحث

 بعد از شروع مذاکرات و تا کنون خامنه ای و اصولگرایان و جماعت دلواپس با گوشه و اشاره و کنایه  سعی در القای این موضوع را داشتند که این اصلاح طلبان و جناح روحانی است که می خواهند چنین مذاکراتی را به » نظام » تحمیل کنند . کم کم مشخص شد که اصل مذاکرات  بنا به کفته » خامنه ای » اساسا در اواخر دوران دولت » احمدی نژاد » و آنطور که وی می گوید با پا در میانی یکی از محترمین منطقه آغاز شده بوده است .

بعد از افشای این حقیقت » خامنه ای» تا مدتها زبان در کام کشیده و جرات ابراز این حقیقت را که خود وی خواهان آعاز مذاکرات منجر به بر جام  بوده است  را نداشت . این حقیقت ،  موضوع دیگری را  به ذهن عاشقان سینه چاک ولایت متبادر می کرد و آن این است اگر مذاکرات قبل از شروع انتخاب ریاست جمهوری یازدهم (روحانی ) شروع شده بوده است ، پس جلیلی و یا هر اصولگرای دیگری نمی توانسته  از صندوق رای ولایت بیرون بیاید و بطور طبیعی باید یک شخصیت ملایم و اصلاح طلب  بر مسند ریاست جمهوری نظام  می نشست . پذیرش همه این حقایق به این معنی  بود که خامنه ای و بیت رهبری و سرداران سپاه حداقل از اوائل سال 1392 به مذاکرات با آمریکا رای داده بوده اند و در ارتباط با این موضوع ،  نیاز هم به انتخاب شدن فردی مثل » حسن روحانی » داشته اند و… که خود  این حقیقت  مهندسی انتخابات ریاست جمهوری یازدهم از سوی رهبری را لازم می کرده است که   پذیرش این حقیقت دو نتیجه در پی خواهد داشت . یکم اینکه استدلال  آنانی که به اصلاح نظام دل بسته اند و انتخاب شدن «روحانی » را دلیل عقب نشینی پوسته سخت قدرت در مقابل انتخاب کنندگان روحانی می دانستند از اساس باطل می شود یعنی اینکه انتخاب شدن روحانی قبل از اینکه تسلیم شدن » رهبری » در مقابل خواست مردم را نشان دهد بیانگر نیاز وی به این موضوع بوده است و ی نمی توانسته با آمریکا مذاکره کند و در عین حال و بنا بر عادات مالوف از  انتخاب مثلا «جلیلی » پشتیبانی کند   ، اما چرا » ولایتی » و یا نه » حداد عادل » ذوب شده در ولایت » ؟  طبیعی است که اتاق های فکر و بر نامه ریزان حکومت به این نتیجه رسیده بودند که اگر ر وحانی انتخاب شود ، اصلاح صلبان رنگارگ نیز به ادامه اصلاحات امیدوار شده و از دمیدن در بوقهای اصلاح طلبی خود خلع سلاح خواهند شد و به مردمی هم که در سال 1388 شعار «رای ام کو» را سر داده بودند نیز  گفته می شد به » رای » خود رسیدید » به خانه های خود باز گردید .

با توجه به همه این واقعیتها بود که اصولگرایان تا همین چند روز پیش هم با این که حس می کردند مقام ولایت با اینان بازی کرده است و با کار ت اینان دست به قمار زده است اما از پذیرش این حقیقت به امید اینکه دستگاه فکری ایشان در هم نشکند سر باز می زدند . اکنون هم که خود » خامنه ای » که مجبور شد بنا بر نص مستقیم قانون مصوبه » شورای عالی امنیت ملی » را تایید کند ، به اما  و اگرهای بی تاثیری که وی در نامه تاییدیه اجرای بر جام مطر ح کرده است دلخوش کرده اند و و مانند آن شریر رسوایی که وی را بر خری سوار کرده بودند هاج و واج می پرسند : خبری شده است «؟

در پاسخ به روزنامه کیهان که دستور العمل اجرای بر جام از جانب خامنه ای را » باطل السحر بر جام » لفب داده است باید گفت : شرطی که » خامنه ای » در دستور العملش بر ای اجرای بر جام نهاده است و اینکه گویا اگر آمریکا و ارو پا ، تحریمها را بر گردانند ، جمهوری اسلامی نیز اجرای آنرا متوقف می کند  و اینکه روسای جمهور ی آمریکا و اتحادیه اروپا باید تعهدی کتبی مبنی بر بازنگرداندن تحریمها بدهند اساسا محلی از اعراب ندارد ، چه اینکه بنا بر دستور » اوباما » رئیس جمهور ی آمریکا ، تحریمهای بر قرار شده از سوی این کشور لغو نشده و فقط متوقف شده اند و در هر لحظه که آمریکا تشخیص دهد که جمهور ی اسلامی تردیدی در مورد اجرای بر جام به خود را دهد اجرای تحریم ها به حال اول باز خواهد گشت . یعنی همان شرط اولی که » خامنه ای » برای اجرای » بر جام » نهاده نقدا و در حال حاضر بر آورده نشده است !! اما چرا رهبر نظام اسلامی این واقعیت عیان را دیده و خود را به ندیدن میزند ؟ آیا این نیست که دستگاه عقیدتی و ایدنولوژیک حکومت اسلامی در پی بیش از سه دهه شعار آمریکا شیطان بزرگ  بنا بر اصل هدف وسیله را توجیه می کند  مذاکره با آمریکا  را شروع کرده  یکسره در هم شکسته شده است ؟ و رهبران نظام به واقعیتی گردن نهاده اند که تا همین چند سال پیش افرادی را به جرم اینکه گفته بودند مردم ایران خواهان مذاکره با امریکا هستند مورد تغقیب قضایی قرار دادند ؟؟

به خامنه ای باید گفت این آمریکا است که برای شما شرط گذاشته وتحریمها را بر نداشته که اجرای آنها متوقف کرده است ، پس چر ا شما شروع به پودر کردن اورانیم های غنی شده و از کار بیکار کردن سانتریفیوزها کرده اید ؟

آیا حقیقت این نیست که خود نظام هم در حال اجرای و سازمان دهی یک عقب نشینی گام به گام از ادعا ها و پذیرش  ورشکستگی ایدولوژیک خود است  ؟ دستگاهی که بر اساس  باور های ادعاییش دهها پرونده قضایی با عنوان مسخره  جاسوس آمریکا بودن و افسر جنگ نرم مورد تعقیب قضایی قرار داده و با پذیرش تحریمها موجب به بار آمدن خسارات جبر ان نا پذیر بر مردم و کشور شدند .

اما ترک برداشتن پوسته سخت دستگاه عقیدتی نظام ولایی به چه معناست و  جه نتایجی در بر دارد که » خامنه ای » و اصولگرایان از پذیرش ان هراسانند .

دستگاه فکری نظام  حکومت اسلامی بر اساس ایده ای بنام «مبارزه با استکبار و دفاع از مستضعف «،  و اصل نه شرقی و نه غربی و اینکه مکتب شیعه خود توان تولید فکر و ایده برای الزمات اداره یک نظام  و جامعه بهنجار را دارد بنیان گذاری شده است و در طول سالها توانسته بخشهایی از شیعیان و اقراد ضد آمریکایی و ضد مدرن و ضد مدر نیته را جذب کرده و از نیروی آنان در جهت ادامه حیات خود بهره بگیرد . جمهوری اسلامی با بهره گیری از چنین شعار هایی شیعیان جنوب لبنان ، بخشهایی از فلسطیینی ها را که دارای مشکلات ارضی با دولت اسراییل هستد ، حوثی های یمن را که از دست نظام نا کار آمد  حاکم بر آن سرزمین بجان آمده اند را جذب کند . همین تبلیغات و اینکه گویا این نظام سیاست موازنه منفی «مصدق » را ادامه میدهد و اینکه گویا در راستای مبارزه با آمریکا و دفاع از فقرا و محرومان گام بر می دارد حتی بخشهایی از ملی گرایان ایرانی و هواداران تفکر چپ را نیز جذب کرده و به دفاع از خود وا داشته است .

 در حال حاضر جمهوری اسلامی  از یک سو از نظر  فکری و ایده پردازی  خود را بطور کامل در اختیار دستگاه ایدئولوزیک حاکم بر کرملین که آن نیز بنا بر منافع ملت روس یکسره دم از مبارزه با ابر قدرتی  آمریکا میزند نهاده است . از سوی دیگر به آن دیگری وفا نکرده  عملا دستان ظریف و صالحی رییس سازمان انرژی اتمی ایران دستان کری را نه بافشردن دست که تا مرفق سخت محکم چسبیده اند که مباد که آمریکا توقف تحریمها را ادامه ندهد و اینروزها تهران به محل اقامتگاه دائم و موقتی روسای شرکتهای تجاری آمریکایی و اروپایی شده است که بر اساس تبلیغات همین نظام  مکندگان خون مستضعفین و مومنان و منتظران ظهور هستند .

اگر آمریکا مستکبر وظالم و مکنده خون مستضعفین هست ، اگر آمریکا شیطان بزرگ است ، اگر این از آن بدتر و شوروی (روسیه ) از هرد و بدتر ، جمهوری اسلامی در میان این از هردو بدتر چه می کند ؟ کجاست آن دستگاه فکری که بنیانگذار جمهوری اسلامی مدعی ایجاد آن بود ؟ کجاست آن ادعاهای پر طمطراق نه شرقی ، نه غربی . آن شعار اکنون تغییر یاقته است و اکنون ، هم غربی ، هم شرقی ، حکومت اسلامی  بیانگر وضعیت این نظام است

 

تعاقب این تناقض ها ریزش نیرو و طرفداران نظام را در پی خواهد داشت . خامنه ای چاره ای ندارد جز اینکه  ادعا کند که  این ما هستیم که برای آمریکا شرط می گذاریم  ، اما در عمل به همه شرایط طرف مقابل گردن بگذارد . اگر » حسین شریعتمداری » سر خود را در برف فرو کرده تا از دیدن شکست روز بروز ایدئولوژیک دستگاه فکری نظام محبوب خود احتراز کند اما ادامه این عقب نشینی ها به هزیمت مادی و فیزیکی این نظام  منجر خواهد شد و از این نظام  نیز مانند سایر نظامهای عقیدتی و استبدادی ، جز جامعه ای استبداد زده و شکست خورده چیزی باقی نخواند ماند .

 

 

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s