» روسیه » یا «اوکراین » کدام سرنوشت در انتظار جمهوری اسلامی است ؟. قسمت سوم

منتشرشده: آوریل 20, 2014 در مقالات و ترجمه ها در باره بحران "اوکراین ", سیاست

– چه کسانی سقوط را سازمان می دهند؟

بخشهای یک و دو مقاله را در اینجا بخوانید 
 
– در قسمت یکم این نوشته در مورد دلایلی از هزاران دلیل سقوط دولت نظام جاکم بر» اتحاد جماهیر شوروی» ، صحبت شد . وجهه اصلی ادعای آن نوشته این بود که بوروکرات های دولتی حاکم بر شوروی که از میان کادرهای حزب کمونیست سربر آورده بودند در طی یک دوره زمانی و با توجه به حق ویزه ای که ساخنار اقتصادی و سیاسی در اختیار آنان می گذاشت ، به طبف هایی با امکانات ویزه تبدیل شدند که دیگر خود را به جامعه ای با شعارهای سوسیالیستی شوروی متعلق نمی دانستند . یعنی کادرهایی که گوشت و پوست اشان از سیستمی مبتنی بر شعارهای عدالت طلبانه سوسیالیسی نصج گرفته بود اما زندگی و امکانات روزانه اشان آنها را از آن سیستمی که از آن ارتزاق می کردند بشدت بیگانه کرده بود. ممکنست در بسیار ی از کشورهای دیگر فساد در همین حد و اندازه معمول باشد ، اما مردم کشوری که مسئولین آن خود را انسانهای طراز نوین می دانند و می خواهند بشریت را به سرمنزل مقصود اخلاق بشری برسانند و مسئولین نظام نان این ادعاهایشان را می خورند . وجود داشتن فساد تا به این حد باعث می شود خود مسئولین و بوروکرتهای دولتی بعنوان اولین کسانی که به این نظام و ادعاهایش بی اعتماد می شوند و خواهان سرنگونی اش خواهند شد عمل کنند . وجود چنین واقعیتی خود موجب بی اعتمادی مردم در سطح وسیع به نظامهای ایدئو لوزیک می شود .
 
sarneg3
می خواهم بگویم شکست چنین نظامهای سیاسی را باید بعنوان یک پروسه مورد بررسی قرار داد و اعلام سقوط نظام فقط حادثه شکست در لحظه معین و از نظر زمانی را برای ما مشخص می کند . اما از نظر منطقی ، پروسه شکست سالها بوده که جریان داشته است .نظام مدعی اخلاق و عدالت و برابری ، نمی توانسته با فساد و اختلاس و زیر پا گذاشتن قانون بر خورد ریشه ای کند ، چون در آنصورت پای ارکان نظام  هم در اغلب پرونده ها به میان می آمده است . نتیجه این می شود که این مزض آنقدر ادامه داشته و درمان نشده که مریض و در اینجا نظام سیاسی را از پا در آورده است .همین مسئله به میان آمدن پای ارکان نظام در موارد فساد اخلاقی و اقتصادی در شوروی به شکل دیگر عمل می کرده است . موضوع فساد اخلاق گالینا برزنف و دست داشت وی در قاچاق جواهرات ، افشای دست داشتن بسیاری از مقامات در قاچاق و جمع آوری ارزخاجی در سال 1982 در پرونده فساد مالی معروف به » سوپر مارکت  دولتی شماره یک» ، و یا هزینه ای که » چکا» برای لاپوشانی فساد اخلاقی ژنرال « ژوکف « می پرداخت بخصوص بعد از اینکه وی بعنوان الگوی » انسان طراز نوین » اعلام شد .و یا موضوع یک چمدان اشیای عتیقه و گرانقیمت که » ژوکف» در فتح «برلین » با خود آورد و بعد از بازرسی منزل وی گم شد و حتی » استالین » هم نتوانست موضوع را جل کند .
.بر داشت من اینستکه شما خواننده این سطور اکنون می توانید حدس بزنید که منظور من از این همه مقدمه چینی چیست . قطعا متوجه شدید که الگویی که در مورد شوروی سابق ترسیم کردم تقریبا و با توجه به ویژگی های زمانی ، در مورد کشور خودمان و ج.ا. نیز مصداق دارد .
چگونه می توان کشور ر اکشور امام زمان نامید و اغلب غریب به اتفاق کادر های سیاسی کشور امام زمان از طریق رانتهای سیاسی ، صاحب مدارک تحصیلی تقلبی و وامهای میلیاردی و صاحب شرکتهای مالی و هولدینگهای مخرب اقتصاد دولتی باشند ؟
چگونه کشوری که خود را الگویی برای رساندن سایر کشورها به استقلال اقتصادی می داند بیش از سه دهه از انقلاب گذشته ، بعد از تحریم نفتی مجبور می شود نرمش از سر اجبار قهرمانانه !!!نشان دهد و برای گرفتن فقط 4 میلیارد دلار از ادعاهای بزرگ و دهن پر کن خود کوتاه بیاید و قهرمانان انقلاب دومش یعنی تسخیر کنندگان سفارت قسم وآیه بخورند که ما نبودیم واز آمریکا بخواهند که شمار ا قسم به …به ما ویزا بدهید ؟ اینها همه خود دال بر وجود و شزوع پروسه شکست و عقب نشینی ج.ا. است
چگونه در کشوری که ادعایش ام القری بودن اسلام است ، فساد وقتل و اعدام و فحشا و پرونده های دادگستری از سایر کشورهای بدون ادعای هم بیشتر است ؟
می خواهم بگویم این واقعیات است که مایه های بی اعتمادی به نظام را در میان خود کارگزاران نظام و در میان مردم ما بوجود آورده است و در حال پوک کردن ج.ا. از درون است .» زیبا کلام » در مصاحبه ای فریاد بر آورده است که » اقتصاد توحیدی » ما اکنون بهره 25% می گیرد » وجود چنین واقعیتهایی است که ج.ا و ارزشهای آن را به سخره می گیرد و جالب اینست که صاحب سرمایه موسسات مالی و بانکی که نزول 25% می گیرد خودشان از حرب اللهی ترین نیروهای
اقتصادی نظام هستند .
sarneg1
علت اینکه بعضی  از مسئولین نظام صاحب پاسپورتهای بین المللی که باقیمتهای کلان برای خود و خانواده اشان خریده اند چیست ؟ علت اینکه حتی بسیاری از مسئولین درجه دوم نظام هم صاحب ملک و املاک در لندن و دبی و …شده اند فقط همین است که خود این مسئولین هم به این نظام و دوامش اعتقاد ندارند و بقول معروف نماز صبح اشان را به افق تهران می خوانند و هر انچه را که د رایران مجاز نیست انجام دهند شامگاهان در خارج از ایران انجام می دهند .
پس وجود مسئولین ناباور مندی که باید نقش بلند گوی تبلیعاتی نظام را باری کنند و در عین حال بعنوان اسب تروای دشمنان نظام عمل می کنند ، در میان دو نظام اید ئولوژیک ج.ا. و شوروی بسیار شبیه است . مثلی بزنم: دز سال 1384 بلوک قدرت نظام جمهوری اسلامی به این نتیجه رسیده بود که مسئولین دولتهای کارگزاران و اصلاحات برای پیشبرد جزیان روزمره امور و در برخورد با واقعیات زمانه به اصطلاح لیبرال شده اند و کمک کرد تا یکی از خالص ترین و حزب اللهی ترین گرایشات درون نظام به قدرت برسد و درست در همین رابطه » احمدی نزاد» به قدرت رسید ، نتیجه این شد که این سالمترین گرایشات حزب الله ، 119 برابر بیشتر از دولتهای ماقبل خود که مهر لیبرال بر آنها خورده بود خصوصی سازی کرده و با سلب مالکیت مردم از اموال عمومی آنها را بدست افراد نزدیک به خود بدهد . جالب است که تئوریسین نظام » دکتر حسن عباسی » ، خود از این جریان ، یعنی فروختن اموال عمومی به برادرن » حرب الله » به قیمت بسیار پائین تر از قیمت واقعی ، تحت این عنوان که دادن اموال عمومی ، بدست بچه حزب اللهی ها قابل دفاع است و اینان چون حز ب اللهی هستند منحرف نمی شوند ، دفاع کرد ، نتیجه عملی این پروسه ، این شد که همین بچه حزب اللهی ها و افسران مبارزه ضد استکباری طی مدت 8 سال دولتهای نهم و دهم به اسب تروای سیستم سرمایه داری جهانی در ایران تبدیل شدند . دلایل من برای تبدیل شدن این بجه حرب اللهی ها به افسران گردان نظام سرمایه داری در ایران این است که در این دوره ،مطابق الگوهای پیشنهادی کشور های صنعتی غرب برای کشورهای صاحب مواد خام ، تولیددر ایران بشدت سقوط کرد ، واردات بشدت بالا رفت ، سود بانکها در سرمایه گذاری های غیر تولیدی به رقم بی سابقه 30% در سال رسید . ، شوک درمانی و بالا بردن بی حساب قیمت های حامل انرزی و کالایی کردن اقتصاد و مسئولیت ناپذیری دولت در امور خدمات درمانی و آموزشی که در دوران دولتهایی که حزب الله آنها را لیبرال و سر سپرده می خواند و هیچگاه نتوانسته بود اجرا شود در دوران دولت رایحه خوش خدمت به اجرا درآمد . می خواهم بگویم که تسلیم ج.ا. در مقابل سیستم سرمایه داری جهانی بنحو بی قید و شرط در هیچ دورانی به اندازه حزب اللهی ترین دولت ، ج.ا نبوده است و جالب اینستکه بعضی مقامات نظام با افتخار می گویند تنها دولت ارزشی حزب اللهی» احمدی نزاد» بوده است که توانسته هدفمند کردن یارانه ها را انجام دهد ، غافل از اینکه این هدفمندکردن یارانه ها همان شوک درمانی برای بالا بردن قیمت هاست است که فقط در کشورهایی که هیچ چاره ای جز تسلیم بی قید و شرط در مقابل شرایط بانک جهانی ندارند اجرا شده است . یعنی سیستم سرمایه داری چنان ج. ا را در خود پیچانده که حزب اللهی ترین افسرانش افنخار می کنند که برنامه شوک درمانی را چنان در کشور هفتاد میلیونی ایران اجرا کرده اند که آب از آب تکان نخورده است!!! . ، خوب حزب الله راضی ، بانک جهانی هم راضی ، اما مردمی که می گویند یارانه ها را پس بگیرید ا ما قیمتها را به قبل از اجرای طرح برگردانید ناراضی ، می پرسید کدام مردم ؟ همان مردمی که انقلاب کردند که دولتمردانش خود نیز برنامه ای برای ساختار اقتصادی کشور داشته باشند و مجبور نباشند هر آنچه که چین و روسیه و بانک جهانی و صندوق بین المللی می گویند عمل کند اما ادعا ها یشان برای اداره جهان هفت آسمان را بلرزاند . . . یعنی برای سرمابه داری جهانی مهمتر اینست که ایران نفت بفروشد و کالا ی چینی وارد کند حتی اگر دانشگاهیانش سالانه هفتاد هزار مقاله بنویسند ، و یا میمون به فصا بفرستند و یا در نانو تکنولوژی فعال باشند .
آیا آن مسئولی که می بیند در اقتصاد هیچ خبری از استقلال نیست ، در توزیع ارزش اقزوده هیچ خبری از عدالت نیست به این نظام اعتقاد خواهد داشت ؟ ، من می گویم نه و دلیل آن را هم سونامی اختلاس و غارتی می دانم که مسئولین نظام آگاهانه و غیر آگاهانه همه به آن دچار شده اند.
مسئولینی که مدیران نظام سرمایه داری جهانی در ایران شده اند خود در حال سازمان دادن سقوط ج.ا هستند . چون اگر قرار باشد اقتصاد ایران به زائده ای از اقتصاد جهانی تبدیل شودمسئولین نظام خود جزیی از اقتصاد جهانی شده عمل می کنند و اعتقادی به این نظام ندارند و طبقات متوسط پایین و فقیر هم که می بینند این انقلاب به اهداف ادعاییش جامه عمل نپوشیده ضرورت وجودی ادامه حیات این نظام را حس نکرده و در یک پروسه زمانی یا نسبت به ادامه حیات آن بی تفاوت شده و یا روبرویش خواهند ایستاد ..
ایا سرنوشت ج.ا . همان خواهد شد که در شوروی اتفاق افتاد ؟
صادق زیبا کلام درهمان مصاحبه فوق الذکر مطرح کرده است که » سر نوشت شوروی در انتظار جمهوری اسلامی است و جمهوری اسلامی از درون خود را اصلاح خواهد کرد «
با توجه به اینکه فعالان سیاسی درون کشور ، باید در گفتارهایشان خطوط قرمز را رعایت کنند ، نمی توان گفت که هر آنچه که وی گفته است همانست که در ددل داشته است ، و لی بر مبنای انچه که در این مصاحبه می خوانیم می توان اینطور برداشت کرد که ج.ا . تمامی ادعاهای صد امپریابیستی و دفاع از محرومین و مستضعفین خود را فراموش کرده و به یک نظام معمولی صادر کننده نفت و وارد کننده کالاهای مصرفی و واسطه ای تبدیل خواهد شد. ج.ا به کشور الیگارشهای مافیایی تبدیل خواهد شد ، امری که الان هم طلیعه هایش نمایان است .نابرابری ها و سرکوب ها نهادینه خواهد شد . که در اینجا این سئوال پیش می آید که در آن صورت مردم چه نیازی به حاکمیت حرب الله از نوع اصولگرا و یا اصلاح طلبش را دارند ؟. اگر قرار است ج.ا . به چنین نظامی تبدیل شود اصلا چرا انقلاب کردیم ؟
اما در مورد تشبیه امکانات اقتصادی ایران و روسیه ، ساختار اقتصادی در روسیه صاحب امکانات فراوان مالی و سرمایه ای است که ایران فاقد آنهاست . سرمایه داری در روسیه فقط با صدور مواد خام وو اسلحه توانسته است برای نزدیک به یک دهه رشد اقتصادی نزدیک به 10% را رقم بزند ساختار اقتصادی دز ایران چنین شرایطی را در سالهای 1975-1977 از سر گذرانده است ..موقعیت این دو ساختاز اقتصادی چندان شباهتی به یکدیگر ندارند .
اما » دکتر زیبا کلام » در این اظهار نظر خود یک مسئله اساسی را در نظر نگرفته اند . اگر در شوروی بقول ایشان نظام خود را اصلاح می کند و این واقعیت موجب شورش و هرج و مرح و سرکوب نمی شود به این خاطر بود که در آنجا نیروهای مسلح و ک.گ.ب . انگیزه ای برای سرکوب مسلحانه و توده ای ، دگر اندیشان نداشتند . در آنجا اختلاف طبقاتی شدیدی وجود نداشت و نیروهای مسلح با دگر اندیشان در آن برهه تاریخی معین اختلاف شدیدی حس نمی کرد در صورتیکه در ایران مسئله کاملا متفاوت است در ایران اختلاف طبقاتی بسیار شدید بوده و بخشهایی از مدافعان انقلاب بر ای سزکوب دگر اندیشان دارای انگیزه های مادی و تعلقات مدهبی – سیاسی و اقتدار سازمانی هستند که بسیاری امکانات را در اختیار آنان قرار می دهد  و هر گونه سعی به تغییر از بالا در ج.ا منجر به بحرکت در آمدن گسلهای طبقاتی ، قومی ، فرهنگی و سیاسی شده و منجر به رودررویی اقشار و طبقات متخاصم اجتماعی خواهد شذ. توجه داشته باشیم که در ایران ، سپاه پاسدران انقلاب اسلامی و بخشهایی از بسیج مستصعفان در تصعیف وصعیف فعلی ج.ا . حذف فیزیکی و از دست دادن جایگاه فعلی سیاسی خود را می بینند . سپاه پاسدران و جبهه پایداری و بوروکراتهای دولتی و مسئولین بنیادهای انقلابی به هر گونه اصلاح وضعیت موجود که تصعیف موقعیت فعلی اقتصادی و سیاسی آنها را در بر داشته باشد واکنش خصمانه و حتی مسلحانه نشان خواهند داد.
sarneg2
می توان گفت که زمینه های شکست نظام در حوره هایی که در بالا بر شمردم مانند همین زمینه ها در اتحاد جماهیر شوروی اما شکل فروپاشی در مورد ج.ا . با فروپاشی » اتحاد شوروی » کاملا متفاوت خواهد بود .
در بخش بعدی به شباهت های وضعیت ایران و اوکراین پرداخته و در بخش پنجم که بخش نهایی ابن نوشته ها خواهد بود بحث یر سر این خواهد بود که : چه کسانی در ایران و به چه شکل قیام را سازمان خواهند داد .

بخش چهارم  روحانیت و حزب الله در مقابل مردم

 
Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s