فروغ فرخزاد

فروغ فرخزاد

 

 
 
«آیه های زمینی »    
 
خورشید مرده بود
 
و هیچکس نمیدانست                                                                                    
 
که نام آن کبوتر غمگین
 
کز قلبها گریخته ، ایمانست                
 
                                                                         فروغ فرخزاد

 

این عنوان » آیه های زمینی » همیشه برای من مثل یک هشدار عمل کرده است . حتی اگر این شعر زنده یاد » فروغ فرخزاد » را هم بخوانید می بینید که در بر خلاف شعرهای معمول «گل و بلبل » زمان خود ، سخت بر بیان شعر گونه واقعیات سرد وسخت  زمان خوداصرار می ورزد . بانگی که  بی امان  به شنونده ، با دوپای محکم بر زمین سخت ، راه رفتن را فرمان می دهد و اینکه آنچه در سر داری ، ایده هایی هستند و می توانند     حتی اوها می باشند بی اساس .

 ِیعنی اگر ایه های آسما نی   ، بر آرما نها  و جهان باقی  اشاره دارند . آیه های زمینی دم به دم واقعیات زمینی وقواعد حاکم بر  جهان فانی   را برای ما یازگو می کنند .

اآین موضوع پای در زمین داشتن و در نظر گرفتن واقعیات و فرار از قرار دادن اوهام بجای واقعیات را می توان به این عنوان خلاصه کرد که ما انسانها برای اداره جوامع، سخت نیازمند سرودن » آیه های زمینی» هستیم . اینکه این آیه های زمینی را از کجا استخراج میکنیم  مهم نیست ، هر مردمی بنا بر سنتهای سیاسی اجتماعی خود منابع و مراجعی برای پیدا کردن راه حلهای روز آمد برای جوامع خود دارند ، ممکنست برای مردمی یک کتاب آسمانی ، برای آن دیگری یک اید ئولوزی و برای سومی بالا رفتن از نردبان تجربیات روزمره به عنوان تکیه گاه تئوریک عمل کند ، اما آنچه مهم است اینستکه بتوانیم تئوری های اجتما عی مان را نه از اسمان که از پراتیک اجتماعی ، نه از قیاس که از استقرائ شروع کنیم . اینست  معنی آیه های زمینی .

   تکرار دم به دم «آیه های زمینی » از قضا برای مردم و دولتمردانی که یک انقلاب را بر پا کرده اند و اکنون میخواهند اهداف  آنرا اجرایی کنند بسیار هم حیا تی  و واجب است .

«آیه های زمینی » می گویند به هر کجا که وابسته باشی ، هر مشروعیتی که داشته باشی ، نظم آهنین ماده بر تو و بر نظام سیاسی تو حاکم است . و درست به همین دلیل به این قواعد  » آیه » نام می نهیم که تغییر ناپذیر و جاودانه بودن را استعاره می کنند .

آیه های زمینی به ما می گویند :  وقتی شمشیر زهر آلود «ابن ملجم» بالا رفت و فرود آمد ، علی این ابیطالب ع هم بعد از چند روز به شهادت میرسند . این که آیه های اسمانی به ما میگویند ، امام علی ، نقطه پر گار وجود هستند ، درست ، اما در زمین،  نظم آهنین ماده ، حکم میکند که شمشیر زهر آلود ، به هر انسانی که فرود آمد ، امیدی به زنده ماندنش نداشته باش حتی اگر وی » نقطه ٍثقل دو عالم » باشد .

و چه خردمند مردمی هستند ،  آن ملتی که بتوانند قوانین حاکم بر حرکت جامعه خود و قواعد تغییر ناپذیر موثر بر سرنوشت خود را کشف کنند و در قالب تحلیل های مختلف اقتصادی – سیاسی – اجتماعی ان را تئوریک کنند . آین چنین تحلیل هایی هر چقد را ز آرما ن گرایی ها و ایدئولوزی ها فاصله بگیرد می توانند ملقب به » ایه های زمینی |» شده و بیانگر واقعیات زمان خود باشند  .

در کشورها یی که یک انقلاب عدالت طلبانه را پشت سر گذاشته و بعد از چند دهه هنوز درگیر چند وچون اجرایی بودن اهداف انقلابی خود هستند  ، و درست در چنین دوره هایی  در در میان رهروان راه انقلاب ،  میل به آرمانگرایی و فرار از برخورد با واقعیات اوج میگیرد .

 

   در چنین فرازهای تاریخی زمینه برای سکه سازان ( انانی که آگاهانه ، سکه های قلب را ، مطلا کرده و انرا جا می زنند ) ، برای ماجرا جویان سیاسی  ، سر سپردگان به قدرت  و…. فراهم میشود که با ادعاهای دهن پر کن و عوام پسند از این نمد کلاهی برای خود ببافند .

 و آنچه که فدا خواهد شد و از میان قلب ها پر خواهد کشید ایمان است و عشق است و دیگر هیچ .

 بدرستی که تمییز دادن میان ماجراجوی سیا سی و آرمانگرا ، بین سکه ساز و  انقلابی در چنین دوره هایی کاری بس سخت و دشوار است . اشکال قضیه هم در همین جاست که آرمانگرا و ماجراجوی سیاسی و قدرت طلب همه اشان به یک اندازه از شعارهای انقلابی استفاده و سوئ استفاده می کنند .

 اما  می توان از یک روش مطمئن وقاطع برای تمییز دادن این دسته از یکدیگر استفاده کرد  و آن اینستکه : شعارهای داده شده توسط فعالان سیاسی جامعه مفروض در برخورد با سنگ سخت واقعیات چقدر توانسته اند تغییر مثبت ایجاد کنند .

جامعه خودمان را مثل بزنیم ، من واقعا نمی دانم هر کدام از سیاستمداران ما  از کدام دسته هستند ،

سکه ساز؟ ارمانگرای ماجراجو ؟ یا انقلابی صادق ؟

 تا چه زمانی باید سعی در راه یافتن به قلب سیاستمدار مدعی  کرد تا نیت خوب و بد اورا فهمید !!! من بر آنم که این راه هیچگاه پایانی ندارد و ما نخواهیم توانست با نیت خوب و بد یک دولتمرد و سیاستمدار او را ارزشیابی کنیم . پس چه باید کرد ؟

راه حل درست اینستکه نیت افراد را به خود اینان و خدایشان و به روز حساب واگذار کنیم ، آنچه برای ما می بایست مهم باشد اینستکه ارزشداوری در مورد یک سیاستمدار یا خط سیاسی را به تغییرات مثبت یا منفی بوجود آمده در دوران زمامداریش مربوط بدانیم . در این صورت  ما دیگر نیازی به شناختن قلب افراد و نیت درونی افراد نداریم . هر دولتمردی یا تئوری پردازی که کارکردش یا نظریه هایش موجب ایجاد مشکلاتی بنیادی   برای جامعه شده است ، و جامعه بیش از آنکه بدست آورده است هزینه کرده   حتی اگر صاحب » پاکترین دولت بعد از انقلاب » باشد  ، نباید در ناکار امد بودن آن مجموعه شک کرد .

اگر بخواهم مستقیما به موضوع بپردازم ، باید  به اتکای بسیار شدید تئوری پردازان و مجریان دولتهای نهم و دهم  به خیال پردازی و دور بودن از واقعیات سیاسی اجتماعی  ایران و جهان اشاره کنم .

دقت داشته باشیم که این دو دولت مدعی استفاده از نظراتی بود که خود را ، اولین صاحب نظران امور استراتزیک  جهان اسلام و ایران می دانستند . این نظریه پردازان که مجری و حامی  خود را در شخص رییس دولت می دیدند ، در حوزه سیاست خارجی  بر مبنای سرمایه گذاری بر روی توده های مسلمان دنیای اسلام  به دیپلما سی تهاجمی روی آورد ، تود ه های مسلمان بپا خواستند اما از آنجاییکه این آقایان امور استراتزیک به این مسئله ساده که این توده ها وابسته به اقشار مختلف اجتماعی هستند و علیرغم مسلمان بودنشان مواضع بسار متفاوت سیاسی – اجتماعی دارند ، توجه نکرده بودند دولت جمهوری اسلانی نتوانست از این بزرگتربن حرکت اجتماعی دهه های اخیر هیچ امکاناتی برای انقلاب  اسلامی و ایران کسب کند .

همین متخصصین امور استراتزیک تا آنجا پیش رفتند که گفتند » در میان ما ایرانیان ، بچه حزب اللهی ها چون لقمه حلال خورده اند احتمال انحرافشان کمتر است «(2) و در عمل همین حرف تبدیل به سیاست اجرایی می شود : در دانشگاه در مدرسه ، هر استاد و معلمی که مثل » بچه حزب اللهی ها » فکر نکند انگ سکولار بخورد و معطل معاش شود . دریغ از اینکه این عنوان » بچه حزب اللهی » مورد سوئ استفاده قرار گرفت که هر کس در خط سیاسی دولت نباشد باید از اداره امور مملکت حذف شود حتی اگر .زیر اطلاعات باشد یا وزیر امور خارجه  و…..

این سوئ استفاده از این عنوان به رودررو قرار دادن اقشار مختلف جامعه ما منجر شد .و  آن سیاست دیپلماسی تهاجمی که بر مبنای برخواستن توده های مسلمان تنظیم شده بود به قوانین ساده جامعه شناسی توده های عرب توجه نکرده بود ،  قوانینی که فارغ از ذهنیا ت استراتژهای «مرکز دکترینال بدون مرز »  عمل میکند و نتیجه اش به موافقت رسیدن اخوان المسلمین مصر با دستگاه دیپلماسی آمریکا و اسراییل می شود . اینست  آن » ایه های زمینی » که بیانگر یک واقعیت سخت و تکان دهنده است . دستگاه دیپلماسی تا نتواند «امت اسلامی» را تحلیل جامعه شناسانه کند یک گام موفقیت آمیزدر تحت تاثیر قرار دادن این جوامع  بر نخواهد داشت . و جامعه شناسی را باید آموخت . جامعه شناسی به ما قوانین و قواعد حرکت و سمتگیری جوامع انسانی را می اموزد .

همین آقایان متخصص امور استراتزیک ، تئوری با سر توی سینه دشمن سلطه گررفتن(1) و تئوری بسیجی بی ترمز  را دادند. نتیجه ساده آن : آماده نبودن در مقابل تحریمها و پایین آمدن صادرات نفت ایران از  1900.000 بشکه  به چیزی در حدود  800.000 یشکه روزانه شد در حالیکه در بازار نفت بیت المللی امروز 2 میلیون اضافه تولید  نیز وجود دارد !!! به  حدی که رییس جمهور ایران به زبان آمده و اذعان می کند که نه تنها ، فروش نفتمان کم شده که مبالغ ناشی از همان فروش کم هم بخاطر تحریم بانکی بدستمان نمی رسد .

این یعنی که مجری دستگاه دولت و نظریه پردازانش به نقاط ضعف و قوت ما و دشمنا ن ما  احاطه نداشته اند .و توجه نکرده بودند که ، نفت تنها منبع درامد ارزی دولت  و پشتوانه پول کشور است است و اگر قطع شود دولت با کمبود بودجه و ارزش پول ملی هم به همان اندازه سقوط میکند . تاسف اور اینستکه اکنون نیز و در بحبوحه مشکلات ، این  سیاستمداران و نظریه پردازان گناه را بر سر آسمان و زمین و لیل و نهار انداخته و از پذیرش این امور ساده و ابتدایی طفره میروند .

آیه زمینی : در ایران دولت بدون در امد نفت سقوط میکند ، خواه دولت سکولار مصدق باشد ، خواه دولت نظام مقدس جمهوری اسلامی . این قانونی تغییر ناپذیر است تا وقتیکه ایران بتواند از محل صدور محصولات غیر نفتی حداقل 100 میلیارد دلار درامد سالانه ارزی داشته باشد . سیاستمدار ایرانی تا با  واقعیاتی از این دست  آشتی نکند امیدی به موفقیتش در اداره امور کشور نیست .

 

 

حق داریم نه تنها از دستگاه اجرایی کشورمان که از تئوری پردازان » مرکز دکترینال » برسیم  چرا نتوانستید این  واقعیات را پیش بینی کنید ؟ آیا شما ذهنگرا و خیالاتی بودید ؟ آیا ماجراجوی سیاسی یا سکه ساز ؟ برای ما مهم نیست نیت شما چه بوده ، شما از آینده نگری و تشخیص میان اینکه چه می خواهیم بشود ، چه میتواند بشود و چه خواهد شد ناتوان بوده اید و دلیل اصلی آنهم  واقع بین نبودن شما بوده است . و حاصل آن مشکلات سیاسی – اقتصادی است که امروز کشور ما با آن روبرو است .قدر مسلم که این دستگاه اجرایی و تئوری پردازانش ناتوان از آینده نگری و اجرای  سیاستهای واقعبینانه برای کشورهستند و باید از مراکز تصمیم گیری بدور نگهداشته شوند . ایران اسلامی

نیاز به  فاصله گرفتن از مجریان متوهم  ؛ آرمان زده وغیر واقع بین دارد . آیا مردم ما  و بخصوص سیاسی ترین اقشار آن به آن حد از بلوغ سیاسی رسیده اند که به زمینی بودن همه پدیده های مادی حتی جمهوری اسلامی گردن بنهند ؟ اگر جواب منفی باشد  دستگاه های اجرایی کشورمان دگر بار پذیرای سیاستمداران ماجراجو و قدرت طلب خواهند بود . 

 

 جمهوری اسلامی  ، یک پدیده زمینی است ، نظامی سیاسی است که از تمام ابزارو تاسیسات اجتماعی  مدرن در فضایی انقلابی و یک ساختار اقتصادی وابسته برای ادامه حیاتش بهره میگیرد . ابزارو تاسیسا ت مدرن همراه با خود ملزومات خود را به ما تحمیل کرده اند .از جهان واقع گریزی نیست .نظم مادی آهنین است . برای اداره امور باید «آیه های زمینی»  رابسراییم .

 
 
1-    سخنرانی رییس مرکز دکترینال تحت عنوان » جهنم با گل طلایی  و طرح  چیکن تئوری !!! و تئوری قورباغه….
2-    نقل به مضمون از سخنرانی  رییس مرکز دکترینال تحت عنوان » کلبه کرامت «

        

 

 

 

 

 

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s