آیا علی خامنه ای درس خوانده دانشگاه مارکسیست – لنینیستی مسکو است 

 برای شنیدن مقاله اینجا راکلیک کنید 

اخیرا یکی از ایرانیان فعال سیا سی در خارج از کشور اعلام کرده است که مدارکی از آرشیو دانشگاه «پاتریس لومومبای» مسکو به دست آورده است که نشان می دهد رهبر جمهوری اسلامی «علی خامنه ای » در فاصله سالهای 1343-1347با نام فامیلی مستعار » موسوی » در این دانشگاه به تحصیل مشغول بوده است .

دیدار رامین مهمانپرست از دانشگاه پاتریس لومومبا

دیدار رامین مهمانپرست از دانشگاه پاتریس لومومبا

دانشگا ه های مختلف سپاه پاسداران نسخه شبیه سازی شده از روی همین دانشگاه مارکسیست – لنینیستی بوده و در این دانشکاه ها ، کادر های متخصص برای اداره امور جمهوری اسلامی که اتفاقا فقط به درد همین نظام هم می خورند تربیت می شوند .
در دانشگاه پاتریس لومومومبا نه فقط کادرهای سازمان امنیت شوروی معروف به ک.گ.ب .برای در دست گرفتن امور امنیتی و دیپلماتیک کشور شوروی تربیت می شدند که افراد معرفی شده از سوی احزاب کمونیست و افراد مورد اعتماد سیستم امنیتی شوروی نیز در این دانشگاه امکان تحصیل می یافتند تا بعد ا بعنوان کادر های سرسپرده برای پیش برد منافع شوروی در کشور های خود به خدمت مشغول شوند .
اما ای کاش کاشتن افراد سرسپره برای پیش بردن منافع ابر قدرت شوروی در کشورهای خود فقط به شکل این بود که فرد در دانشکاه های تحت مدیریت ک.گ.ب درس می خواند که در آن صورت شناختن نوکران سر سپرده منافع بیگانگان کار مشکلی نبود . این مراکز فکری- استراتژیک توانستند با تولید اید ئولوژی های استعماری به مغز شویی میلیونها ج.ان مستعد و یا رهبران سیاسی و مذهبی کشورهای دیگر بپردازند
ممکنست این دانشگاه و مراکز اموزشی – امنیتی شوروی سابق توانسته باشنددر طول حیات خود صد، دویست یا پانصد نفر را آموزش داده و آنان را به دانش آموختگان و پیش برندگان منافع خود تبدیل کرده باشند . اما با کمی هوشیاری بیشتر نسبت به آنچه که مدعی تحصیل علی خامنه ای در دانشگاه » پاتریس لومومبا » به کا ر گرفته است و با نگاه عمیقتر نسبت به این موضوع ما باید متوجه مسئله دیگری شویم .و آن مسئله اینستکه :
کشور اتحاد جماهیر شوروی برای استفاده از نیروی افرادی از کشورهایی دیگر و آن هم نه به صورت پراکنده که به شکل انبوه ، روش دیگری هم داشته است و ان ساخت و پرداخت ایدئولوزی مارکسیستی به شکلی بود که در خدمت منافع روسیه بزرگ عمل کند و نام مارکسیسم روسی را بدون پرده پوشی مارکسیسم – لنینیسم نهادند .

مارکسیسم – لنینیسم بر خلاف مارکسیسم که معتقد بود انقلاب سوسیالیستی از کشورهای اروپایی و در کشورهای پیشرفته صنعتی آغاز می شود ادعا کرد که در کشورهای آسیایی هم که در آن حزب کمونیست قوی و سراسری وجود ندارد امکان انقلاباتی که بعدا به سوسیالیزم ختم و به رهبری جزب کمونیست ختم خواهند شد نیز وجود دارد مشروط به اینکه هیئت حاکمه آن کشور ، حتی اگر از عقب مانده ترین احزاب آن کشور باشند متحد اتحاد جماهیر شوروی باشند و نام این تئوری انقلابات رهایی بخش و یا انقلابات بورژوا دموکراتیک نام گرفت .
نا گفته پیداست که این تئوری که از اندیشکده های فکری استراتژها ئ بر نامه ریزان روس بر آمده بود بدنبال این بود متحدان بیشتری از میان کشورهای مسلمان و افریقایی پیدا کرده و از کارت این کشورها در رقابت و بازی های سیاسی که با آمریکا و اروپا داشت استفاده کند . وبا ابن تئوری بود که شوروی توانست فراتر از کشورهایی که ، احزاب کمونیست طرفدار روسیه بر آن حاکم بودند ، قدرت خود را در کشورهایی مانند ، مصر ، سوریه ، در دورانی در عراق و لیبی و هند وبعد ها افغانستان گسرش داده و با کمک به شکل گیری احزاب کمونیست براد ر ، توانستند از انرژی میلیونها انسان در اه آبادانی و شکوفایی کشور خود و استعمار و استثمار کشورهای متحد خود بهره ببرند . طرفه آنکه نظام سیاسی در تمامی این کشورها به سرکوب شدید کمونیستها می پر داختند و از آنجاییکه وجهه همت شوروی ها نه دفاع از کمونیسن و کمونیستها که دفاع از منافع کشور خودشان بود ، هیچگاه نسبت به سرکوب وحشیانه کمونیستها در این کشورها اعتراضی نمی کردند .
از آنجایی که رقیب اصلی شوروی و روسها ، کشورهایی نحت رهبری آمریکا بودند ، تئوری بافان کرملین توانستند به هواداران خود القا کنند که هر گونه توسعه پیشرفت کشورهای توسعه نیافته منوط به مبارزه با آمریکا تحت رهبری شوروی است . در این ارتباط بود که وابستگان فکری احزاب کمونیست و برادر در کشور ماهم بنا بر وابستگی فکری خود تضاد اصلی کشور ما را تضاد بین خلق و امپریالیزم به سر کردگی آمریکا دانسته و ادعا می کردند کافی است حضور سیاسی – نظامی آمریکا در ایران تمام شود تا کشور ما گلستان شود .
همه ما می دانیم که با پیدایی چمهوری اسلامی در ایران حضور سیاسی . نظامی آمریکا در کشورمان به پایان رسید اما تمامی ویژگی های یک کشور صادر کننده نفت و وارد کننده کالا با اختلاس و فساد و فقر و فاقه بیشتر در کشورمان ادامه پیدا کرد . اما آن تئوری مبارزه با امپریالیسم و مشخصا با آمریکا به هدف واقعی خود که بر چیده شدن یایگاههای استراق سمع که از سوی کشورهای غربی بر علیه شوروی بر پا شده بود ، بر چیده شدند . یعنی تئوری مبارزه ضد امپریالیستی در هدف خود موفق بود و روسیه به هدف خود که بر سرنگون شدن نظام ضد روسی در ایران بود رسید اما این تئوری نمی توانست به منافع ملی ما خدمتی کند و اساسا در راستای به کار گیری مغز و اندیشه و توان هزاران مبارزه راه آزادی و عدالت اجتماعی ایرانی برای خدمت به ملت روس ، سازماندهی شده بود . جالب اینکه بعد از فروپاشی شوروی ، سیاست خارجی فدراسیون روسیه دقیقا و صد در صد در همان راستای تئوری های مبارزات باصطلاح ضد امپریا لیستی و آزادی بخش ادامه پیدا کرد .

ملاقات رامین مهمانپرست با رییس دانشگاه پاتریس لومومبا غکس ها از سایت امیر عباس فخر آور گرفته شده است

ملاقات رامین مهمانپرست با رییس
دانشگاه پاتریس لومومبا
غکس ها از سایت امیر عباس فخر آور گرفته شده است

روحانیت و گروههای مذهبی که با شاه مبارزه می کردند از خود تئوری مبارزاتی نداشتند و عملا از نظر تئوری مبارزاتی میراٍث خوار گروههای چپ مارکسیست لنینیست بودند . یعنی وقتی که یک آخوند مبارزیا یک مذهبی بر علیه شاه از وابسته بودن ایران ، اقتصاد تک محصولی ، صدور سرمایه یا استعمارو استثمار حرف می زد از تئوری های چپ که انان خود نیز از تئوری بافان روسی به وام گرفته بودند ، بهره فکری می گرفت . مثلا دکتر علی شریعتی وقتی می خواهد عدالت طلب بودن «ابوذر » را اثبات کند از وی تحت عنوان اولین سوسیالیست جهان نام می برد .
یعنی امروز هم که رهبران جمهوری اسلامی چه علی خامنه ای ، چه رهبران سپاه از زوال امریالیزم و آمریکا و نابودی سرمایه داری حرف می زنند در همان فضای فکری مبارزات ضد آمریکایی روسها نفس می کشند و برای خالی نبودن عریضه چند ایه قران و حدیث هم که اساسا ربطی به این ترهات ضد آمریکایی نداردند اضافه می کنند .
به سایت خبرگزاری فارس سری بزنید برای اثبات ادعاهای ضد آمریکای یخود یا از رهبر کره شمالی نقل قول می |آورد یا با رهبر حزب کمونیست تاجیکستان «شبدالف «مصاحبه می کند و یا بسراغ مسئلولین کشور های سابق اتحاد جماهیر شوروی می رود که اکنون حتی بعد از فروپاشی شووروی با استبداد و حکومت های مادام العمر بر مردم خود حکومت می کنند
بیایید بررسی کنیم وقتی رهبر ایران تحت عنوان «جبهه متحد ضد امپریالیسم » ، «زوال امپریالیسم » ، «مبارزات ضد امپریالیستی مشترک میان ایران و ونزوئلا » صحبت می کند ، کدام خروجی و عمل را بدنبال آورده است ؟
این سیاست ها نزدیک شدن روز افزون ایران به روسیه که برای این کشور قراردادها بزرگ سایت هسته ای بوشهر را بدنبال داشته است ، مبادله نفت در مقابل واردات کالاهای غیر استاندارد روسی و از همه مهمتر دفاع از منافع روسیه در سوریه و لبنان و ایران که مشخصترین ویژگی آن نا امن کردن منطقه برای جلوگیری از حضور آمریکایی ها در این کشور هاست که نیاز اساسی منطقه ای روسیه می باشد را بدنبال ذاشته است . .همین سیاست ضد آمریکایی برای مردم ایران تحریم ، عقب ماندگی صنایع استخراجی نفت و گاز ، نابودی تولیدات صنعتی را بدنبال داشته است .
این سیاستها کوتاه امدن جمهوری اسلامی در مقابل روشن نبودن رژیم حقوقی بحر خزر را بنبال داشته است که مشخصا روسیه از آن نفع می برد ،این سیاستها نردیکی به چین را بدنبال داشته است که موجب قراردهای نفتی فضاحت بار ایران با این کشور را برای ما به ارمغان آورده است .
یعنی اگر دهها و صدها مبارز حزب الله و جمهوری اسلامی به دانشکد ه های مارکسیستی- لنینیستی می رفتند نمی توانستند به حدی که تئوری مبارزات ضد امپریالیستی بر آمده از اتاق های فکر کرملین که ذهن دهها و صدها چپ و مذهبی در ایران را به خدمت خود گرفت و اینان را به پیاده نظام ارزشهای روسی – مارکسیستی تبدیل کرد ، در خدمت اربابان فکری خود باشند .
فارغ از اینکه » علی خامنه ای » برای تحصیل به مسکو رفته باشد یا نه فضای فکری وی که اواز آن ایده و اندیشه می گیرئ فضا و میدانی است که در راستای خدمت به روسها نشو و نما یافته است .
مثلا در نظر بگیرید مگر قاسم سلیمانی و رهبران سپاه و لاریجانی و حتی حزب اللهی های سبز مانند ظریف و روحانی که هنوز با اینکه به اجبار پای میز مذاکره با آمریکا نشسته ، اما با اعتقاد به مبارزات ضد آمریکایی ، هر از چند گاه شعار های ضد امپریالیستی می دهند به مسکو رفته و در آنجا آموزش دیده اند ؟ قطعا نه ، به روسیه نرفته اند ، در دانشگاه «پاتریس لومومبا » هم درس نخوانده اند اما ذهن و مغزشان از با تئوری هایی پر شده و یا بزبان دیگر شستشو داده شده است که سیاست هایشان اساسا خدمت به منافع روسیه و حفظ حکومت حزب الله و وارد آوردن آسیب جدی به منافع ایران و ایرانی است .
من نه تنها عنوان » رفیق ایت الله » را عنوان مناسبی میدانم که معتقدم برای نامیدن حزب اللهی های حاکم بر ایران عنوان «رفیق حزب الله » نیز به کار گرفته شود .

عنوان مقاله از کتاب » امیر عباس فخر آور  با همین نام گرفته شده است .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s