درسهای » اوکراین » برای » ایران» 1

1-درسهای » اکراین » برای «دولتمردان » جمهوری اسلامی ایران
 
قبل از هر چیز بنا به تعریف کلاسیک که » روشنگری باید همراه با تفکیک دقیق معنایی باشد » یعنی نمی توان به تعریف و تبیین پدیده ای دست زد مگر اینکه بار دقیق و معنای صریح کلمات مورد استفاده در تعریف و تحلیل را روشن کرد ، بار معنایی بعضی کلمات مورد استفاده در این تحلیل را برای خواننده تیز هوش این سطور ارائه می دهم تا مخاطب ، من را به بی دقتی و سر بهوایی در کار برد کلمات متهم نکند :
الف : » ایران » ، البته نگرش سیاسی من نزدیک به اصلاح طلبان درون نظام است اما مثل غالب گرایشها سیاسی عمل نمی کنم که وقتی می گویند » ایران » یا مردم ایران » ، منظور و تعریفشان از این کلمه فقط طرفدارن نظرو حزب و گرایش سیاسی خودشان است . من وقتی عبارت درسهایی برای ایران را به کار می برم دقیقا تفکیک خواهم کرد . که کدام گروه اجتماعی یا گرایش سیاسی مطرح در ایران می باید کدام درسرا از وقایع «اوکراین » درس بگیرد . ودر این ارتباط شش گروه اجتماعی و جریان سیاسی و لزوم درس گیری این جریانات را از وقایع چند ساله » اکراین » را مطرح خواهم کرد ..
. 1 : دولتمردان جمهوری اسلامی .2: رئیس جمهور و کابینه جمهوری اسلامی و بورژوازی بوروکراتیک 3: گرایشات معروف به اصولگرا ، طرفدارن » احمدی نژاد» ، جبهه پایداری و اقشار محافظه کار اجتماعی
4: گرایش معروف به اصلاح طلبان حکومتی و جنبش معروف به سبز وطبقه متوسط مدرن . 5 : گرایشات اپوزیسیونی اصلاح طلب ج.ا 6 : گرایشات اپوزیسیونی سرنگونی طلب .
این نوشته در بخش اول به مقدمه ودولتمردان جمهوری اسلامی پرداخته و در بخشهای بعدی به بررسی بقیه گرایشات خواهد پرداخت .
ب : » اوکراین «. ممکنست بگویید این کلمه که نام یک کشور است ، مگر می توان آنرا در معانی مختلف بکار برد ؟ من باید بگویم که بله و منظور من از این کلمه در این نوشته نظام سیاسی است که قبل از حوادث چند روز اخیر امور کشور را می چر خاند ، نظامی نیمه ریاستی بود که رئیس جمهور اختیارات فوق العاده داشت و درمواردی هم در مقابل پارلمان جوابگو نبود . » یانوکویچ » توانسته بود به مد د خصوصی سازیها و خودمانی سازیها ، بنگاههای بزرگ اقتصادی را به تصاحب پسرش و همشهریان خود در آورد که به » خانواده یانوکویچ»( در مفهوم مافیایی آن )معروف شده بودند و با توجه به این نکته که قدرت مطلق فساد آور است ، مردمی که در سال 2010 با امید فراوان » دولت بر آمده از انقلاب نانجی را از قدرت رانده بودند وقدرت را دو دستی به ایشان وحزبش تحویل داده بودند ، از وی روی بر گرداند و تا وقتی ایشان از در پشتی کاخ ریاست جمهوری فرار نکرد از پای ننشستند . وبقول معروف آ نقدر از تغییرات و نو آوری فرار کرد تا تغییرات و مردم دگر اندیش خود را به در گاه کاخ وی رساندند . حال بگذار نیروهای مدافع » یانو کویچ » و ضد آمریکا یی ، فریاد برآورند که که این حوادث در پی توطئه سیا و انتلیجنت سرویس و بازی نئو فاشیستها اتفاق افتاده است . اما اینکه نظام سیاسی » یانو کویچ » غرق در فساد و اختلاس و رشوه و فامیل بازی بوده است ، این که این نظام به روسیه اجازه می داده است که بخشی از خاک این کشور را بعنوان پایگاه نظامی خود بکار برد و اکنون هم سعی در جدا کردن همان بندر بعنوان پایگاه خود در دریای سیاه را دارد ، این که رهبری روسیه ، » اکراین » را منطقه نفوذ و عمق استراتژیک خود می دانسته است و عامل موثر این وقایع بود ه است را فراموش می کنند .
درسهای » اکراین » برای » دولتمردان » جمهوری اسلامی ایران
تفکیک دقیق معنایی دولتمرد . منظور من از این کلمه نه مثلا رئیس جمهور اسلامی ایران و اعضای کابینه و دولت ایشان که معنای عام آن یعنی کسانی که قدرت سیاسی حقیقی را در ایران در دست دارند ، است ، چون در ایران مانند بسیاری از کشورها ، دولتها می آیند و می روند و عموما فقط وجه اجرایی سیاستهای تصویب شده را بعهده دارند . منظور نویسنده این سطور از درسهای وقایع «اوکراین » برای دولتمردان جموری اسلامی برای سسلسه مراتبی در جمهوری اسلامی است که سیستمهای اجرایی و استراتژیک نظام سیاسی ج.ا را طراحی و قبل از اجرا مورد بحث و بررسی قرار می دهند . این هسته قدرتمند و مانا در ایران خود را در «بیت رهبری » ، دفتر سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ، مجلس خبرگان و شورای نگهبان نشان می دهد .
اما مخاطب آگاه من ممکنست از من بپرسد و حق هم دارد بپرسد که نهادهای ایرانی فوق الذکر با ویژگی مذهبی و روحانی ، که امورسیاسی – اجتماعی یک کشور اسلامی را می چرخانند چه مناسبتی با نظام سکولار و ماتریالیستی حاکم » یانوکویچ » دارند ؟. اما من از تو ای خواننده این سطور ،عاجزانه تقاضا می کنم کمی صبر داشته باش من به شما اثبات خواهم کرد که اتفاقا این دو سیستم که از نظر دینی و مذهبی کاملا با یکدیگر متفاوت هستند ، از نظر تاریخی متعلق به یک گفتمان بوده و حتی نشان خواهم داد که عملکرد این دودر حوزه اقتصادی و مواضع بین المللی در موارد بسیاری شبیه به یکدیگر است .
همانطور که در این مقاله گفتم ، دولتمردانی از نوع » یانوکویچ» دانش آموخته سیاسی مکتب «شورایی » هستند . سیاستمدارانی از این دسته گسترش روابط اقتصادی – سیاسی با غرب را نوعی تسلیم در مقابل هجومی می دانند که خود به آن «جنگ نرم » نام نهاده اند . این گفتمان در دوران حاکمیت شوروی شکل گرفته بود و در راستای خدمت به گسترش روابط اقتصادی کشور شوراها عمل می کرد . آن دسته از رهبران سیاسی که هنوز تحت تاثیر این گفتمان هستند با نوسازی روابط اجتماعی بر خوردی محافظه کارانه دارند . چون مرکز اید ئولوژیک چنین گفتمانی در شوروی بوده ، حتی در شرایط فعلی نیز رهبرانی از نوع » یا نوکویچ » ، متحد سیاستهای خود را در » پوتین » می یابند و روسیه نیز بیشترین بهره اقتصادی را ار حضور چنین سیاستمدارانی در اریکه قدرت می برد .
همانطور گه میدانیم «اصولگرایان» ما ایرانیان نیز نزدیکترین متحدین خود را در » پوتین » ، » یانو کویچ » ، » چاوز » می یابند و از » سرنگونی » یانو کویچ » متاثر می شوند . اما دلیل این نزدیکی چیست ؟ جرا «یانو کویچ » سکولار به همان اندازه مدافع روابط کهنه سیاسی – اجتماعی است که یک فرد مثلا متعلق به جبهه » پایداری » در ایران ؟ .چون در عمل هردو غرب را تهدید میدانند ، به نوسازی روابط اقتصادی و سیاسی بسختی تن می دهند و جالب است که در فضای بین المللی هردو متحد ین واحدی دارند .
در دوره معینی نیز نظام حاکم بر ایران ( نظام پهلوی) ، مورد حمایت مستقیم ، » آمریکا » بوده است و نفس ضدیت انقلابهایی از نوع انقلاب ایران با » آمریکا » ، این حرکتهای بزرگ را در اتحاد با اردوگاه موصوف به » سوسیالیزم واقعا موجود » قرار می داد. بدلایلی که بحث آن در این مختصر نمی گنجد ، نظام فعلی حاکم بر » فدراسیون روسیه » سعی بر زنده نکهداشتن همان گفتمان در کشور هایی از نوع » ایران » ، » اوکراین » ، » بلاروس» ، کشور های آسیای میانه » را دارد . تا بتواند از میان سیاستمداران این کشور ها به یار گیری سیاسی پرداخته و از منافع اقتصادی و ژئو پولیتیک آن بهره برد .
نفس ضدیت با غرب و آمریکا ، ارتباط سیاسی و اقتصادی کشور مفروض و در اینجا ایران را با غرب دچار بحران کرده و از ارتباط فعال سیاسی و اقتصادی با کشورهای پیشرفته سرمایه داری باز می مانند . و درست در اینجا » روسیه » برای حل مشکلات و به شکل رابطه اقتصادی فعال با ما وارد عمل می شود .
اما اینکه چرا انتخاب » دولتمردان » کشور ما به این سو می رود را من اساسا به این خاطر می دانم که در ایران ما هستند اقشاری که منافع اقتصادی اشان هنوز به تقویت و ادامه حیات صنایع خود روسازی که ایران را به قبرستان اتومبیل ها و جاده ها را به قتلگاه مردم تبد یل کرده است ، وابسته است . اقشاری که هنوز بدنبال آن هستند که از چاههای نفت ، با آخرین توش و تون اشان ، نفتی استخراج شود و هزینه های جاری تامین شود اما نوسازی صنایع استخراجی ، تبدیل به احسن کردن محصولا نفتی ، لازم نیست چون گویا اگر شرکتهای آمریکایی و اروپایی برای عقد قراردادهای شراکتی و در این راستا به ایران بیایند ما در جنگ نرم شکست خورد ه ایم و بیش از دو دهه است که چاههای نفتی ما جولانگاه متخصصان روسی و چینی و در این اواخر پیمانکار داخلی شده اند و دریغ از کوچکتری پیشرفت در صنایع استخراجی و تولیدی وابسته به صنعت نفت.
در ادبیات سیاسی به اقشار و طبقاتی که که از نوسازی روابط اجتماعی و اقتصادی ، نگرانند بعنوان » محافظه » کار یاد می شود . بنظر می رسد » دولتمردان » ما نزدیکترین ارتباط را این اقشار و طبقات داشته و در حوزه سیاست ، تمایلات اینان را بعنوان منافع ملی کشور مورد نظر قرار می دهند .
بحث بر سر فقدان تحرک لازم برای نوسازی روابط اقتصادی – اجتماعی است که در سیاستمدارانی از نوع » یانو کویچ » و یا سیاستمداران گرداننده امور کشور ما مشترک است . همین فقدان اراده لازم یرای بازسازی ساختارهای کهنه اقتصادی نیز از روسیه که یکی از بزرگترین و ثروتمندترین کشورهای جهان است نظامی مبتنی بر صدور مواد خام و خرید کالاهای مصرفی ساخته است .
» دولتمرد جمهوری اسلامی » به وقایع » اکراین » نگاه کرده ، باید به فراست در یابد که اگر بزودی به نوسازی روابط اجتماعی و ساختار اقتصادی دست نزند و در این راستا به رابطه فعال با جهان مدرن دست نیازد ، دور نیست که بخشهایی از خود هوادران نظام و مردم کشور به مدعیان سرسخت تغییر ساختارهای اقتصادی و به تبع سیاسی تبدیل شوند آیا در آن صورت باز باید از توطئه خارجی و سازمانهای جاسوسی فریاد بر آورد ؟ برای دفاع از کشور نوسازی ساختارهای سیاسی و اقتصادی جمهوری اسلامی ، امروزحتی فوریت لحظه ای دارند واین مهم فقط در گرو استفاده هوشیارانه ار امکانات پیشرفته ای ممکن است که فقط دراختیار کشورهای پیشرفته سرمایه داری قرار دارد .
» یانو کویچ » یک سیاستمدار مستقل نبود و نمی توانست نوسازی را شروع کند چون در چنین صورت روسیه ، از وی نا راضی می شد . . اما » دولتمرد » جمهوری اسلامی چرا باید به دام گفتمان » روس ساخته » تهاجم غرب ، بیفتد و از بازسازی اقتصاد و سیاست خود بهراسد . و حتی اکنون نیز ساخت نیرو گاههای هسته ای برق خود را باز بدست متخصصان کم مایه روسی و بازار ایران را در اختیار کالای چینی قرار بدهد ؟ این خود عین محافظه کاری در روابط اقتصادی است که از یک تفکر محافظه کارانه سیاسی بهره می گیرد . تعییرات منتظر ما نخواهند شد ، اگر ما خود به استقبال آنها نرویم ، آنان خود را در هیئت مردم خواهان تعییر به ما تحمیل خواهند کرد . فرار از تغییرات همیشه موفقیت آمیز نخواهد بود !!، گاهی تعییرات چون بهمن بر ما فرو خواهند ریخت .


 
  درسهای » اوکراین » برای » ایران»2         

 

             درسهای » اکراین » برای «اصولگرایان و بورژوازی بورکراتیک » وطنی

. بعد از فروپاشی » شوروی » سایه سنگین گریز از اقتصاد دولتی و پناه بردن به  اقتصاد بازار آزاد بعنوان یک جایگزین ، فضای سیاسی – اقتصادی  این کشور ها را در بر گرفت . در فقدان مراکز قوی نظارت  غیر دولتی  بر فعالیتهای هیئت حاکمه  و با توجه به تسلط کامل دولتمردان بر جای مانده از یگ اقتصاد دولتی و پر از اختلاس و ارتشاء  بر کشور ،آنچه که سیا ستهای موسوم به » بازار آزاد » برای این کشور ها به ارمغان آورد،فروش  اموال دولت( مایملک ملی) به ثمن بخس به سیاستمداران و سردمداران حزب کمونیست منحله شوروی بود . این شکل از خصوی سازی که هیچ شباهتی به شکل کلاسیک سیاستهای خصوصی سازی معمول در کشورهای پیشرفته صنعتی نداشت ،بزودی باندهایی از قدرت سیاسی – اقتصادی بوجود آورد که هیچ تخصصی در گرداندن بنگاههای اقتصادی که خریداری کرده بودند نداشتند . همانطور که میدانیم شیوه معمول خصوصی سازی در کشورهای پیشرفته ، عرضه سهام بنگاه مورد فروش در بازار سهام  اولیه با اعلام محدوده زمانی ، محدودیت تعداد سهام قابل خرید بطور علنی و شفاف است  که هیچ شباهتی به شیوه معمول خصوصی سازی در این کشورها و حتی در ایران ندارد .

 سردمداران اقتصاد دولتی در کشورهایی از نوع » اکراین » ، با این نیاز ( نیاز به سپردن بخشهایی از اقتصاد به بخش خصوصی ) کاملا  سیاسی و نه اقدامی اقتصادی ،بر خورد کرده و  از آن  برای مقابله با گسترش ساختاری اقتصادی  که خود به آن » سرمایه داری هار و نئو لیبرالیستی » نام نهادند بهره گرفتند . این برخورد خود نوعی ایجاد ترمز در مقابل حرکت جا معه بسمت افق های نو در حوزه سیاست و اقتصاد و ناشی از نوعی محافظه کاری اقتصادی و لاجرم سیاسی و اساسا بر خواسته از منافع اقتصادی یورژوازی دولتی و بوروکراتیک در این کشور هاست .

 این سخن به این معناست که در کشورهایی که پس از دوره ای طولانی حاکمیت  بدون قید و شرط دولت بر ارکان اقتصادی کشور ، روی به خصوصی سازی می آورند ، سرمایه داری بوروکراتیک خود  ، در جلوگیری از گسترش خصوصی سازی ، با این بهانه که سرمایه داران و بنگاههای خصوصی اقتصادی ، از نقطه نظر سیاسی  قابل اطمینان نیستند  به سپردن اموال خصوصی شده به شرکتهای وابسته به مقامات دولتی می پردازند.مقاماتی که خود بدلیل عدم تخصص اشان ، مهمترین عامل ضعف  اقتصادی کشور بوده اند . 

این» نوسرمایه داران » بی تخصص، اما پر قدرت  با توجه به امکانات گستر ده ای که در شبکه سیاسی کشور دارند برای برپا نگهداشتن مصنوعی  بنگا ه ها و کارخانه هایی که به دست آورده اند شروع به استفاده از امکانا تی مانند گرفتن وامهای کلان و با بهره پایین از مراکز مالی کشور کرده  و در عین اینکه می توانند چهر هایی موفق از فعالیتهای اقتصادی خود نشان دهند اما در حقیقت ، فعالیتهای این مدیران سابق دولتی چیزی بیش از رانتخواری و در بهترین حالت ایجاد مراکز مالی پر قدرت که نابود کننده تولید در این جوامع هستند ، نمی باشد که همراه باخود بیکاری و تورم و فقر وفحشا را در این جوامع به ارمغان آورده است

اختلاس ، فساد و عدم شفافیت در حوزه اقتصاد و سیاست همراه با فشار بسیار به رسانه های عمومی  از ویژ گی های اساسی چنین جوامعی بوده است .

بوجود آمدن قطبهای قدرت وٍ ثروت مانند » یولی تیموشنکو » ، » ویکتور یونو کویچ» در » اکراین » صاحبان ٍثروتهای افسا نه ای در روسیه مانند » میخاییل خودروفسکی »  ، » ضیا محمد اف »  و » کمالدین حیدرف »  در جمهور آذربایجان  و هزاران سرمایه داران کوچک و بزرگ در این جمهوریها از این جمله اند . که خود به عامل ترمز کننده نوسازی حیات و زندگی اجتماعی در کشورهای خود تبدیل شده اند .

در یکی از سایتها در معرفی سیاستهای اجرایی که به نابودی اقتصاد » اکراین » منجر شده است چنین می خوانیم «

«نتیجه آن، افزایش یک شبه و ۳۰۰ درصدی قیمت نان، افزایش 600 درصدی قیمت برق و افزایش هزینه حمل و نقل عمومی به میزان ۹۰۰ درصد بود. «کمیته آمار دولتی اوکراین» طی سال 1998 در گزارش خود که «صندوق بین‌المللی پول» نیز به آن استناد کرد، تصریح کرده بود که سطح دستمزدهای۱۹۹۸ م. نسبت به ۱۹۹۱ م. (استقلال اوکراین) بیش از ۷۵ درصد سقوط داشته است. متعاقب آزادسازی اقتصاد؛ تولید غله، احشام و لبنیات با سقوط مواجه شد تا جاییکه «تولید ناخالص ملی» نسبت به سال های ۱۹۹۲- ۱۹۹۵ بیش از ۴۵ درصد کاهش یافت» (1)

آیا شرایط فوق الذکر در » اکراین »  یاد آور اصرار های » احمدی نژاد » در ایران  بر افزایش سریع قیمت حاملهای سوخت و مایحتاج مردم ،  ونتایج اقتصادی مترتب برآن در اقتصاد ایران نیست ؟  ؟  که تنها با اعتراض نمایندگان مجلس  وی نتوانست » شوک درمانی » پیشنهادی خود را  اجرا کند ؟ اما به هر حال  سیاستهای اجرایی پیشنهادی در همان حد هم که اجرا شد تولید و سازندگی را دچار خفقان کرد و ضربات اساسی به کشوردر حال باز سلزی ایران زد .

آیا شکل خصوصی سازی در دروره دولت های نهم و دهم دقیقا شبیه شکل خصوصی سازی در دروره هایی که «اکراین» تحت فشار بانک جهانی و صندوق بین المللی پول به خصوصی سازی تن داده بود نیست .؟

«خصوصی سازی افسار گسیخته در «اکراین «

 «طرح خصوصی‌سازی 1998″، خصوصی‌سازی 954 شرکت متوسط و بزرگ به ارزش 26.5 میلیارد دلار، به اضافه سهام دولت در 300 شرکت سرمایه‌گذاری؛ را پیش‌بینی کرده بود که در مجموع شامل دو هزار و 500 شرکت می‌شد. برآورد می شد که فقط در 10 ماهه اول سال 1997، دولت به میزان 105 میلیون دلار از خصوصی سازی کسب درآمد کرده باشد. بطور کلی در مرحله اول خصوصی سازی، شش‌هزار 500 شرکت متوسط و بزرگ در اوکراین خصوصی‌سازی شدند که بیش از نیمی از برنامه بود»(2)

خصوصی سازی افسار گسیخته در ایران در فاصله سالهای 1380-1390

بر اساس گزارش سازمان بازرسی کل کشور، دو نتیجه‌ی مهم این گونه خصوصی‌سازی عبارت‌اند از:

 1. شکل‌گیری شبکه‌های شبه‌دولتی در فرآیند خصوصی‌سازی که محصول نهایی آن مدیریت مجدد تیم دولت بر شرکت‌های واگذار شده است.  2-شکل‌گیری شبکه‌های فساد در بلندمدت نظیر گروه امیر منصور آریا که به تنهایی چهار شرکت از طریق سازمان خصوصی‌سازی در عرض دو سال خریداری نموده است. سهم بخش خصوصی حقیقی حداکثر 5/13 درصد از کل واگذاری‌هاست؛ موضوعی که در گزارش سازمان بازرسی هم به آن اشاره شده است.»(3)

 در حالیکه بر اساس گزارش موصوف به » بررسی مشارکت بخش­های نظام اقتصادی در فرایند خصوصی ­سازی در ایران » طی سال­های 1380 تا 1390 حجم خصوصی سازی در دوره دولت اصولگرا بیش از 119 برابر ، خصوصی سازی در دوره دولتهای ماقبل خود بوده است . یعنی اگر دولتهای  اصلاحات و سازتدگی سعی داشتند شگل اجرایی پروسه اجتناب ناپذیر » تعدیل ساختاری » را به گونه ای تدریجی و بنحوی که  بخشهای اقتصاد کشور دچار کمترین زیان از این اجرا شوند بهعمل در بیاورند ، در دولت اصولگرا ، این سیاستها چنان اجرا می شود که بنا بر گزارش سازمان بازرسی کل کشور ، باندهای فاسد  فوق الذکر در گزارش بر اقتصاد حاکم شده و دوباره تیم اقتصادی دولت بر این شرکت ها اما در هیئت  سرمایه داران خصولتی ( خصوصی – دولتی ) بر اقتصاد کشور حاکم می شوند . این شکل از اجرا با هدف فلج کردن و ناکار آمد کردن  سیاست خصوصی سازی و سیاست » دادن کار مردم به دست مردم » صورت گرفته است و بسیار شبیه سیاستهای اجرایی » خصوصی سازی اقتصاد » در کشورهای » بجای مانده از » شوروی سابق » است . آنچه که در این پروسه در هر دو سری از کشور ها شبیه است تلاش بوروکرات های دولتی در جلو گیری از آزاد سازی اقتصادی و نگاه داشتن اقتصاد در دستان نا کار آمد خود است . مثلا در ایران ، در حالی بر ضد سیاستهای آزاد ساری اقتصادی و نتایج مترتب بر  خصوصی سازی تبلیغ می شود که خود جناح اصولگرا و بوروکراتهای دولتی  ، بیشتراز هر گروهی بهره اقتصادی را از اجرای غلط این این سیاستها برده و موجب شکست و زمین گیرشدن این اقدامات شده اند .

توضحات فوق بخوبی برای مخاطب روشن ساخت که مردم ایران از سیاستمداران اصولگرا انتظار داشتند و دارند که در سیاستهای اقتصادی پای در راه سیاستمدارن فاسد ی از نوع » کوچمان » ، » تیمو شنکو » ، » کمال الدین حیدراف » و ….. نگذاشته و به بر آوردن اهداف بعهده گرفته در انقلاب اسلامی متعهد باشند (4)

بنظر می رسد نوشته توانسته است درسهایی را که اصولگرایان و بوروکراتهای دولتی( فارغ از تعلق آنها به جناحهای مختلف سیاسی در ایران ) باید از وقایع » اکراین »  بگیرند توضیح داده است و نیاز به توضیح مجدد نباشد .

 

.               درسهای اکراین برای دولت جمهوری اسلامی ایران

 

بنظر می آید نگاهی به تجربه  کشور «اکراین » برای دولت آقای روحانی ضروی و لازم است . باید دلائل این ضرورت بخوبی توضیح داده شود

 .  همانطور که می دانیم  در سال 2004 بعد از دوره ای طولانی از حاکمیت  سیاستمداران روس گرا مانند » لئونید کوچمان » و » یانوکویچ» بر » اکراین »  ، و در پی انقلاب موسوم به » انقلاب نارنجی » نسیمی نو در آسمان سیاست این کشور وزیدن گرفت و تیم دولتمردانی که خواهان ایجاد تغییرات اسا سی در روابط بین المللی  ، گسترش ارتباط دیپلماتیک و اقتصادی با غرب  ایجاد تغییرات اساسی در  امور داخلی  بودند سکان قدرت را در این کشور به دست گرفتند . البته این انتقال قدرت براحتی صورت نگرفت ،  در انتخابات ریاست جمهوری که در نوامبر سال 2004  و در پی رقابتی فشرده  میان » یانو کویچ » کاندیدای روس گرا و » ویکتور یوشنکو » کاندیدای خواهان تغییر ،  در پی اعلام پیروزی  » یانوکویچ»  از سوی ستاد انتخابات » اکراین »  ، بسیاری از مردم این نتیجه را قبول نکردند و در پی 3 ماه تظاهرات که سراسر » کشور را در بر گرفت ، قرار بر این شد که انتخابات قبلی ملغی و انتخابات از نو بر گزار شود . انتخابات باحضور ناظران بین المللی انجام شده و نهایتا » ویکتور یوشنکو »  کاندیدای غرب گرا با اکثریتی نه چندان قاطع در این انتخابات به پیروزی رسید .  آنچه که مردم » اکراین » را وادار کرد تا به تغییر در اداره کشور رای بدهند  قولی بود که این سیاستمداران برای حل دو مسئله اساسی به مردم داده بودند  که به شرح آنها می پردازیم :

1- مبارزه با فساد گسترده  و اختلاس

2 تعیین تکلیف  و روشت کردن شکل و نوع اتباط با جهان خارج،  روسیه و جهان غرب

در پی شش سال  حضور تیم اصلاح گرایان غرب گرا بر اریکه قدرت  در » اکراین »  ، در سال 2010  ، مردم » اکراین » به گروه محافظه کار رقیب » یانو کوریچ» رای داده و » نارنجی » ها را از قدرت میرانند .مطالعه علل شکست تیمو شنکو و نهایتا بزندان اقتادن وی برای کشورهایی که در حال طی کردن مسیرهایی از این دست هستند لازم و ضروری است .این دلایل را می توان بشرخ زیر خلاصه کرد :

الف- دولت » یوشنکو – تیمو شنکو» در مبارزه با فساد اقتصادی  باندهای قدرت بر آمده از دوره خصوصی سازیهای افسار گسیخته موفق نبود . یک علت اصلی آن هم این بود که خود «تیموشنکو» یکی از افرادی بود که در پی دستکاری در قیمت گاز دولتی و آزاد و کارهایی از نوع بند وبست و ارتشا ء و پولشویی ، میلیاردر شده بود ، طبعا دولت وی نمی توانست در مبارزه با فساد عزم قاطع داشته باشد . مردم  بخصوص در کشور هایی که از نظر سیاسی مستقل هستند می توانند با چشمان باز شاهد و نظاره گر عملکرد مسئولان باشند .

در پی انتخاب اعضای کابینه دولت  اعتدال ، خبرهایی حاکی از میلیارد ر بودن ، بعضی اعضای این کابینه در رسانه های اجتماعی مطرح بود .میلیاردبودن بخودی خود ارزش یا ضد ارزش نیست اما برای یک سیاستمدار می تواند علامت سوء استفاده  وی از امکانات دولتی باشد . آیا رییس جمهور ایران  به این اندیشیده است که این در باره این شایعه تحقیق کرده انرا روشن کرده و در این باره به مردم گزارش دهد ؟    آیا » روحانی » به این اندیشدیده است که مبارزه با فساد فقط به دستگیری  » بابک زنجانی » ختم نمی شود  . » روحانی اگر نتواند در مبارزه با فساد نتیجه قاطعی بدست آورد علت وجودی خود را از دست خواهد داد.

بخشهای خواهان تغییر جامعه ؛ روشنفکران و اقشار و طبقات وابسته به اقتصاد غیر دولتی ، جوانان و اقلیتهای قومی و مذهبی  بیشتری رای دهندگان به دولتهایی  هستند که ایجاد تغییرات در حوزه اقتصاد ، سیاست  هنر و ادبیات را سر لوحه شعارهای انتخاباتی خود قرار داده اند . دولت روحانی نیز از این قاعده مستثنی نیست . دولت » اعتدال و تدبیر اگر نتواند گا مهایی بلند در راستای بدست آوردن رضایت ، اقشار و طبقات هوادار خود  و ایجاد ارتباط ارگانیک با این اقشار بردارد  ، ارتباظ خود با هوادارانش را از دست داده و این دسته از مردم در انتخابات های بعدی یا منفعل شده و یا حتی به گروههای سیاسی رقیب رای خواهند داد .

بنظر می رسد دولت روحانی تا کنون توانسته است گام هایی  قابل قبول در راستای  بوجود آوردن رابطه ای متعادل  در فضای روابط بین الملل بردارد که این خود مایه امید اقشار و کروههای رای دهنده به این گرایش در درون «جمهوی اسلامی» است .

امید که این نوشته بتواند در فرصتی دیگر به  درسهایی که » اکراین » برای گرایش معروف به اصلاح طلبان حکومتی و جنبش معروف به سبز وطبقه متوسط مدرن   ، گرایشات اپوزیسیونی اصلاح طلب ج.ا  ،  گرایشات اپوزیسیونی سرنگونی طلب ،  دارد  بپردازد .

 

 

 

 

 

 

(1) و (2)        http://www.mashreghnews.ir/fa/news/288059

 

(3) –             http://borhan.ir/NSite/FullStory/News/?Id=5282

 

(4)- آیا می دانید یکی از راههای پولدار شدن » یولی تیموشنکو » خرید گاز توسط شرکت متعلق به خود وی و همسرش به قیمت دولتی و فروش آن به قیمتهای آزاد بوده است ؟ ایا این روش شبیه روش بکار گرفته شده توسط یکی از دولتمردان اصولگرای  ، وطنی نیست که با دستکاری در قیمت گاز ( سواپ ) د ریافتی و تحویلی ، میلیارد شد ؟ 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s