مجسمه شاه اسمعیل سامانی در میدان مرکزی شهر دوشنبه

مجسمه شاه اسمعیل سامانی در میدان مرکزی شهر دوشنبه

ابو عی سینای فیلسوف

مجسمه ابو علی سینای فیلسوف

تاجیکستان نگاهی از درون

در این سلسله ار مقالات می خواهم با نگاهی  از درون به  «جنگ داخلی در تاجیکستان» بپردازم . قصد از این نگاه نه نگاهی از سر حسرت یا بیان غم درون برای براه افتادن جنگی با حدود پنجاه تا صد هزار کشته و یک میلیون آواره از همزبانان تاجیک ما ( که در جغرافیای سیاسی و فرهنگی منطقه ، می توانند و با ید از متحدان سیا سی ما ایرانیان باشند)  که نگاهی به بعضی  عوامل اجتماعی موثر  در به براه افتادن این جنگ خانمان سوز است . همانطور که در مقالات شاهد خواهید بود من سعی کرده ام برداشتهایم را با آوردن شاهد مثال از زندگی سیاسی – اجتماعی مردم تاجیکستان مستدل نمایم .

من می خواهم نشان دهم که در تاجیکستان زبان ، نژاد  وقومیت می توانند به عنوان عامل وحدت بخش ملی وطیف بندی های سیاسی   عمل کرده و می تواند  در آینده  به عنوان یکی از مهم ترین عوامل شکل دهنده سلیقه سیاسی تاجیکان عمل کند .اگر این باشد و این فاکتورها  بتوانند اراده معطوف به ملیت  را تبدیل به اراده معطوف به قدرت سیاسی کند آنگاه وظیفه خطیر کمک به تقویت نیروهای ملی و بین المللی که می توانند در این راستا تاثیر گذار باشند بعهده همه مدافعین منافع تاجیکستان و تاجیکان خواهد بود .

بنظر من جغرافیای سیاسی منطقه آسیای میانه، آبستن  تغییرات اساسی و بزرگ درایندهنزدیک است و این نه اتفاقی است که تاجیکستان قلب تپنده این منطقه استراتزیک با ما ایرانیان ، دارای اشتراکات فرهنگی و مذهبی بسیار است .. این واقغیت به این معنی نیست که  تغییرات  بخودی خود با در نظر گرفتن مناقع  استراتژیک ایران رقم خواهد خورد .اما ایران به عنوان یکی از عوامل تاثیر گذار بر این جغرافیای سیاسی از امکانات مثبت و منفی  بسیاری در رقم زدن تغییرات احتمالی در اسیای میانه به سود و یا ضرر  خود   برخوردار است .

چه باید بکنیم که در پی تغیرات حتمی سیاسی در این منطقه ، دوستان و متحدین استراتزیک ما سهم بزرگتر قدرت را در سپهر سیاست این کشور ها داشته باشند .؟ در این نوشته بدنبال پاسخ هایی به این سئوال خواهیم بود .

                                          با تاجیکان در جنگ داخلی

             من در ان سالها بعنوان همکار خبری یک نشریه در  تاجیکستان زندگی می کردم .

   شهر دوشنبه ، تاجیکستان. یکی از روزهای زمستان سال 1992 است .در خیابان اسماعیل سامانی ؛ بعد از مجسمه زیبای «ابو علی سینا «در میدانی به همین نام ، بطرف محله یکصد و دو میروم . » بو علی» در این مجسمه اصلا شبیه آن » ابو علی سینا » که ما در ایران آنرا دیده ایم و شنیده ایم  نیست . مجسمه، اندیشمندی  متفکر با دستاری خراسانی بر سر را به نمایش گذاشته که با ژستی فیلسوفانه ، از آن ژست هایی که آدم را به یاد عصیان» فاوست» می اندازد با کتابی در دست ایستاده است .مجسمه ای که بلندای قد و سینه فراخش گویا به آسمان طعنه می زند که : » ای آسمان توارتفاع حقیری داری ، من ،انسانی که می فلسفد ،از تو ، سپهر آسمان، سر افراز تر هستم» .  درست بعد از میدان بوعلی  یک مرکز کوچک مخابراتی با دو باجه تلفن بین الملل و داخلی قرار دارد . باید برای ارسال گزارش، تماس بین الملل داشته باشم.

وارد مرکز مخابراتی می شوم . « روز اول که از ترکمنستان  به تاجیکستان رسیدم ، فردی به عنوان مترجم همراه داشتم . همان روز اول، وی از هتل، به مرکز مخابرات تلفن زد و به زبان روسی گفت : ما میخواهیم با تهران صحبت کنیم  و خواست که شماره مقصد  را به  خانم تلفنچی بدهد اما قبل از اینکه وی شماره را  بدهد  ، تلفنچی چنین گفت : » اگر فارسی گپ نمی زنید ، ما به شما خذمت رسانی کرده نمی تانیم » و گوشی را گذاشته بو د . و مترجم به من گفت :  در تاجیکستان شما دیگر به مترجم نیاز ندارید .».                                   

  لهجه دری تاجیکی را در این ویدیو می شنوید

http://www.youtube.com/watch?v=TpBljSRL6Ic

 

آیا براستی  دورانی رسیده بود که من ایرانی برای تماس با همزبان تاجیک  دیگر نیاز به واسطه نداشتم ؟!!!!  و به زبان دیگر زمان ارتباط آزاد دو فرهنگ با یکدیگر فرارسیده بود ؟.

 

با این سابقه ذهنی وارد شعبه مخابرات میشوم ومیدانم حاقل به مترجم نیاز ندارم .  با کمی  سختی و پر کردن فرم مخصوص تما س خارجی ، مکالمه ام را انجام میدهم و می پرسم چقدر باید بدهم ؟ می گوید : سی وچهار روبل . من یک اسکناس صد روبلی به وی میدهم . خانم متصدی باجه که خودش به تنهایی همه کارها را انجام میدهد می گوید : صد روبلی میده Maida ( خرد ) ندارم . من از قسمت شیشه ای باجه به به پول هایی که در دوسته منظم روبروی او چیده شده اند اشاره میکنم و می گویم : از این پول های جلو دستت خرد کن و بقیه پول را بده . با تعجب می گوید :« پولهای مکالمات بین الملل کمتر از پولی است که باید به شما یدهم . و من هم حق ندارم  پول مکالمات بین الملل را با پول مکالمات داخلی عوض کنم . من شماره اسکناسها را نوشته و اینکه هر اسکناسی بابت کدام مکالمه گرفته شده ، در دفتر کاری من ثبت است و باید همان طور هم تحویل بدهم .»

من بالاخره  منظورش را می فهمم  و با خود فکر می کنم و متوجه میشوم  که تا کنون مناسبات پولی مثل آنچه که در سایر کشورها با ساختار اقتصادی – اجتماعی سرمایه داری(وابسته )، حاکم است  برای ساکنان سابق اتحاد جماهیر شوروی معنی نداشته است . این مردم در مناسبات رسمی ، به اسکناس «تالون » یا قبض می گفتند . کم کم در ذهن خودم به بررسی مسئله ادامه می دهم .  روابط مالی این مردم حداقل در حوزه دولتی ، بیشتر بر اساس مبادله کاغذی شماره دار( روبل) با کالاها صورت  می گرفته است . یعنی مناسبات بازار سراسری و آزاد  ، مبادله پولی و بسیاری از مشخصات دولتهای مدرن یا شبه مدرن  بخاطر تسلط  نظامی با سیستم » سرمایه داری دولتی (سوسیالیستی )» هنوز به این سرزمین ها راه پیدا نکرده  است .

تازه می فهمم که ابو علی سینای تاجیکان چرا اینقدر مغرور است و سر بر آسمان می ساید وعصیانگر است . رابطه پول کالا ، بازار آزاد !!!!! بندگی انسان برای تولید و مصرف انبوه هنوز به این سرزمین ها راه پیدا نکرده یود .

http://www.youtube.com/watch?v=kZAB6pQ0XpY     آداب و زندگی تاجیکان                   

 پس این بحث هایی که در باره ملت – دولت ، پروسه تشکیل ملت ، تشکیل بازار سراسری در یک کشور که همه آنها بر اساس شکل گرفتن کشور و جوامع  بر پایه روابط سرمایه داری و یا حتی سرمایه داری وابسته  بوجود آمده اند در سرزمین های تحت تسلط سابق اتحاد جماهیر شوروی مصداق نداشته و یا بشکل دیگری عمل می کند .

می خواهم بگویم نوع ر وابط اقتصاد ی ، سیاسی ، فرهنگی و مجموعا اجتماعی شکل دهنده نوع نگرش وتربیت  مردم و نظام سیاسی حاکم بر آن مردم است .

آنچه در مورد تحلیل سیاسی – اجتماعی  در مورد کشورهای زیر سلطه سیستم سوسیالیستی ( سابق) باید مورد توجه قرار بگیرد این نکته اساسی است که رابطه مرکز – پیرامون  در این حوزه از جوامع بشری نسبت به همین رابطه در سیستم کاپیتالیستی  کاملا متفاوت عمل کرده و بنا بر این جوامع شکل گرفته در آن رابطه سیر رشدی کاملا متفاوت داشته و  برای شناخت این جوامع به ابزار تحلیلی مناسب نیاز است  . در جابجای  این نوشته و با حضور بیشتر در متن زندگی در تاجیکستان بیشتر و بیشتر به این واقعیت پی می برم.

 با اینکه هنوز چند ماه است که به تاجیکستان آمده ام اما با لهجه دری تاحیکان آشنا شده و آنرا می فهمم. هنوز زمستان سرد و پر برف «دوشنبه » تمام نشده است .   عصرها ، هوا خیلی زود  تاریک می شود ، میدانم که یکی از هموطنان ایرانی  ، قرار است فردا به ایران برود ، پست و بانکهای کشور فعالیت نمی کنند برای ارسال نامه و هر محموله ای باید از همین طریق ارسال  توسط مسافر استفاده کرد. باید از محله » علیشیر نوایی» به یکی از مناطق مرکزی شهر بروم و بسته ارسالی خود را به مسافری که قرار است فردا به ایران برود بدهم . وسا یل نقلیه عمومی کار نمی کنند ؛ حکومت موقت تحت رهبری » اسکندر اف» به عنوان کفیل ریاست جمهوری ، قادر به کنترل امور کشور نیست.مردم استان  جنوبی که به» ختلان زمین » معروف است  در شهر » کولاب » سر به شورش برداشته اند و حاضر به پذیرش حکومت موقت نیستند و ادعا یشان هم اینستکه : کفیل ریاست جمهوری » اسکندرف » از پامیر و بدخشان است ومعاون او» عبدالله جان اف» از شمال وشهر خجند و جنوبی ها (کولا بی ها) سهمی در قدرت ندارند  . نشانه های جنگ داخلی کم وبیش به چشم میخورد . دزدی اموال عمومی و غارت مغازه ها از اخبار عادی و شایعاتی است که دائما دهان به دهان می چرخد . حتی نشانه هایی از قحطی دیده میشود . حکومت نام » دولت مصالخه ملی» دارد وشهر در محاصره تانکها و نفر برهای ازبکها و متحدین داخلی اشان» جبهه دموکراتیک خلق ، متشکل از کمونیستهای منطقه کولاب ، شخصیتهای سیاسی آن منطقه و لمپنها و جنایتکاران کولابی است »  است . اینکه منافع ازبکها در تاجیکستان چه بود و در عمل به کجا رسید را بعدا بررسی می کنیم .

هوا رو به تاریکی میرود که از خانه بیرون  می آیم و کنار خیابان منتظر عبور اتفاقی ماشین یا وسیله نقلیه ای هستم که از دور مینی بوس کهنه ای زوزه کشان، راه خود را در آن غروب  تاریک و زمستانی بطرف مرکز شهر دوشنبه باز میکند . دست بلند می کنم و نشان می دهم که بطرف مرکز می روم . خوشبختانه می ایستد و سوار میشوم . می بینم که چهار – پنج مسافر دیگر نیز نشسته اند . بعد ازطی مسافتی متوجه می شوم که افراد حاضر در ماشین نه مسافر که دوستانی هستند که با یکدیگر علامت هایی رد وبدل می کنند . و یکی از آنها از جای خود بلند میشود و نزدیک من می نشیند و با لهجه محلی میگوید : هی بجه چی در کیسه داری  همو  زونتیکت بته یه بینیم ( پسر تو جیب هات چی هست ؟ اون چتر روکه در دستت است بده بیبنم )  تازه متوجه  می شوم  اینها یک دسته دزد هستند که به شکل مسافر کشی به شکار آدم ها میروند . نکرانی من بیشتر بخاطر مقدار پولی است که در جیب دارم که مبلغ 200 دلار است . می دانم اگر این مبلغ را در جیب من پیدا کنند ، دو کار را حتما خواهند کرد ، اول اینکه پول را میگیرند و دو م راهی ندارند جز اینکه من را سر به نیست کنند  چون به نظر آنها این مبلغ ،مبلغ کلانی است ( بعنوان مثل آنموقع با این مبلغ می شد در شهر دوشنبه یک اپارتمان دو خوابه  با کلیه وسایل خرید .مبلغی در حدود 16000تومان )  و بنظر انها من برای پیدا کردن دزدان به پلیس و…. مراجعه خواهم کرد  و موجبات درد سر احتمالی آنان را فراهم خواهم کرد.  من که احساس می کنم خطر بسیار جدی است ، با صدای بلند به یکی از آنها که قلدرتر از بقیه است میگویم : در تا جیکستان با مهمان این چنین برخورد می شود ؟ وی که می شنود من با زیان فارسی اما با لهجه تهرانی وی را مورد خطا ب قرار داده ام رو به من می کند و می گوید : هی بچه، کنی، گپ زن ، خودت از کجایی ؟ ( پسر  حرف بزن ، بگو بیبینم  از کدام کشور هستی )  و من می گویم از ایران هستم .

وی به یکباره گویی که برادر بزرگش را دیده است دو دستش را به حالت بسته روی سینه ا ش

 می گذارد  و با لحن معذرت خواهانه میگوید : «عکه حضرت بخشش ، بچکا مزاح قتیت کرد نی بودند » ( حضرت آقا ببخشید : جوانک ها با شما فقط شوخی کردند ) و بعد به صدای بلند گفت :» میهمان را چقه نشوید ، کنی، کجا رفتنی است و ی را همو جا راهی کنید » ( با میهمان ، کاری نداشته باشید  ببینید کجا می رود به همان جا راهیش کنید ) . فردی که چتر را از من گرفته بود با نگاهی خجلت زده آن را به من بر می گرداند ومن چند دقیقه بعد در خیابان «لنین » مقابل شعبه «بانک تجارت ایران» از مینی یوس پیاده میشوم. این مردم مردمی عجیب هستند که  با معیارهای جامعه شناختی که من یا آنها آشنایی دارم قابل تحلیل نیستند.

انگار این جامعه در همان مناسبات  اجتماعی  1924 سالی که ژنرال فرنزه روسی ، اسیای میانه و دوشنبه را برای بلشویک ها فتح کرد منجمد شده است و حالا با فروپاشی شوروی، مردم به همان مناسبات اجتماعی آن سالها بر گشته اند .  هر چند که این مردم  اکنون یک تجربه هفتاد ساله زندگی در روابط اجتماعی  روس سالار سوسیالیستی با گرایش اقتصادی سرمایه داری دولتی از سر گذرانیده و لاجرم از این سیستم هم تاثیر بسیار گرفته اند . در قلب پایتخت کشور، یک راهزن از ؛ امکان دزدی می گذرد چون می خواهد به میهمان ایرانی احترام بگذارد ؟!!!!!

        نمونه موزیک پاپ اجیکی در دوره شوروی

 http://www.youtube.com/watch?v=YNs4qOAT9WI

   بعدا در طول اقامتم در این مناطق متوجه شدم که بسیاری از روابط ماقبل سرمایه داری که در این جوامع به اشکال مختلف زنده مانده است از عوامل بسیار تاثیر گذار بر حوزه های مختلف زندگی اجتماعی است . در سیاست ، اقتصاد ،فرهنگ و روابط خانوادگی .. مثلا همین عامل قومی ، در اولین روزهای براه افتادن تظاهرات استقلال طلبی   از عوامل اصلی شکل گیری دسته بندی های سیا سی و حزبی در تاجیکستان بود .برای تاجیکان و فارس زبانان ، دین اسلا م به عنوان عامل هویت بخش قومی ، مرز بندی های منطقه ای از عوامل اصلی دسته بندی های موثر سیاسی و اجتماعی هستند . مثلا یک کمونیست کولابی با یک روحانی از همان منطقه بیشتر احسلس همبستگی می کند تا با یک کمونیست از منطقه بدخشان !!!!! 

البته سازمانها یی هم بودند که برا اساس تعلقات قومی یا عقیدتی تاسیس نشد ند  و اساسنامه حزبی عقیدتی داشتند اما این سازمانها موفقیت زیادی هم به دست نیاوردند و در حد سازمانها یی روشنفکری و جدا از مردم ماندند .

اگر نگاهی به سازمانهایی که در اوان فروپاشی شوروی در تاجیکستان پا گرفتند نگاهی بکنیم این واقعیت برای ما اثبات میشود که دو تشکل اصلی تاثیر گذار بر حیات سیاسی تاجیکستان و امضا کنندگان صلح نامه تاجیکان که بر جنگ داخلی در تاجیکستان مهر پایان نهادند علیرغم اینکه پوشش سیاسی و یا مذهبی داشتند ، بیشتر گسل های قومیتی را به نمایش می گذاشتند. در بخش بعدی به معرفی تشکل ها و سازمانهای سیاسی که در روزهای پس از فروپاشی شوروی ، پا گرفتند  خواهم پرداخت .

               
سبک فلک خوانی از سیک های موسیقی سنتی تاجیکستان
 
http://www.youtube.com/watch?v=tgxVtAEFOT4
 
 
دیدگاه‌ها
  1. چند نفر می‌گه:

    چقدر ناامید کننده . سطح فرهنگی/اجتماعی/اقتصادی همسایگان ایران برسطح مناسابت ایران تاثیر گذار است و هر گونه جنگ قومی بر امنیت منطقه بخصوص ایران نیز اثر منفی دارد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s