iran_on_fire__by_pfpour

در حالیکه تضادها ی طبقاتی و چالشهای بنیان کن ، ایران  را تهدید می کند ، کشورهای اروپایی به جمهوری اسلامی لقب جزیره آرامش می دهند .

 

آیا جمهوری اسلامی ایران  جزیره ثبات و محور امنیت در منطقه است ؟

از واشنگتن دی سی ،  جایی که شورای ملی ایرانیان و «تریتا پارسی» خانه دارد ، از «اکبر گنجی» در آمریکا و یا  گرایشات  رنگا رنگ ضد آمریکایی و ضد اسراییلی که ایران را جزئی از محور مقاومت  در برابر پیشرفت آمریکا در منطقه می دانند  تا «سایت تدبیر»و روزنامه ایران»  وابسته به دولت و «اصلاح طلبان حکومتی» و خلاصه همه آنا نی که آرزوی  استحاله جمهوری اسلامی به نظامی قانونمند را دارندبا امید به متعهد کردن این نظام  برای تبدیل شدن به نظامی  مورد پسند جامعه بین المللی ،  فریاد تبدیل شدن ایران به جزیره ثبات و محور امنیت در منطقه را سر داده و به عنوان مهمترین عامل شروع این  پروسه،  به آمریکا وجمهوری اسلامی ایران پیشنهاد گام نهادن به راه همکاری های غیر قابل بازگشت سیاسی و اقتصادی و نظامی  در عراق و سوریه و منطقه خاور میانه را دارند .

 * شورای ملی ایرانیان آمریکا  اقدام به راه اندازی تورهای مسافرتی برای سرمایه گذاران آمریکایی به ایران کرده است ، | تریتا پارسی در نوشته ای در » فارین پا لیسی » از تغییر رویکرد جمهوری اسلامی ،نسبت به مسئله فلسطین سخن به میان می آورد واینکه در پی انتخاب حسن روحانی به ریاست جمهوری ایران ، کمکهای ایران به » حماس » کم و کمتر شده است . وی می گوید همین مسئله که مقامات ایران دیگر هولوکاست را زیر سئوال نمی برند و ژست های ضد اسراییلی کمتری می گیرند خود بیانگر تغییر رویکرد و نگرش تهران  به اسراییل است . عجیب است که » تریتا پارسی » شعارهای توخالی » مسلح کردن کرانه غربی و آرزوی ارسال اسلحه برای فلسطین را نشنیده است . این شعارها هرچند در شرایط فعلی جامه عمل نمی پوشند اما از یاد نبریم که جماران هر لحظه که بتواند نه در دفاع از مردم فلسطین که در راه بدست آوردن امکانات بازی با کارت فلسطینی ها در بازی های بین المللی به دنبال اجرایی کردن این آرزوها است .

 ** «اکبر گنجی «این  مبارز خستگی ناپذیر و نستوه که بنظر میرسد تنها موضع سیاسی وی  مبارزه در راه قدرت گیری دوباره  اصلاح طلبان و تازه بدوران رسیده های جمهوری اسلامی که در ادبیات سیاسی به آنان » طبقه جدید » می گویند و در ایران به » اصلاح طلبان حکومتی » معروف بوده  و در عمل ،ریزه خواران سفره ولایت و جمهوری اسلامی هستند که با سند سازی و رانت خواری و با دست بردن به قوت لایموت میلیونها ایرانی زیر خط فقر ، میلیونرو میلیاردر  شده وعناوین برادر دکتر مهندس سردار سرلشکر تجربی  را درو کرده اند ، در مقاله ای در » هافینگتون پست » تحت عنوان « مبارزه با تروریسم و بی ثباتی: منفعت ملی مشترک ایران و آمریکا» به هزار و یک دلیل متوسل می شود که اثبات کند که منافع آمریکا در این است که  در سرکوب » داعش » و » افراطی گری سلفی –وهابی » با ایران همکاری کند . نگرانی اصلی اصلاح طلبان حکومتی که » گنجی » به نماینده  ثابت دفاع از منافع آنان  در آمریکا تبدیل شده است نه دغدغه آزادی و امنیت اجتماعی در کشور که اساسا  سرنگونی جمهوری اسلامی است چه اینکه اگر این » نظام اسلامی » سرنگون شود ، اینان در هیچ نظام سیاسی دیگر از چنین امکانات گسترده اقتصادی و سیاسی بر خوردار نیستند . دلیل اصلی اصلاح طلبان  برای تحمل این همه بی مهری و زندان و شکنجه  از جناح رقیب هم همین وابسته بودن حیات سیاسی- اجتماعی اصلاح طلبان به ادامه حیات  ج.ا است .

» اکبر گنجی »   فکر می کند که با همکاری ایران و آمریکا در سرکوب افراطی گری سنی – سلفی ، موضع » روحانی » و » هاشمی » تقویت شده  وگویا  جمهوری اسلامی اصلاح طلب ها از میان خاکسترجسد افراطیون سپاه و بیت رهبری ، بر خواهد خواست ، اما وی   به دو واقعیت مهم توجه نمی کند:  اول اینکه  تحلیلگران مراکز تحقیقاتی » رند » و » برو کینگز » وسایر  مشاوران » اوباما » در همکاری اشان با ایران نه درپی تقویت اصلاح طلبان در مقابل سپاه و بیت رهبری به منظور دادن عمر جاودانه به این نظام  که اساسا بدنبال و آرزوی سقوط جمهوری اسلامی  به عنوان نظامی اختلال گر در گردش سرمایه و نظم عمومی مورد نیاز قدرت های بزرگ جهانی است و فردای بعد از سقوط این نظام ، اولین کسانی که به دادگاههای بین المللی فراخوانده خواهند شد  همان دانشجویان تسخیر کننده سفارت آمریکا خواهند بود. بعد از سقوط جمهوری اسلامی ، اصلاح طلبان حکومتی در میان اپوزیسیون و قدرت های خارجی  فعال در حوزه سیاست ایران حتی به لعنت شیطان هم نمی ارزند !!!

.دیگر آنکه » اکبر گنجی »  دقت  نمی کند که سپاه و بیت رهبری خود را صاحب اصلی این مملکت دانسته و به این سادگی ها اجازه رشد هر سیاستی که به تضعیف آنها منجر شود را نخواهند داد !!!

 *** در یکی از سایت های هوادار روحانی در داخل کشور،   مقاله ای تحت عنوان» ایران جزیره ثبات در باتلاق خاورمیانه، وقتی صدای افراطی‌گری بلندتر از صدای چکمه‌های آمریکایی می‌شود» با اشاره به مقاله ای در «فارین پالیسی » مطرح می شود که تمام  منطقه در آتش می سوزد و ایران به جزیره ثبات و محور امنیت منطقه نبدیل شده است . . به این جملا ت از مقاله فوق الذکر توجه کنید :

«مقامات کشورهای غربی و عربی که برنامه هسته ای ایران را تهدید امنیت و عامل بی ثباتی در خاورمیانه و جهان می دانستند اکنون اما دست خود را به نشانه همکاری برای رفع بی ثباتی در عراق به سمت ایران دراز کرده و جان کری، وزیر خارجه آمریکا از آمادگی این کشور برای همکاری با ایران برای مقابله با داعش سخن به میان می آورد.»

تیتر و مضمون مقاله بر آن است که اثبات کند که آنچه امروز امنیت جمهوری اسلامی را به خطر می اندازد نه حضور آمریکا در منطقه که «افراطی گری سلفی – تکفیری است .

حزب الله سبز با به وحشت انداختن حزب الله سیاه از خطر داعش می خواهد برای انتقال از دوره دشمنی با آمریکا به دوستی با این کشور ، زمینه را آماده  کند .

— موتور محرک و منطق درونی نوشته ای که می خوانید اما  این است که: ممکن است ، جمهوری اسلامی متحد خوبی برای «آمریکا » در سرکوب » داعش » و » افراطی گری سلفی » و ایجاد امنیت برای قدرت گیری شیعیان و آرامش خیال پایگاههای منطقه ای آمریکا از حمله جهادیست های بی کنترل  باشد  اما سرکوب » داعش » و » القاعده «توسط جمهوری اسلامی و آمریکا ،  الزاما به معنای ایجاد امنیت در منطقه و برای مردم منطقه  نخواهد بود . دو دیگر اینکه همکاری » آمریکا»  با ایران  هیچ تضمینی برای پذیرفته شدن نظام جمهوری اسلامی توسط آمریکا و اروپا و کشورهای پیشرفته جهان بوجود نمی آورد و سیاست های امروز  » اوباما » در منطقه یکی از پیچیده ترین دیپلماسی های چند وجهی جهان را به نمایش گذاشته که استفاده از عناصر رقیب منطقه ای مانند شیعیان و سلفی ها که آمریکا هر دو را دشمن خود می داند  برای نابود کردن یکدیگر جزء اصلی آن است مثلا » سیا » پیشرفت » داعش » از سوریه به سوی عراق و حتی پیشرفت سریع این گروه در مرکز و غرب عراق  را نادیده می گیرد اما به محض آنکه این گروه به تهدیدی برای منطقه خود گردان کردستان که حریم امن آمریکا در شمال عراق است تبدیل شود با بیرحمی اما حساب شده بمیاران می شود .شیعیان در بغدادمورد حمایت آمریکا قرار می گیرند اما قدرت گیری شیعه اگر بخواهد از حد معینی فراتر رود شمشیر دموکلس » داعش » بر فراز سر مالکی و حتی جمهوری اسلامی  وی را مجبور به کناره کیری از قدرت و در نظر گرفتن سایر نیروهای سیاسی می کند  وجماران را وادار به پذیرش همه خواستهای 5+1 در مذاکرات هسته ای می کند . به نظر من درک وفهم چنین سیاست پیچیده ای برای  دیپلمات های تازه کاری مانند جلیلی که  می خواهد دپیلماسی را از روابط قبیله ای حجاز و مدینه  ومکه بیاموزد   و تحلیل گران دفتر سیاسی سپاه که هنوز جهان را متشکل از دو اردوگاه مقاومت و تسلیم در برابر ویا  مقابل استکبار جهانی می دانند  و ولایتی و روحانی وظریف و هر حزب الله مکلا و معم  سبز وسیاه که نماد  پیروزترین  ترین حرکت سیاسی  تاریخ بشریت را  کربلای امام حسین می دانند  مشکل است   وسوم اینکه هر سکونی به معنای نبود پتانسیل حرکات اعتراضی و سیاسی نیست و نامیدن جمهوری اسلامی به عنوان » جزیره ثبات و آرامش» بیشتر آرزوی اصلاح طلبان حکومتی برای تبدیل کردن ایران به تامین کننده آرامش و امنیت برای تجارت ازاد با اقتصاد جهانی را بیان میکند تا وجود  امنیت و تامین اجتماعی میلیونها کارگر و دهقان و حاشیه نشین شهری ایرانی را  که البته   خود این  سیاستهای  نزدیکی با  آمریکا و اروپا هم   معمولا با مخالفت ها و کارشکنی های سنگین جبهه پایداری ها و سپاه و افراطی ها روبرو می شود که می خواهند پروژه همزیستی مسالمت آمیز با جهان متمدن ازمنحصرا  طریق خودشان صورت گیرد

و نهایتا اینکه جمهوری اسلامی که  خود به عنوان یکی از  عوامل ایجاد تنش های مذهبی و قومی و جنسیتی عمل می کند , عامل قابل اعتمادی در بوجود آوردن امنیت منطقه ای نیست .

تجربه دهه های  اخیر بخوبی نشان داده است که سرکوب نیروهای بنیاد گرا در کشورهای خاور میانه و اسیای میانه و در ایران تا قبل از انقلاب 1357 تنها به قوی و توده ای تر  شدن آنها منجر شده است . حرکات ارتجاعی نواب صفوی و گروهک های بنیادگرای شیعه از قبیل موتلفه و حزب ملل اسلامی  بعد از سرکوب و قلع و قمع شدن خود را در حرکات گسترده خرداد 1342 بازسازی کرده و توانستند با سوار شدن به موج نارضایتی عمومی سکان انقلاب 1357 را در دست بگیرند . در افغانستان سرکوب طالبان به قدرت گیری بیشتر  آنها و در عراق سنی های سرکوب شده توسط حرکت مشترک شیعی – آمریکایی  خود را در خیزش ارتجاعی ترین باندهای بنیاد گرا مثل داعش نشان می دهد . امروز آمریکا برای سرکوب سنی ها توسط ایران به دولت اعتدال چراغ سبز نشان می دهد و می دانیم که تا کنون هم همکاری این دو نیرو باعث بوجود آمدن موج ضد شیعی در میان روشنفکران و توده های عرب شده است .آنچه برای آمریکامهم است نه حل ریشه ای بنیاد گرایی و سلفی گری که کنترل  رشد آنان در منطقه ومبارزه با حرکات افراطی ضد آمریکایی است که این مهم با توجه به تصمیم و سیاست کاخ سفید مبنی بر عدم دخالت نظامی در منطقه بجز در مواردبسیار ضروری ، تنها از عهده جمهوری اسلامی بر می آید یعنی یکی از دلایل اصلی تمایل آمریکا برای نزدیکی با جمهوری اسلامی و همزیستی مسالمت آمیز این دو نظام نیاز آمریکا به  ایران برای کنترل افراطی گری وهابی – سلفی است .  اینکه همکاری جمهوری اسلامی با آمریکا در سرکوب بنیاد گرایی سنی ، زمینه جنگهای مذهبی در منطقه را گسترش می دهد ، اینکه ممکنست در میان  سنی های ایران نفرت ضد شیعی دامن زده شئد طبیعتا برای آمریکا از اهمیت درجه اول بر خوردا نیست . برای جمهوری اسلامی ایران نیز ، گسترش حرکات سلفی- وهابی که دشمنان خونین شیعیان و تفکرات آنان هستند زمینه همکاری با آمریکا را افزایش می دهد این همکاری برای نظام نیز دارای سود چند جانبه است  اول اینکه تهران از دشمنی بلافصل آمریکا با خود احساس آسودگی خیال می کند ، دیگر آنکه سران جمهوری نظام به نیاز طبقات متوسط و مدرن که خواهان نزدیکی ایران و آمریکا هستند پاسخ مثبت  داده و این شعار را از دست اصلاح طلبان و لیبرال ها می گیرد ومی تواند ادعا کند که ایران را از احتمال حمله خارجی و آمریکا و اسراییل نجات داده است و  بالاخره اینکه دشمنان خونی شیعیان دراین همکاری  نیز سرکوب می شوند .

اما دو نتیجه اصلی که طرفین در  این همکاری بدنیال دستیابی به آن هستند ، یعنی قلع و قمع بنیاد گرایی به طور ریشه ای  به دلایلی که در سطور بالا ذکر شد و امروز در رشد قارچ گونه داعش که آمریکا نیز از آن کمال استفاده را می برد  بدست نمی اید واما  اینکه همکاری ایران با آمریکا ، جمهوری اسلامی را از توطئه های سرنگونی سازمانهای اطلاعاتی اروپا و آمریکا و اسراییل رها می کند خواب و خیالی بیش نست چه اینکه بر اساس یک تجربه تاریخی  غرب و اتحاد جماهیر شوروی در اوج همزیستی مسالمت آمیز بدنبال نابود کردن یکدیگر نیز بوده اند که در این نمونه جمهوری اسلامی از ابزاری برای سرنگون کردن اسراییل و آمریکا و اروپا برخوردار نیست در حالیکه دنیای غرب لحظه ای از فکر سرنگونی ج.ا غافل نیست ودر این راه از ابزار بسیار برخوردار است .

اما اینکه همکاری جمهوری اسلامی با غرب ، ایران را از خطر حمله نظامی مصون می دارد باید بگویم که آمریکا و اسراییل هیچگاه در پی حمله نظامی به ایران نبوده وتا کنون هم می دانند چنین حمله ای ، عواقب ژئو پو لیتیک ناخواسته بسیار داشته و تن به چنین ریسکی نداده اند . تجربه مخالفت آمریکا با تجزیه عراق و رهنمون کردن سیاستمداران این کشور و حتی افغانستان  از سوی کاخ سفید  برای تشکیل دولت ائتلافی نشان داد که » اوباما » ومشاوران دموکراتش به سادگی تن به تجزیه کشورهای مهم و تاثیر گذار منطقه نخواهند داد . بنا براین ادعا و پرو پاگاندای » اکبر گنجی » و اصلاح طلبان و ادعاهای «دکتر سهیمی »  در مورد احتمال کلنگی شدن و لیبیایی کردن ایران محلی از اعراب ندارد و این تبلیغات در مورد اصلاح طلبان حکومتی  اساسا به دنبال قوی کردن موضع خود در اختلافات و جناح بندی های سیاسی داخل کشور و در مورد شحصیت های ملی گرا  نیز از این واقعیت ریشه می گیرد که گرایشی از ملی گرایان ایرانی ادعاهای جمهوری اسلامی را در مورد انطباق عظمت طلبی ایران و ایرانی را با هلال شیعه پذیرفته و به این شکل به آن سمپاتی نشان می دهند ..

ادعای دیگری که طرفدران سیاست استحاله نظام و  مقاله ای منتسب به  فارین پالیسی  می کنند این استکه جمهوری اسلامی جزیره ثبات در منطقه است . نگاهی به آماراختلاف طبقاتی ، خط فقر ، بیکاری ، تورم ، انهدام سرمایه های تولیدی توسط مراکز سرمایه گذاری مالی و بانک ها، تجمع کارگران در اعتراض به عدم دریافت دستمزدشان ، آمار بالای فحشا و فقر اعتیاد نشان دهنده مسخره بودن نامیدن ایران بعنوان جزیره آرامش است .

 درست دو سال قبل از وقوع انقلاب 1357 ، » جیمی کارتر »  رییس جمهور وقت » امریکا» کشور شاهنشاهی را جزیره ثبات در منطقه خوانده بود . باید دقت کرد چه کسی چه عنوان معینی را به کار می برد ، وقتی » آمریکا جمهوری اسلامی را جزیره ثبات می خواند یعنی توده های زیر خط فقر یا با سرکوب یا با تهدید و یا با تحمیق از هر گونه اعتراضی خلع سلاح شده اند ،یعنی هیچ گروه سیاسی امکان تماس و تبلیغ نظرات خود و افشاگری در باره آنچه که بر مملکت می رود را ندارد ،  یعنی طبقه متوسط هم با سرکوب و هم با در اختیار گرفتن بخشی از باز توزیع ثروت  بصورت وام های مختلف فعلا به حفظ و استحاله نظام دلبسته است ، یعنی در  کشوری که اختلاس اموال مردم و سلب مالکیت از  سرمایه های عمومی به نفع اقشار حزب الله و نزدیک به بلوک قدرت بیداد می کند احدی حق اعتراض ندارد  و نهایتا یعنی اینکه همانند زمان شاه نفت صادر می شود و کالاهای ساخته شده به ایران وارد می شوند .   اما تحلیلگر آمریکایی در تحلیل جوامعی از نوع ایران هیچگاه نتوانسته اند به غرش در امدن آتشفشان اجتماعی را که ناشی از سرکوب شدن هزاران خواسته به حق اجتماعی و ملی و مذهبی و جنسیتی است را پیش بینی کنند . مگر آمریکا و سیا وسازمان های امنیتی اطلاعاتی وابسته  در 1979 در ایران غافلگیر نشدند ؟ مگر در همین سال های اخیر در مصر و تونس و لیبی عدم توانایی تحلیل درست از این جوامع را نشان ندادند  بنابراین جزیره ثبات و آرامش نامیدن جمهوری اسلامی از سوی آمریکا می تواند به سرمایه گذار آمریکایی که به دنبال سرمایه گذاری است یا به اصلاح طلب و حزب الله آرامش خیال بدهد اما روشنفکر ان و مبارزان راه آزادی و سرفرازی این ملت نیک می دانند که تضادهای حل نشده اجتماعی – اقتصادی بسیاری در ایران ، حل ناشده باقی مانده اند که می تواند کشور را بسوی شورش های کور و تغییرات ناخواسته و پیشبینی نشده  پیش ببرد .

کارگران و حاشیه نشینان فقیر و دهقانان ایران هنوز تشنه عدالت اجتماعی و سیاسی و اقتصادی هستند و روزی که به این نتیجه قطعی برسند که سپاه و بیت رهبری و بسیج مستضعفان به این آرزوی آنان خیانت کرده اند ، غرش انقلاب و یا شورش های اجتماعی در ایران گوشها را کر خواهد کرد .

دیگر اینکه چگونه می توان به جمهوری اسلامی به عنوان لنگر امنیت و ثبات در منطقه اعتماد کرد در حالیکه این نظام   از فردای پیروزی انقلاب  در فکر باز پس گرفتن حرمین شریفین ازسعودی ها  و کربلا و نجف از صدام حسین و قدس از اسراییل بوده است . مگر سپاه پاسدارن در ساک یکصد تن از حجاج ایرانی مواد منفجره جاسازی نکرد؟ عملی که «احمد خمینی » در نامه اش به منتظری از آن به عنوان «عملیاتی که گاهی هم لو می رود» یاد کرد. جمهوری اسلامی، توانست با گره زدن امنیت خود با امنیت منطقه و با توجه به نیاز آمریکا و اسراییل به تقویت شیعیان برای سرکوب افراطی گری سنی ها ، متحدان خود در عراق و سوریه و لبنان را به اشکال مختلف به قدرت برساندو بر کربلا ونجف و زینبیه چنگ بیندازد اما آیا قدرت گیری شیعه روابط بردرانه میان مذاهب مختلف در منطقه را رشدو گسترش داده و یا خود به عامل جدید آمریکا برای استفاده ازاختلاف میان مردم این منطقه تبدیل شده است ؟آیا حضور ایران در عراق و سوریه توانست حضور اقتصادی بورزواژی دولتی و خصوصی کشورمان را در این مناطق گسترش داده و مو جب بوجود آمدن کارو صدور کالا و خدمات به این کشور ها شود ؟ این حضور برای اقتصاد و کشور ما هیچ فایده بلندمدتی را بدنبال نداشته است . بر خلاف ادعای «قاسم سلیمانی » هلال شیعه ، هلال اقتصادی نیست ،بلکه  هلال دفاعی جمهوری اسلامی برای بر هم زدن امنیت و ارامش منطقه در صورت به خطر افتادن حیات خود است .

 اکنون دیگر خمینی  که می خواست بر مکه و مدینه هم مسلط شود مرده است اما  بر دفتر سیاسی سپاه و بیت رهبری که اکنون دو هسته اصلی بلوک قدرت در ایران هستند  همان تفکرات تفرقه افکنانه و افراطی به قدرت رساندن شیعه در منطقه حاکم است .

جمهوری اسلامی با تقویت حضور سیاسی شیعیان حزب الله در ایران و منطقه  شاید بتواند برای حضور نیروهای آمریکایی در منطقه و برای تضمین ادامه حیات خود حریم امن بوجود بیاورد اما تا وقتی جمهوری اسلامی که خود یکی از طرفین درگیری های قومی – مذهبی در منطقه است  وجود دارد این منطقه روی آرامش به خود نخواهد دید . هر چند که عوامل نا امن کننده دیگری نیزدر منطقه وجود دارند اما این مقاله به یکی از عوامل ایجاد درگیری و اغتشاش در منطقه یعنی جمهوری اسلامی  که برسرنوشت و حیات سیاسی – اجتماعی  ما ایرانیان دارای تاثیر درجه اول اهمیت است پرداخته است .

  

Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. kavefarzandemelat می‌گوید:

    Reblogged this on .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s