درسهای » اوکراین » برای » ایران» 1

1-درسهای » اکراین » برای «دولتمردان » جمهوری اسلامی ایران

قبل از هر چیز بنا به تعریف کلاسیک که » روشنگری باید همراه با تفکیک دقیق معنایی باشد » یعنی نمی توان به تعریف و تبیین پدیده ای دست زد مگر اینکه بار دقیق و معنای صریح کلمات مورد استفاده در تعریف و تحلیل را روشن کرد ، بار معنایی بعضی کلمات مورد استفاده در این تحلیل را برای خواننده تیز هوش این سطور ارائه می دهم تا مخاطب ، من را به بی دقتی و سر بهوایی در کار برد کلمات متهم نکند :

الف : » ایران » ، البته نگرش سیاسی من نزدیک به اصلاح طلبان درون نظام است اما مثل غالب گرایشها سیاسی عمل نمی کنم که وقتی می گویند » ایران » یا مردم ایران » ، منظور و تعریفشان از این کلمه فقط طرفدارن نظرو حزب و گرایش سیاسی خودشان است . من وقتی عبارت درسهایی برای ایران را به کار می برم دقیقا تفکیک خواهم کرد . که کدام گروه اجتماعی یا گرایش سیاسی مطرح در ایران می باید کدام درسرا از وقایع «اوکراین » درس بگیرد . ودر این ارتباط شش گروه اجتماعی و جریان سیاسی و لزوم درس گیری این جریانات را از وقایع چند ساله » اکراین » را مطرح خواهم کرد ..

. 1 : دولتمردان جمهوری اسلامی .2: رئیس جمهور و کابینه جمهوری اسلامی و بورژوازی بوروکراتیک 3: گرایشات معروف به اصولگرا ، طرفدارن » احمدی نژاد» ، جبهه پایداری و اقشار محافظه کار اجتماعی

4: گرایش معروف به اصلاح طلبان حکومتی و جنبش معروف به سبز وطبقه متوسط مدرن . 5 : گرایشات اپوزیسیونی اصلاح طلب ج.ا 6 : گرایشات اپوزیسیونی سرنگونی طلب .

این نوشته در بخش اول به مقدمه ودولتمردان جمهوری اسلامی پرداخته و در بخشهای بعدی به بررسی بقیه گرایشات خواهد پرداخت .

ب : » اوکراین «. ممکنست بگویید این کلمه که نام یک کشور است ، مگر می توان آنرا در معانی مختلف بکار برد ؟ من باید بگویم که بله و منظور من از این کلمه در این نوشته نظام سیاسی است که قبل از حوادث چند روز اخیر امور کشور را می چر خاند ، نظامی نیمه ریاستی بود که رئیس جمهور اختیارات فوق العاده داشت و درمواردی هم در مقابل پارلمان جوابگو نبود . » یانوکویچ » توانسته بود به مد د خصوصی سازیها و خودمانی سازیها ، بنگاههای بزرگ اقتصادی را به تصاحب پسرش و همشهریان خود در آورد که به » خانواده یانوکویچ»( در مفهوم مافیایی آن )معروف شده بودند و با توجه به این نکته که قدرت مطلق فساد آور است ، مردمی که در سال 2010 با امید فراوان » دولت بر آمده از انقلاب نانجی را از قدرت رانده بودند وقدرت را دو دستی به ایشان وحزبش تحویل داده بودند ، از وی روی بر گرداند و تا وقتی ایشان از در پشتی کاخ ریاست جمهوری فرار نکرد از پای ننشستند . وبقول معروف آ نقدر از تغییرات و نو آوری فرار کرد تا تغییرات و مردم دگر اندیش خود را به در گاه کاخ وی رساندند . حال بگذار نیروهای مدافع » یانو کویچ » و ضد آمریکا یی ، فریاد برآورند که که این حوادث در پی توطئه سیا و انتلیجنت سرویس و بازی نئو فاشیستها اتفاق افتاده است . اما اینکه نظام سیاسی » یانو کویچ » غرق در فساد و اختلاس و رشوه و فامیل بازی بوده است ، این که این نظام به روسیه اجازه می داده است که بخشی از خاک این کشور را بعنوان پایگاه نظامی خود بکار برد و اکنون هم سعی در جدا کردن همان بندر بعنوان پایگاه خود در دریای سیاه را دارد ، این که رهبری روسیه ، » اکراین » را منطقه نفوذ و عمق استراتژیک خود می دانسته است و عامل موثر این وقایع بود ه است را فراموش می کنند .

درسهای » اکراین » برای » دولتمردان » جمهوری اسلامی ایران

تفکیک دقیق معنایی دولتمرد . منظور من از این کلمه نه مثلا رئیس جمهور اسلامی ایران و اعضای کابینه و دولت ایشان که معنای عام آن یعنی کسانی که قدرت سیاسی حقیقی را در ایران در دست دارند ، است ، چون در ایران مانند بسیاری از کشورها ، دولتها می آیند و می روند و عموما فقط وجه اجرایی سیاستهای تصویب شده را بعهده دارند . منظور نویسنده این سطور از درسهای وقایع «اوکراین » برای دولتمردان جموری اسلامی برای سسلسه مراتبی در جمهوری اسلامی است که سیستمهای اجرایی و استراتژیک نظام سیاسی ج.ا را طراحی و قبل از اجرا مورد بحث و بررسی قرار می دهند . این هسته قدرتمند و مانا در ایران خود را در «بیت رهبری » ، دفتر سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ، مجلس خبرگان و شورای نگهبان نشان می دهد .

اما مخاطب آگاه من ممکنست از من بپرسد و حق هم دارد بپرسد که نهادهای ایرانی فوق الذکر با ویژگی مذهبی و روحانی ، که امورسیاسی – اجتماعی یک کشور اسلامی را می چرخانند چه مناسبتی با نظام سکولار و ماتریالیستی حاکم » یانوکویچ » دارند ؟. اما من از تو ای خواننده این سطور ،عاجزانه تقاضا می کنم کمی صبر داشته باش من به شما اثبات خواهم کرد که اتفاقا این دو سیستم که از نظر دینی و مذهبی کاملا با یکدیگر متفاوت هستند ، از نظر تاریخی متعلق به یک گفتمان بوده و حتی نشان خواهم داد که عملکرد این دودر حوزه اقتصادی و مواضع بین المللی در موارد بسیاری شبیه به یکدیگر است .

همانطور که در این مقاله گفتم ، دولتمردانی از نوع » یانوکویچ» دانش آموخته سیاسی مکتب «شورایی » هستند . سیاستمدارانی از این دسته گسترش روابط اقتصادی – سیاسی با غرب را نوعی تسلیم در مقابل هجومی می دانند که خود به آن «جنگ نرم » نام نهاده اند . این گفتمان در دوران حاکمیت شوروی شکل گرفته بود و در راستای خدمت به گسترش روابط اقتصادی کشور شوراها عمل می کرد . آن دسته از رهبران سیاسی که هنوز تحت تاثیر این گفتمان هستند با نوسازی روابط اجتماعی بر خوردی محافظه کارانه دارند . چون مرکز اید ئولوژیک چنین گفتمانی در شوروی بوده ، حتی در شرایط فعلی نیز رهبرانی از نوع » یا نوکویچ » ، متحد سیاستهای خود را در » پوتین » می یابند و روسیه نیز بیشترین بهره اقتصادی را ار حضور چنین سیاستمدارانی در اریکه قدرت می برد .

همانطور گه میدانیم «اصولگرایان» ما ایرانیان نیز نزدیکترین متحدین خود را در » پوتین » ، » یانو کویچ » ، » چاوز » می یابند و از » سرنگونی » یانو کویچ » متاثر می شوند . اما دلیل این نزدیکی چیست ؟ جرا «یانو کویچ » سکولار به همان اندازه مدافع روابط کهنه سیاسی – اجتماعی است که یک فرد مثلا متعلق به جبهه » پایداری » در ایران ؟ .چون در عمل هردو غرب را تهدید میدانند ، به نوسازی روابط اقتصادی و سیاسی بسختی تن می دهند و جالب است که در فضای بین المللی هردو متحد ین واحدی دارند .

در دوره معینی نیز نظام حاکم بر ایران ( نظام پهلوی) ، مورد حمایت مستقیم ، » آمریکا » بوده است و نفس ضدیت انقلابهایی از نوع انقلاب ایران با » آمریکا » ، این حرکتهای بزرگ را در اتحاد با اردوگاه موصوف به » سوسیالیزم واقعا موجود » قرار می داد. بدلایلی که بحث آن در این مختصر نمی گنجد ، نظام فعلی حاکم بر » فدراسیون روسیه » سعی بر زنده نکهداشتن همان گفتمان در کشور هایی از نوع » ایران » ، » اوکراین » ، » بلاروس» ، کشور های آسیای میانه » را دارد . تا بتواند از میان سیاستمداران این کشور ها به یار گیری سیاسی پرداخته و از منافع اقتصادی و ژئو پولیتیک آن بهره برد .

نفس ضدیت با غرب و آمریکا ، ارتباط سیاسی و اقتصادی کشور مفروض و در اینجا ایران را با غرب دچار بحران کرده و از ارتباط فعال سیاسی و اقتصادی با کشورهای پیشرفته سرمایه داری باز می مانند . و درست در اینجا » روسیه » برای حل مشکلات و به شکل رابطه اقتصادی فعال با ما وارد عمل می شود .

اما اینکه چرا انتخاب » دولتمردان » کشور ما به این سو می رود را من اساسا به این خاطر می دانم که در ایران ما هستند اقشاری که منافع اقتصادی اشان هنوز به تقویت و ادامه حیات صنایع خود روسازی که ایران را به قبرستان اتومبیل ها و جاده ها را به قتلگاه مردم تبد یل کرده است ، وابسته است . اقشاری که هنوز بدنبال آن هستند که از چاههای نفت ، با آخرین توش و تون اشان ، نفتی استخراج شود و هزینه های جاری تامین شود اما نوسازی صنایع استخراجی ، تبدیل به احسن کردن محصولا نفتی ، لازم نیست چون گویا اگر شرکتهای آمریکایی و اروپایی برای عقد قراردادهای شراکتی و در این راستا به ایران بیایند ما در جنگ نرم شکست خورد ه ایم و بیش از دو دهه است که چاههای نفتی ما جولانگاه متخصصان روسی و چینی و در این اواخر پیمانکار داخلی شده اند و دریغ از کوچکتری پیشرفت در صنایع استخراجی و تولیدی وابسته به صنعت نفت.

در ادبیات سیاسی به اقشار و طبقاتی که که از نوسازی روابط اجتماعی و اقتصادی ، نگرانند بعنوان » محافظه » کار یاد می شود . بنظر می رسد » دولتمردان » ما نزدیکترین ارتباط را این اقشار و طبقات داشته و در حوزه سیاست ، تمایلات اینان را بعنوان منافع ملی کشور مورد نظر قرار می دهند .

بحث بر سر فقدان تحرک لازم برای نوسازی روابط اقتصادی – اجتماعی است که در سیاستمدارانی از نوع » یانو کویچ » و یا سیاستمداران گرداننده امور کشور ما مشترک است . همین فقدان اراده لازم یرای بازسازی ساختارهای کهنه اقتصادی نیز از روسیه که یکی از بزرگترین و ثروتمندترین کشورهای جهان است نظامی مبتنی بر صدور مواد خام و خرید کالاهای مصرفی ساخته است .

» دولتمرد جمهوری اسلامی » به وقایع » اکراین » نگاه کرده ، باید به فراست در یابد که اگر بزودی به نوسازی روابط اجتماعی و ساختار اقتصادی دست نزند و در این راستا به رابطه فعال با جهان مدرن دست نیازد ، دور نیست که بخشهایی از خود هوادران نظام و مردم کشور به مدعیان سرسخت تغییر ساختارهای اقتصادی و به تبع سیاسی تبدیل شوند آیا در آن صورت باز باید از توطئه خارجی و سازمانهای جاسوسی فریاد بر آورد ؟ برای دفاع از کشور نوسازی ساختارهای سیاسی و اقتصادی جمهوری اسلامی ، امروزحتی فوریت لحظه ای دارند واین مهم فقط در گرو استفاده هوشیارانه ار امکانات پیشرفته ای ممکن است که فقط دراختیار کشورهای پیشرفته سرمایه داری قرار دارد .

» یانو کویچ » یک سیاستمدار مستقل نبود و نمی توانست نوسازی را شروع کند چون در چنین صورت روسیه ، از وی نا راضی می شد . . اما » دولتمرد » جمهوری اسلامی چرا باید به دام گفتمان » روس ساخته » تهاجم غرب ، بیفتد و از بازسازی اقتصاد و سیاست خود بهراسد . و حتی اکنون نیز ساخت نیرو گاههای هسته ای برق خود را باز بدست متخصصان کم مایه روسی و بازار ایران را در اختیار کالای چینی قرار بدهد ؟ این خود عین محافظه کاری در روابط اقتصادی است که از یک تفکر محافظه کارانه سیاسی بهره می گیرد . تعییرات منتظر ما نخواهند شد ، اگر ما خود به استقبال آنها نرویم ، آنان خود را در هیئت مردم خواهان تعییر به ما تحمیل خواهند کرد . فرار از تغییرات همیشه موفقیت آمیز نخواهد بود !!، گاهی تعییرات چون بهمن بر ما فرو خواهند ریخت .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s