توافق هسته ای یا «صلح مسلح «میان دو دشمن خونین

برای شنیدن اینجا را کلیک کنید 

این پروسه  ،آغاز رقص مرگ انقلاب اسلامی با آمریکا است

این پروسه ،آغاز رقص مرگ انقلاب اسلامی با آمریکا است

برای شنیدن ایتجا را کلیک کنید 

چرا نمی توان توافق هسته ای  بدست آمده در 23 تیر ماه میان دو طرف مذاکره کننده یعنی جمهوری اسلامی ایران از یکطرف و کشورهای 5+1 از سوی

دیگر را توافقی ماندگار برای پایه ریزی همکاری های اقتصادی  و سیاسی  بر اساس احترام متقابل در فضایی حاکی از اعتماد دانست ؟

 چرا عنوان صلح مسلح برای این توافق را می توان گویا ترین احتمال  مبتنی بر نتیجه مذاکرات 22 ماهه میان نظام  ج.ا. و طرفین مذاکره کننده دانست ؟.

کفتمان حاکم بر جمهوری اسلامی که تمام تلاش خود را بر اجرای شریعت با قرائت شیعه ایرانی آنهم از نوع اصولگرایش قرار داده است  در اجرای این خواسته رو ز تا روز در مقابل خود دومانع عمده را در حال رشد می بیند .

جریان اول – بخشهای اساسی  اکثریت قاطع  مردم ایران هستند که خواهان  هماهنگی هر چه بیشتر  با دنیا و زندگی مدرن برای بر خورداری از آخرین دست اوردهای فنی و تکنولوژیک در حوزه های مختلف حیات سیاسی – اجتماعی خود هستند .امروز حتی بخشهایی از حزب اللهی ها نیز در رفع نیاز زندگی و نیازهای روز مره اشان  به نوعی اسلام  مدرن و متجدد آغشته شده اند . اما در مقابل تحول طلبی ایرانی ،  نگرش  سیاه یا سبز حزب اللهی به زندگی ، می خواهد خود را بر حیات سیاسی- اجتماعی  ایران و ایرانی تحمیل کند و در این راه علیرغم تجدید نظرهای جزیی در مسائل پیش پا افتاده ، بر اصول اساسی خود که همانا مرکزیت ولایت فقیه در ساختار سیاسی جامعه است تاکید  دارد . این ساختار سیاسی که در مقابله با جریان تحول خواهی داخلی بدنبال هر راه حل ممکن است از حصول توافق با طرفین مذاکره بعنوان تضمینی برای سرکوب هر نوع انتقاد و دگر اندیشی استفاده خواهد کرد هر چند که از دست آوردهای مالی  پسا تحریم برای راضی نگه داشتن اقشاری از طبقات متوسط و برای همراه کردن آنان با خود  استفاده خواهد کرد. حمایت بخشهای وسیعی از اقشار و طبقات مدرن و متوسط از دولت روحانی  و مذاکرات و رفع تحریمها  دقیقا با امید گشایش در اوضاع اقتصادی است که بعد از کلان سرمایه داران دولتی و خصوصی بیشترین سود آن به همین طبقات متوسط خواهد رسید . طبقات و اقشار متوسط و مدرن که خود را در رهبری جنبش سبز نشان می دهند بهره بسیاری از همزیستی مسالمت آمیز ج.ا. با غرب نخواهند برد . رهبر بابصیرت در دیدار اخیر خود با دانشجویان حزب الله بر » باز بودن دست آنان در تعمیق دستاوردهای انقلاب « یا همان سرکوب دگر اندیشان  تاکید کرده است .

.جریان دیکری که در مقابل تروریسم و بنیاد گرایی شیعی – حزب اللهی ملایان ایران ایستاده است ،   جامعه بین المللی و آمریکا و اروپا نیز به شکل اعمال تحریمهای کمر شکن ،    در مقابل تشیع طلبی و بنیاد گرایی ج.ا. ایستاده اند هرچند که این  قطبهای قدرت و ثروت جهانی از امکانات فوری برای برانداری ج.ا . برخوردار نیستند .

رهبری سیاسی – اقتصادی کشور در راه حصول تامین سروری حزب الله و ولی فقیه   حاضر است به هر اقدامی دست بزند . یکی از موانع اصلی در راه تامین این رهبری همانطور که گفتم جریان عظیم اجتماعی است که می توان آنرا عطش مردم ایران به مدرن بودن دانست و پیشرفت و ترقی و تکنولوژی مدرن بدست نمی آید مگر در ارتباط زنده، فعال و آشتی جویانه با پیشرفته ترین کشورهای صنعتی جهان  یعنی آمریکا و اروپا . ایران اسلامی خود را آماده می کند  با احتیاط هر چه بیشتر در این راه گام بر دارد . می توان با جرات گفت که تمهیدات جمهوری اسلامی در تعاملاتش با غرب بیشتر ار این نیاز سرچشمه می گیرد .در عین حال نیاید فراموش کرد که همراه شدن فرماند ه هان اصولگرای  سپاه با جریان مذاکرات نیز بخاطر اینستکه سپاه که مهمترین بخش های اقتصادی و صنایع استخراجی را در دست دارد می داند بدون حضور شرکت های اروپایی و آمریکایی در این صنایع ،  ایران بزودی حتی توان صدور یک میلیون بشکه نفت فعلی خود را نیز از دست خواهد داد. تنها پس از اینکه سپاه و بیت رهبری بعنوان کار فرمایان بزرگ اقتصادی در یافتند که بنگاههای اقتصادی و مالی تحت کنترلشان در پی اجرای تحریمها از توش و توان افتاده اند به این نتیجه رسیدند که تحریمها  » ورق پاره » نیست واتفاقا تحریمها  از امکانات مهم در دست آمریکا و اروپا برای اعمال کنترل بر کشورهای سر کش است .

 . رهبران جمهوری اسلامی که ابتدائا با شعار نابودی استکبار و آمریکا و امپریالیزم پا به عرصه سیاست گذارده بودند اکنون می بییند که خواسته های تخیلی اشان در مقابل حرکت تاریخی و مترقی  لیبرالیزم و سرمایه داری و خواست دمکراتیزم سیاسی و اقتصادی مردم غیر حزب اللهی ایران  مانند برف در مقابل آفتاب تموز در حال آب شدن است . تمامی تلاشهای حزب الله در همرنگ شدن  با اقشار و طبقات مترقی و تحول خواه مردم ایران برای پیوستن به شاهراه پیشرفت و ترقی جهانی  ، مانند  تلاش خس و خاشاک هایی است که با سیل همراه می شود تا بخیال خود ، ان را با خود همراه کند اما در نهایت به جزیی از جریان سیل تبدیل می شود . ایا تبدیل شدن رهبران بظاهر سر سخت سپاه به  مدیران شرکتهای مالی و بیمه و تجارتی  ، اثبات کننده این ادعای من نیست ؟ آیا این واقعیت در کشورمان  شبیه همان پروسه تبدیل شدن رهبران حزب کمونیست چین و شوروی سابق  و اوکراین و ….به نمایندگان شر کت های چند ملیتی در کشورشان  نیست ؟  آیا این ترجمان گفته  داریوش شایگان » نیست که بدرستی ایران و روسیه و چین را دارای سر شت مشترکی در بر خورد با تمدن غرب می دانست ؟

جمهوری اسلامی می بیند که برای بازسازی و نوسازی اقتصاد و تولید خود به غرب نیاز دارد ، جمهوری اسلامی دریافته است که با الگوهای برگرفته شده از قوانین «عهد شتر چرانی» نخواهد توانست جوابگوی  نیازهای مردم تشنه مدرنیته و زندگی پیشرفته باشد ، حزب الله  تجربه کرد و دید که نمی تواند برای نوسازی صنایع نفت و گاز خود  به ضریح چین و روسیه و » قرار گاه خاتم الانبیا »  دخیل ببندد .حزب الله  دریافته است که » روشنایی از غرب می آید «1  ا ما پذیرش این واقعیت برایش تبعاتی دارد  ، این است که به اجبار و فقط برای نجات خود با  واقعیت  همراه می شود تا شاید بتواند از نابودی نجات یابد . می توان گفت جریان ارتباط پر از تشنج  آکنده از افت و خیز جمهوری اسلامی با ایرانیان تحول خواه  در داخل و غرب  در خارج ، ریشه در این واقعیت دارد . جمهوری اسلامی  ارتباط مسالمت آمیز با تحول طلبان در داخل و آمریکا و اروپا  در خارج را انتخاب نمی کند که به آن تن می دهد و این دو مفهوم بشدت متضاد هستند . جمهوری اسلامی  و بخصوص اصولگرایان میدانند نتیجه ارتباطات گسترده سیاسی با غرب و با توجه به تجربه تاریخی به نابودی اش منجر خواهد شد  آما ایا برای حزب الله راه چاره دیگری هست ؟  اصلاح طلبان و سبزها در این میان دل به همراه کردن غرب با خود و پروسه ای مانند انقلابات رنگی دل خوش کرده اند که در آن شکل از تحولات اجتماعی اصلاح طلبان رنگی ، توانستند بدون انقلاب ، قدرت را از اقتدار گرایان بگیرند  ، فارغ از اینکه انقلاب رنکی در ایران انقلابی برنگ سرخ خواهد بود و با توجه به عمق تضادهای طبقاتی در ایران  حزب الله از هر نوعش  چه سبز و چه سیاه و چه بنفش ، توسط مردم از قدرت سیاسی خلع خواند شد

سران ج.ا. اگر می توانستند   شیفتگی ایرانیان به مدرنیته را نابود می کردند ، اگر امکان داشتند همه مدارس را به مکاتب و حوزه علمیه تبدیل می کردند   سران جمهوری اسلامی سعی وافر کردند که از اخوان المسلمین و مرسی در مصر نمونه قوی حزب الله سنی در آن کشور را بسازند اما از رهبران حرکت اسلامی مصر و تونس جز ناسزا و تمسخر پاسخی دریافت نکردند .  حزب الله چه اصولگرا و چه اصلاح طلب آن امید داشتند که از حرکات بهار عربی ، پله ای برای جهش بدرون دنیای اسلام بسازند  امت 75 میلیونی ادعایی خود را به امت یک میلیاردی تبدیل کنند .اما در این راه  و هر گونه صدور انقلاب جز در موارد پرداخت مستقیم دلار و خریدن شیعیان منطقه  ،شکست سختی خوردند .حزب الله  اکنون از توش و توان افتاده است و نه با پا که بر سر دو زانو در مقابل خدایان پیشرفت و تمدن زانو زده است واکنون باید به گدایی نوسازی صنعت نفت و گاز و علوم پیشرفته  و حتی علوم اجتماعی به درگاه دشمنان تاریخی خود بروند .در شکست هزیمت بار ج.ا د ر برابر آمریکا و اروپا همین بس که ج.ا از این پس فقط می تواند از سانتریفیوز های عقب مانده نسل یک که با مصرف انرژی بسیار زیاد، بازده کم دارند استفاده کند ، » خامنه ای» از این پس تولید 90هزار سو اورانیوم غنی شده که در آرزوی آن می سوخت را به خواب هم نخواهد دید و اگر به این تلاش دست زند باید خودرا آماده مقابله سخت غرب کند .کادرهای سپاه و روحانیون  حزب الله از همان زمان که بدام فعالیتهای اقتصادی افتادند  میخ های محکمی بر تابوت انقلابیگری پر های و  به  هوی  خود کوبیدند  . جسد انقلاب اسلامی قبل از اینکه متعفن شود باید  به خاک سپرده شود. این وظیفه تاریخی و جهانی تنها از عهده مردم ایران بر می آید .

  این نظام باید غنی سازی هسته ای خود را در حد 3.69 محدود کند ، اورانیوم غنی شده با غلظت بالای خود را یا اکسیده کند یا به خارج از کشور منتقل نماید  ، به بازرسی های سازمان  بین المللی انرژی در هر زمان و هر مکان تن دهد ، به نصب دوربین های زنده در مراکز اتمی خود تن دهد   و بعد از همه این ها تنها بعد از راستی آزمایی آژانس بین المللی انرژی و  ارائه گزارش به سازمان ملل متحد ، شورای امنیت توافق وین را به قطعنامه ای الزام آور برای کشورهای امضا کننده آن و نه مستقیما رفع تحریمها  تبدیل می کند . اوباما زمان این دوره را بین 5 تا 10سال می داند اما «روحانی » که تدارکاتچی خامنه ای است و نه بیشتر در اشاره به توافقنامه » وین » همین واقعیات کاملارا  وارونه مطرح کرد  و تصویری از توافقنامه ارائه داد که گویا در 6 ماه آینده همه تحریمها بر داشته خواهد شد . همین وارونه گویی واقعیت ، خود بیانگر نیاز وافر حزب الله به رفع تحریمها  ارتباط گسترده با باصطلاخ شیطان بزرگ و لیبرالیزم اهریمنی و … است . 

جریان مذاکرات » وین» نیز شمه ای از همین شکست و عقب نشینی اجباری و  ذلت بار جمهوری اسلامی و طی این فراز و نشیب است .اما هر عقب نشینی نیز برای خود آدابی دارد و نظام نیز ، برای جلوگیری از تبدیل نشدن عقب نشینی به هزیمت مفتضحانه ، از امکاناتی بر خوردار است .

امکانات «جماران » برای معا مله با غرب

  • ج.ا امروز دارای  از قدرت مهیب موشکی برای حمله به اسراییل و یا اگر لازم باشد برای حمله به کشورهای نفت خیز منطقه برخوردار است . امری که حتی اسراییل را که دشمن خونین ملاهای حاکم بر ایران است را از فکر حمله به ایران باز می دارد.داشتن امکان تهاجم موشکی در منطقه ای که در هر قدم آن تاسیسات نفتی و گازی و آبراههای استراتریک بین المللی وجود دارد ، رژیم ملایان را از داشتن بمب اتم در این زمان بی نیاز کرده است .
  • تهران می تواند عراق و افغانستان را برای حضور آمریکاییها نا امن کند .
  • ملایان تهران می توانند در روند نامطمنن صلح خاور میانه ، با تحریک گروههای جهادی فلسطینی برای به تشنج کشاندن نقاط مرزی اسراییل اخلال ایجاد کنند . اروپا می داند در هر جنگ میان حماس و حز بالله با اسراییل گروههای سلفی –داعشی در منطقه رشد کرده و همراه با خطرات جدی این گروهها برای اروپا ، بعد از ایجاد هر نا آرامی سیل پناهجویان به اروپا سرازیر می شود .
  • اگر ج.ا زیر فشار نابودی از سوی آمریکا و اروپا قرار گیرد و زمینه حمله نظامی به ایران فراهم شود امکان  وحدت ج.ا با طالبان و حتی با گروههای سلفی  فراهم میشود و این برای امریکای «اوباما » و » موگرینی » ، در منطقه پر تشنج خاور میانه ریسک بزرگی است .

. جمهوری اسلامی دریافته که برای اقتصادی که بیش از 90%  آن دولتی و بیش از %65  آن در دست نهاد و جهاد و سپاه و بیت رهبری است به کشورهای پیشرفته صنعتی نیاز روزمره و حیاتی دارد ، جمهوری اسلامی در یافته است که اگر بخواهد از حرکت شیعیان در منطقه بعنوان کارت برنده در بازی قدرت با اتحادیه های قدرتمند نظامی و سیاسی بازی کند باید با آمریکا از در سا ازش در آمده و خلاصه با آنان وارد بده  بستان های  معمول شود .

جمهوری اسلامی در توافقنامه » وین »  و به امید ساختن بمب اتم و در تحلیل نهایی ، فقط عقب نشینی هایی تکنیکی – تاکتیکی را پذیرفته اما امکانات هسته ای نظام  که امری نه تکنیکی و دقیقا سیاسی  است بصورت کامل حفظ شده و در هر زمان امکان احیا شدن سریع را دارند . بازگشت و احیا تحریمها طی مدت 65 روز در صورت تخلف ایران از مواد توافقنامه ، هر چند که برای ملایان تهران مصیبت بار است اما کشنده نبوده و ج.ا . در این موارد امکان مانور بسیار دارد . غرب از امکان احیا تحریمها بعنوان شمشیر دموکلس بر بالای سر نظام استفاده کرده است هر چند که تهران نیز  در مقابل از امکان راه اندازی سریع چرخه سوخت هسته ای و غنی سازی تا 90%  را داشته و این خود همان صلح مسلح در فضایی پر از بی اعتمادی است که هر زمان امکان وقوع درگیری میان دو طرف مذاکره را زنده و . فعال نگاه می دارد . آیا می توان گفت که دو نیروی هم سنگ درگیر مبارزه ای جانکاه با یکدیگر شده اند ؟

دو نیروی درگیر ، هم سنگ نیستند جمهوری اسلامی جر به گرو گرفتن امنیت منطقه . گره زدن آن به امنیت خود از امکانات ایجابی مبارزه با با دشمن خود  بر خوردار نیست ،  اماغرب در مقابل ، امکانات بسیاری در تعیین میدان بازی و مبارزه با جمهوری اسلامی و حتی مبارزه بقصد سرنگونی ملایان را دارد . .

آیا غرب سیاسی در بر خورد با جمهوری اسلامی به لگام زدن به این قاطر چموش دل بسته است ؟ 

غرب در برخورد با کشورهایی که خود آنان را » سرکش » می نامد از تجربیا تی تاریخی بر خوردار است ، » باراک اوباما » در سخنان خود پس از حصول توافقنامه «وین » به امضای پیمان » منع گسترش سلاحهای اتمی » با شوروی پیشین اشاره کرد و گفت » ما با اتحاد جماهیر شوروی نیز به چنین توافق هایی رسیده و از وقوع جنگ جلوگیری گردیم » اما باراک اوباما نگفت که نتیجه ارتباطات روز افزون و هدفمند  غرب با شوروی پیشین نهایتا به فرو پاشی اردوگاه عظیم سوسیالیستی منجر شد  ، وی نگفت و نخواست بگوید که کشورهای سرکش یا همان ضد مدرن ، خود با پای خود به قربانگاه خود می آیند و با اما و اگر هایی ابندائا خواهان گسترش ارتباطات فرهنگی و اقتصادی با غرب  شده  و پس از طی مدتی ساختار سیاسی آنان در مقابل هجوم اطلاعات و ساختارهای اقتصادی مدرن تاب نیاورده و به اشکال مختلف سر نگون شده اند  .ویتنام و شوروی و کامبوج و چین و لیبی و دهها کشور دیگر نمونه زنده این کشور ها بوده و جمهوری اسلامی هم از این قاعده مستثنی نیست . غرب در همراهی  با ایران اسلامی نه در پی اصلاح آن که خواهان نابودی همیشگی این نظام است  

آیا غرب خواهان نابودی جمهوری اسلامی است ؟

جمهوری اسلامی بعنوان نظامی سیاسی که در جریان عادی گردش کار اقتصاد بین المللی ایجاد اخلال می کند ، یعنوان نظامی که به تعهدات بین المللی پایبند نیست ، بعنوان نظامی که بر علیه متحدان بین المللی آمریکا و اروپا در منطقه شعار داده و از جریان های فلسطینی  و شیعی در منطقه در جهت افزودن بر هواداران خود سوئ استفاده می کنئد برای غرب کشوری دشمن به حساب می اید  و باید ابتدائا لگام زده شده و نهایتا سر نگون شود … اما غرب  بدلائل زیر در حال حاضر امکان سرنگونی و نابودی این نظام را ندارد

  • اروپا و مشخصا آمریکا برای جلو گیری از رشد افراطی گری سنی – داعشی ، به یک عامل موثر منطقه ای نیاز دارند و ج.ا به عنوان فرقه ای ضد سنی که در عطش انتقام ازاز رقیبان سیاسی و فرقه ای خود حاضر به دست زدن به هر عملی است این نیار آنان را به خوبی بر آورده می کند .
  • غرب در حال حاضر بدنبال محدود کردن افراط گرایی سلفی- اسلامی است ، به رسمیت شناخته شدن کشور تاسیس نشده » فلسطین » از سوی بسیاری از مجامع اروپایی و تحریمهایی که از سوی اروپا در مواردی بر علیه اسراییل به کار گرفته شده اند نمونه قطعی این تمایل اروپا هستند ، اوباما و کاخ سفید و اروپا امکان مقابله با افروخته شدن ، آتش جنگ دیکری در منطقه ای که به انبار باروت دنیا معروف هستند را ندارند ،  سیاستمداران اروپا و آمریکا می دانند که ایران و تمدن عظیم آن و هر نظامی که بتواند تمامیت ارضی این کشور را حفظ کند ، و قدرتی مستقر و سراسری بر این کشور بگستراند ، لنگر گاه امنیت و ثبات در خاور میانه و آسیای میانه بوده و با اضمحلال قدرت مرکزی در این کشور  دهها کشور کوچک غیر قابل کنترل . احتمالا افراطی و غیر قابل کنترل دیگر در این منطقه شکل خواهد گرفت   ، بهترین راه برای آنان  درجلوگیری از وقوع چنین کابوسی در حال  حاضر حفظ جمهوری اسلامی به هر قیمتی است .

این چنین است که حفظ جمهوری اسلامی برای غرب  با همه  جنبه های منفی اش بهترین گزینه است  اما باید در حد ممکن حرکات غیر قابل پیش بینی این قاطر چموش را محدود کرده و مذاکرات نا پایان بین این دو  خود ، بهترین وسیله در جلوگیری از افتادن فضای تبلیغات بدست نیروهایی است که خواهان کلید زدن فوری سرنگونی حمهوری اسلامی هستند .

درطرف مقابل نیز ، جمهوری اسلامی که توانسته دانش اتمی را بومی کند به سیاست خرید زمان دست زده است تا ضمن نوسازی و بازسازی صنایع حیاتی نفت و گاز خود از اهرم توافق با خصم خارجی اهرمی برای سرکوب رقبای داخلی خود بسازد .

اصلاح طلبان و  فریدون روحانی  و ظریف این آخوند مکلا نیز و جناح تند رو و دلواپسان ج.ا  مانند مرغی که توان گریز از نگاه سحر آمیز ماری زهری را ندارند بدام ارتباط با غرب افتاده و آنان را از ارتباط با دشمنان خونی خود گریزی نیست  ..

جمهوری اسلامی در توافقنامه » وین »  و به امید ساختن بمب اتم و در تحلیل نهایی ، فقط عقب نشینی هایی تکنیکی – تاکتیکی را پذیرفته اما امکانات هسته ای نظام  که امری نه تکنیکی و دقیقا سیاسی  است بصورت کامل حفظ شده و در هر زمان امکان احیا شدن سریع را دارند . بازگشت و احیا تحریمها طی مدت 65 روز در صورت تخلف ایران از مواد توافقنامه ، هر چند که برای ملایان تهران مصیبت بار است اما کشنده نبوده و ج.ا . در این موارد امکان مانور بسیار دارد . غرب از امکان احیا تحریمها بعنوان شمشیر دموکلس بر بالای سر نظام استفاده کرده است هر چند که تهران نیز  در مقابل از امکان راه اندازی سریع چرخه سوخت هسته ای و غنی سازی تا 90%  را داشته و این خود همان صلح مسلح در فضایی پر از بی اعتمادی است که هر زمان امکان وقوع درگیری میان دو طرف مذاکره را زنده و . فعال نگاه می دارد . این رقص مرگ جمهوری اسلامی با آمریکا و اروپا است .

 1-جمله روشنایی از غرب می آید در یکی از بخش های کتاب » آسیا در برابر غرب» نوشته اندیشمند بزرگ ایران » داریوش شایگان » آمده است 

 

 

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s