انتخابات 2
 

طوفان انقلاب را سر بازایستادن نیست !!  آنقلابیون از جان این مردم چه می خواهند ؟

 

کشتیبان را سیاست دیگر نیامد !!!!

 

نگاهی به ادبیات حاکم بر فضای سیاسی کشورمان ،»ایران»،  که بعد ازروز پرحادثه ثبت نا م کاندیداهای ریاست جمهوری  و تا کنون شکل گرفته است نشان میدهد که ، گرایشات نزدیک به رهبری و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که خود وتنها خود را مدافع و فریاد گر انقلاب اسلامی  می دانند ، از آنجا که سایر گرایشات را حامل انحراف به اشکال مختلف می دانند ، حاضر به پذیرش هیچ گرایش رقیب دیگری بعنوان نگرشی در دردرون گفتمان انقلاب اسلامی نیستند . این گفتمان که هر از چندی به علت عدم تحمل سایر گرایشات انقلابی  – اسلامی  ، بخشی از یاران انقلاب را تحت عناوین مختلف از دور خارج می کتد با پای فشاری بر مواضع خود این باردر صدد است تا  نزدیکترین یاران خود یعنی گرایش نزدیک به دولت را از گردونه قدرت  براند .
                         enghelab3
                          گفتمان انقلاب  هر منتقدی را بعنوان برنداز تلقی می کند 
 گفتمان بنیادی انقلاب اسلامی ، که خود را در گرایشات فکری نزدیک به بیت رهبری و دفتر سیاسی سپاه نشان می دهد حاضر به پذیرش هیچ نظردیگری در ادراه کشور نیست مگر نظراتی که کاملا منطیق بر نظرات خودشان باشد . با اطمینان می توان گفت که اگرروزی هاشی و بعد خاتمی حذف شدند و امروز هواداران دولت حذف می شوند ، رییس جمهور بعدی را از همین الان می توان در نیمکت حذف بعدی نشاند . ایا متفکران و برنامه ریزان این تفکر یکبار از خود سئوال کرده اند که چرا این گفتمان قدرت تصحیح و بکار گیری نیروهای دگر اندیش درون کشور را که نه حتی توان زبان مشترک یافتن با نیروهای دگر اندیش درون نظام راندارد ؟
 تمامی انقلابات منتقد مدرنیته تا مرحله از دست دادن تمام بنیانگذاران خود به این راه رفته اند و انقلاب اسلامی هم می رود که این راه راادامه دهد و با قربانی کردن یاران خود در مسلخ اختلافات داخلی خود را از توش و توان بیندازد .
 طرفه آنکه  ،گرایش دیگر یعنی  هواداران » رحیم مشایی »  صحنه انتخابات را مصاف میان قطب سرمایه داری و عدالت ، مبارزه میان اکبر و اسفندیار و نها یتا مبارزه میان وابستگی و استقلال نام می نهند  و درست در زمانی که روزنامه کیهان ، خبرگزاری فارس ، خبرگزاری تسنیم ، این گرایش هوادار دولت را مفتخر به داشتن انواع انحرافات سیاسی و فکری و اقتصادی می دانند ، سر در برف فروبرده و بعنوان یگانه  نماینده  بیت و رهبری و انقلاب ، در حال محکوم کردن سایر گرایشات فکری و سیاسی درون خانواده جمهوری اسلامی هستند . آنچه مشخص است اینکه طرفداران » رحیم مشایی » از حربه  اتصال خیالی خود به » بیت رهبری » فقط برای جلب نظر مردمی که طرفدار روحانیت وبیت هستند استفاده تبلیغاتی می کنند و کیست که نداند بیت ورهبری و سپاه چشم دیدن » فرقه انحرافی» را ندارند و گرایش مشایی با آن برداشت التقاطی خود از اسلام ، و امکاناتی که در پای تقویت سرمایه های مالی و ضد تولیدی نهاده اند اگر بتواند می خواهد ریشه روحانیت و سپاه  را از جا بکند و بی علت نیست که  » ایت الله مصباح یزدی » ضرر این دولت و فرقه انحرافی را برای اسلام بیشتر از ضرر شمر ویزید و…. دانسته اند و اینان نیز به نوبه خود به » پاسداران انقلاب » لقب » برادران قاچاقچی » می دهند .
 این گرایش هم تمامی اقدامات خود را تحت شعار » گفتمان حقیقی انقلابی » به انجام رسانده و با این ادعا هر انکس را که هوادار این گرایش نباشد خس و خاشاک نامیده  وآماده است با مخالف خود بکند هر آنچه را که شمر و یزید و خولی با مخالف خود کردند .
دو گرایش فوق الذکر که هردو خود را یگانه و تنها گرایش حقیقی انقلابی – اسلامی به حساب می آورند  راه حل ، مشکلات کشور را قبل از هر چیز تصفیه حساب با رقبای داخلی خود می دانند . این تصفیه حساب در عمل به رودرو قرار دان اقشار مختلف جامعه در مقابل یکدیگر و دور شدن جامعه از مفهوم همبستگی ملی و وحدت اجتماعی منجر شده است
                    ifetne.
                            یاران دیروز انقلاب  و فتنه گران امروز  ، این بار نوبت کیست ؟
گفتمان دیگر فعال در جامعه  و انتخابات پیش رو اصلاح طلبان هستند که میرود تا یک تنه بدور هاشمی رفسنجانی جمع شوند  .  این گرایش تنها گرایشی است که از انحصار طلبی مصون مانده است اینان نمی خواهند و نمی توانند  ، گفتمان مورد دفاع خود یعنی ، «اصلاح طلبی» را ، به انحصار خود در بیاورند . این جبر تاریخ است که اصلاح طلبی اولین حرکت سیاسی است که نمی تواند انحصار طلب یاشد چه اینکه طرفداران این گفتمان طیفی از تفکرات مختلف و حتی متضاد را در درون خود گرد اورده است . گفتمان اصلاح طلبی که برخاست و به غلیان در آمد  از چپ افراطی  برانداز   تا راست سلطنت طلب را وادار و مجبور کرد که با آن همراه شوند . و در برابرش خاضع بایستند .
اگر روزنامه کبهان و خبر گزاری تسنیم  ، اکبر و اسفندیار را خارج از خط انقلاب می دانند و انها را به سازش و وا دادگی و انحراف و ….متهم می کنند  ، اگر روزنامه ایران و سایتهای نزدیک به «رحیم مشایی » ، هاشمی را نماینده مستقیم وابستگی به امپریالیزم و آن گرایش دیگر را نماینده تحجر و …. می نامند ، درمقابل فقط این گرایش اصلاح طلبی است که خوشبختانه قدرت تهاجم و تخریب را ندارد . که اصلاحات برای تخریب نیامده است و برای سازندگی امده است .
آگر خط انقلابی که خود را در گرایش » رحیم مشایی » از یکطرف  و گرایشات نزدیک به » روز نامه کیهان »  و رسالت و… از طرف دیگر نشان می دهد می توانند بی مهابا ، مخالف خود را بقصد بزمین زدن تخریب کنند ، این قابل فهم است ؛ چه اینکه اینان گرایشاتی انقلابی هستند و هنر انقلاب بیشتر از آنکه سازندگی باشد ، تخریب است . انقلاب و انقلابیون بیشتر از آنکه بدانند چه می خواهند ، مطمئن هستند چه نمی خواهند . می دانند کدام ساختارها را در  اقتصاد و دانشگاه و وزارتخانه باید ، منحل و نابود کرد ، از ورازت برنامه و بودجه تا دهها ساختار تولیدی و اقتصادی و اخراج صدها
استاد دانشگاه بنام سکولارو ضد دین و همه و همه بدست انقلابی ترین گرایش سیاسی جمهوری اسلامی یعنی » دولتهای نهم و دهم » انجام گرفته است . تبدیل کردن کشور به کشوری که حتی میوه و گندم و گوشت خو درا وارد می کند ، تبدیل کردن کشور به کشوری که حتی قدرت فروش نفت خود برای خرید مایحتاج اولیه  را ندارد از هنرهای انقلاب و انقلابیگری و انقلابی ترین دولت جمهوری اسلامی است .
گرایشات نزدیک به بیت رهبری و سپا ه بدرستی به این نتیجه رسیده اند که ، » رحیم مشایی » و » جریان انحرافی » ضریاتی بنیان کن بر اقتصاد و جامعه زده اند ، اما بنظر میرسد با میل به انتخاب شدن کاندیدایی که صددر صد در خط فکری خودشان باشد هنوز بر طبل ؛ انسداد سیاسی انقلابیگری می کوبند .
 اگر در طی هشت سال حکومت دولتهای نهم و دهم به بهای هزینه کردن نزدیک به هزار میلیارد دلار ، فقط  توانسته ایم صاحب دفاع موشکی شده و تعداد سانتریفیوژها را چند ده برابر کنیم
ودر مقابل  در آمد کارگر ایرانی 50درصد پایینتر از خط فقر است ، و تعداد زندانیان و پرونده های جنایی  در کشور؛ هیچ تناسبی با یک کشور مدعی انقلاب ندارد ، و کشاورز ایرانی باید به دولت التماس کند تا ، واردات شکرو برنج و گندم کمرش را نشکند   ، در هشت سال آینده دیگر از این در آمدهای نجومی هم  خبری نیست و دولت برای گرداندن امورخود به اقتصاد انقباضی روی خواهد آورد که حاصل ان سخت تر شدن زندگی مرد م ، بالا رفتن فقر و فحشا   و تشدید تضادهای اجتماعی و بحرانهای اقتصادی است که می توانند حتی  به شورشهای کور گرسنگی منجر شوند .
این ها دستاوردهای انقلابیون و گرایشات ضد اصلاح طلبی در کشور ما ایران است . تاسف بار اینکه به خاطر نبود بر خورد قاظع با اشتباهات دولتهای نهم و دهم که شمه ای از ان در بالا آمد ، این جریان با زدن نعل وارونه در صدد ابقای دوباره خود در صحنه سیاسی کشور و ادامه حذف و نابود کردن گرایشات رقیب خود است .
                                                t2
                                                            سهم کارگران و مردم بی  چیز از باز توزیع ثروتها روز
                                                                                         بروز کمتر می شود
با ادامه روشهای انقلابی در اداره جامعه ، آیا حقوق کارگر به کمتر از 50 در صد خط فقر خواهد رسید ؟ ایا واردات ما می تواند بازهم بیشتر و بیشتر شود ، ایا بازهم مردم کم در آمد و حقوق بگیر می توانند وباید فشار بیشتری را تحمل کنند  ، درآمد نفتی ما کم و کمتر خواهد شد؟ ، براستی این انقلابیون از جان مردم ایران چه می خواهند ؟ چرا حتی  یکبار به اشتباه خود اعتراف نمی کنند . مردم تشنه اصلاح امور هستند .                                        

 

                                                              کاوه آهنگر      

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s