اگر نظام به » احمدی نژادی ها » باج بدهد2

منتشرشده: آوریل 26, 2013 در انتخابات ریاست جمهوری 1392, سیاست
برچسب‌ها:, , ,
                                اگر نظام به » احمدی نژادی ها » باج بدهد
                                                  قسمت دوم                                                          
نطفه های بر امد نظام فاشیستی در تفکرو عمل جریان موسوم به » فرقه انحرافی»                 
این نوشته یکی از تهدید ها ی قابل توجه برای کشور و همه جریانات سیاسی معتقد به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را جریا نی میداند که در ادبیات سیاسی ایران به » راست رادیکال » معروف است . که در حال حاضر ا خود را در فرقه معروف به انحرافی نشان می دهد البته لازم به تذکر است که » راست رادیکال » موجودامروز بسیاری از وبژگی ها و دغدغه ها ی فکری ،آرمانی و عقیدتی سابق خود را ازدست داده است وبا جریاناتی که از انها نیرو وحتی نفر گرفته است قطع ارتباط کرده است . و به جریانی تبدیل شده است که حفظ قدرت سیاسی را فراتراز هر منطق و عقیده ای قرار داده است . ومی تواند در آینده و در صورت بی توجهی به قدرت گیری روز افزونش ، زمینه های قدرت گیری دستجات فاشیستی در کشور را فراهم کرده و حیات جامعه و انقلاب را با مخاطرات جدی روبرو کند .
براستی آنچه که در حال حاضر به عنوان «راست رادیکال» معروف است به چه کسی خدمت می کند ؟. زمینه های قدرت گیری این فرقه چه بوده و در آینده از کجا تغذیه خواهد کرد ؟
این نوشته بر آنست که جریان یاد شده اگرروزی با موتلفه و بازار و با گرفتن نیرو از سپاه و روحانیت بر پای ایستاد در حال حاضر فقط به حفظ قدرت در دستان خود و افراد وابسته به خود فکر می کند و و در این راه هر هدف و هم پیما نی را نیز قربانی خواهد کرد.
قابل توجه اینکه امروزه همه جریانات سیاسی کشورمان ، نسبت به حضور قدرتمند فرقه انحرافی بر ارکان اجرایی کشور هشدار می دهند اما جامعه در کمال حیرت شاهد پر رنگ شدن این حضور و برخورد تهاجمی عناصر وابسته به آن نسبت به سایر نیروهای سیا سی اجتماعی هستند (1). مدافعان این جریان نه سرمایه تجاری و بازار نه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نه روحانیت که اساسا سرمایه های مالی و انحصاری و «اشرافیت بوروکراتیک» است که در ادامه دراین دومورد بیشتر توضیح می دهیم .
درادبیات سیاسی نیرویی که مستقیما متعهد به تامین منافع هیچ قشر و گروه اجتماعی نبا شد و از ارتباط با دیگر اقشار و گروههای سباسی اجتماعی فقط برای قدرت گبری خود استفاده کند به «کاست حکومتی » معروف است .کاست حکومتی به آن فرقه سیاسی ای گفته می شود که دلیل اصلی وحدت درونی اش حفظ قدرت بوده وبا بند بازی بین اقشار و گروههایی سیاسی اجتماعی تعادل و بر امد خود را حفظ می کند . . پایه اقتصادی این قدرت ،انحصارات مالی و صنایع مونتاز وبانکها ، وجه سیا سی و اجرایی آن بوروکراسی ودولتمردانی است که سابقه وجود آن در پهنه اقتصاد و سیاست ایران به سالهای بسیار دور بر می گردد ، اما در دوران دولتهای نهم و دهم این دولتمردان به » اشرافیت بوروکراتیک » ، تغییر یافتند .
اشرافیت بوروکراتیک یا همان سکان اجرایی راست رادیکال ( وجه سیاسی آن همان فرقه انحرافی است ) که در حال حاضر اختیار تنظیم و تقسیم سرمایه های عظیم دولتی متشکل از در امدهای نفتی ، در امدهای مالیاتی و فروش اموال دولتی را .در دستان خود متمرکز کرده است ( مبلغی افسانه ای در حدود 700 میلیارد دلار در دوران دولت نهم و دهم ) ، در هیئت رحیم مشایی ، بقایی ، ملک زاده ، محمد رضا رحیمی و…. غرق در فسا د مالی مادر زاد ناشی از اقتصاد رانتی ونفتی برای پوشش خدماتی که به مراکز مالی می کنند ، شعارهای دفاع از مستضعفین را سر می دهد اما تمامی امار (2) بیانگر سختی معیشت اقشار کارگر و کارمند و مستضعف است
آنچه که نکته کلیدی در اثبات وجود نطفه های زمینه اجتماعی فاشیسم در فعالیتها ی فرقه انحرافی و اشرافیت بوروکراتیک است بوجود آمدن شرکتهایی است ( مدیریت بسیاری از این شرکتها ، مدیران دولتی یا سایقا دولتی بوده و در رابطه تنگاتنگ با فرقه انحرافی هستند ) که با چنگ انداختن بر روی زنجیره یک فعالیت اقتصادی تبدیل به انحصا راتی شده اند که اولا فعالیت شرکتهای کوچک در آن حوزه فعالیتی را غیر ممکن کرده و آنها را به ورشکستگی می کشانند ( ندادن یارانه بخش تولید و با لا بردن هزینه تمام شده ساخت کالا در شرکت ها یی با سرمایه کوچک را که نهایتا به ورشکستگی آنان انجامید رامی توان به شکلی کمک به انحصارات برای سیطره کامل فعالیتشان در حوزه های مختلف تولیدی – تجاری نیز دانست ). و ثانیا با توجه به نداشتن رقیب در آن حوزه فعالیتی ، به قیمت گذاری انحصاری و غیر رقابتی بر روی کالای تولیدی دست می زند . (3) این انحصارات که شرایط بوجود امده توسط دولتهای نهم و دهم برای آنان دورانی طلایی را رقم زد در ادامه فعالیت مخرب خود به سوی جذب سرمایه های مالی و تاسیس بانک رفته و با توجه به امکانات مالی ناشی از بانکداری و جذب سپرده های مردم توانستند شروع به خرید سهام شرکتهای دیگر نموده و بدون هیچ فعالیت تولیدی امکان رهبری دهها و صدها شرکت کوچک دیگر را پیدا کنند که در اینجا بوجود آمدن » هلدینگ » ها یا «مادرشرکت» ها بوقوع پیوسته و سرمایه های مالی می توانند بدون هرگونه فعالیت تولیدی با بورس بازی و بازی با اوراق بها دار کسب درامد کنند . این مراکزمالی، طبیعتا غم تولید و یا حتی تخصص در فعالیت مراکزی که سهام آنها را می خرند ندارند و با عملیات صرفا مالی کسب درامدهای هنگفت می کنند .وبژگی سرمایه مالی تبدیل مراکز تولیدی به دارایی ها و مایملک غیر منقول و ذخیره مالی اشخاص حقیقی و حقوقی است . نابود شدن ظرفیتهای تولیدی، بالا رفتن دائمی فعالیت مرکز خرید و فروش بورس شرکتها و افزایش واردات در یک دهه اخیر فقط با توجه به این واقعیات قابل فهم است (4) .
اشاره ای به نام این گروههای اقتصادی صحبت مارا مستدل تر می کند
1- شرکت خودر وسازی سایپا خود سهامدار دهها شر کت تولیدی دیگر مانند پارس خودرو و زامیاد
سایپا شیشه ، سایپا پیستون ، نیرو ساز اراک و پویا صنعت ، فعا لیتهای مالی و پولی و بیمه
و خدمات بیمه ای رایان سایپا خدمات بیمه ای سایان بیمه ملت ، فعالیتهای تجاری و بازرگانی شرکت مهندس و مشاوره سازه گستر سایپا ، فعالیتهای ورزشی با نام شرکت ورزشی فرهنگی سایپا
2- شرکت سرمایه گذاری غدیر : یکی از بزرگترین شرکت های سرمایه کذاری بورس تهران با تشکیل هلدینگ برق و نیرو گاه مالک 25% سهام نیروگاه گیلان است ، سهام شرکتهای سهامی پردیس ، زاگرس (بزرگترین تولید کننده متانول در خاور میانه ) ،زاگرس ، مروارید که همه از شرکتهای فعال در صنعت پترو شیمی هستند به اشکال مختلف در اختیار «مادر شرکت غدیر» می باشد . فعالیت این شرکت در حوزه معادن و و طلا نیز جالب است . سرمایه گذاری در معدن ظلای زرشوران ، معادن تیتانیوم در کهنوج ،معادن روی در سمنان و…(4)
3-شرکت ایران خود رو گروه خود رو سازی بهمن که بخشی از سهام آن متعلق به » هلدینگ غدیر » است . ، شرکت صنایع ملی مس ایران ، ایرالکو ، شرکت تراکتور سازی ایران که سهامدار عمده آن شرکت مهر اقتصاد ایرانیان است ، شرکت پتروشیمی مارون که بخشی از سهام آن متعلق به » غدیر » است ، شرکت گسترش سرمایه گذاری ایران خودرو .
اینها نمونه ای کوچک از دهها شرکت هستند که اکنون با توجه به خصوصی سا زی ها یی که در دولتهای نهم و دهم صورت گرفت عموما تحت مدیریت شرکتهای شبه دولتی بوده و بیشتر به عنوان دارایی مالی شرکتهای بزرگ مالی به حساب می ایند تا مراکز تولیدی یا خدماتی . این شرکتها دیگر نه سرمایه هایی تولیدی که به سرمایه هایی مالی تبدیل شده اند .
نتیجه حاکمیت انحصارت بر مثلا صنایع خود روسازی در ایران به این واقعیت تلخ منجر می شود که پراید تولید شده در ایران چندین برابر همین مارک تولید شده در کشور کره بدست مصرف کننده ایرانی برسد و یا اتومبیل تولیدی این صنایع به خاطر استاندارد نیودن ، قدرت رقابت در بازارهای بین المللی را نداشته و در همان حال مصرف کننده ایرانی باید برای خرید آن پیش پرداخت داده و در لیست انتظار هم بماند . انحصار یک رشته فعالیت تولیدی به این شکل قطعا بضرر مصرف کننده و مخرب نو اوری در آن رشته تولیدی نیز هست . .. این مجموعه شرکتهای سرمایه گذاری و مالی اختاپوس وار ، شرکتهای تحت کنترل خود را در جهت سود بیشتر به مراکزی تبدیل می کند که براحتی کارگران خود را اخراج می کند ، کارخانه های عظیم را نابود کرده و در زمینهای بجا مانده در آن به برج سازی و شهرک سازی می پردازد ، امروز و در دولتهای نهم و دهم به بزرگترین سوء استفاده کنندگان از اعتبارات بانکی و مالی کشور تبدیل شده و حتی در مواردی به طلبکاران دولت نیز تبدیل میشوند و به جای طلب خود از دولت اموال مردم را به ثمن بخس تملک می کنند . با جرات می توان گفت که فعالیت اقتصادی این مراکز مالی – انحصاری پای در جای پای بورژوازی وابسته زمان قبل از انقلاب گذاشته است و درد آور اینکه این گروه اقتصادی که در در ادبیات زمان مشروطیت از انها به عنوان «این مزدوران فرنگ و بلکه دشمنان وطن» نام می بردند که با دامن زدن به واردات لجام گسیخته سرمایه های تولیدی کشور را نابود کرده وبا وابستگی قتصادی به سوی وابستگی سیاسی نیز خواهند رفت .
در پی محدود شدن امکانات ارزی دولت و سقوط روز افزون سهام شرکتهای بزرگی نظیر ایران خود رو ، سایپا ، پارس خودرو و بسیاری شرکتهای دیگر ، نیاز انحصارات مالی و تجاری به منکوب کردن رقبای کوچک خود در حوزه تولید ، در حوزه سیاست خود را در سرکوب گرایشهای فکری دگر اندیش ،، و سعی در رو در و قرار دادن اقشار تهیدست در مقابل طبقات متوسط مدرن و مرفه (5) نشان می دهد . این واقعیات دارای شباهتهای بنیادی با زمینه های منجر به اوج گیری دستجات فاشیستی ، در کشور آ لمان است
در حوزه دیپلماسی خارجی نیز گرایشات تهاجمی اما توخالی در سیاست خارجی به شکل یهودی ستیزی ( و نه الزاما ضدیت با صهیونیزم ) ، ضدیت کور با کشورهای همسایه ، و غرب به بهانه استقلال طلبی خود را نشان داده است .
با توجه به نیاز مردم کشور به عدالت طلبی ، گرفتن ژست عدالت طلبی و به عنوان کلید رمز موفقیت در سیاست( در حالیکه این جریان با نابود کننده ظرفیتهای تولیدی و اشتغال زاخود از مهمترین عوامل ایجاد فقر در کشور بوده است ) ، خطر استفاده از مردم ناراضی برای رو در و قرار دادن آنان با جریانات دگر اندیش شرایط را برای انحصاری کردن قدرت سیاسی توسط راست رادیکال بیشتر و بیشتر خواهد کرد . رادیکالیزم عوامانه و توده گرایی دو جز ء اساسی و ویژگی «راست رادیکال » در ایران و در همه جهان بوده است . این توده گرایی نه بمعنی خدمت به تود ه ها که به عنوان ابزاری جهت سازماندهی عناصر ی از میان عقب نگه داشته ترین توده های مردم که دچار استضعاف فکری هستند در تشکل های خود سر و مشکوک برای کنترل حرکات خود مردم و جریانات رقیب است . این جدایی راه به رو در رویی این فرقه با نظام ، رهبری و مردم خواهد برد . و تا آنجا پیش خواهد رفت که عناصر معروف به خودسر خواهند خواست خود در مراکز اصلی فرماندهی کشور بنشینند .
برخلاف نظراتی که معتقدند با انتخایات ریاست جمهوری یازدهم ، می توان جریان فرقه انحرافی را براحتی از سکان های اجرایی کشور راند ، واقعیت ها بیانگر انند که این گرایش سیاسی اقتصادی اکنون یکی از ثروتمند ترین جریانات سیاسی کشور است و با توجه به تعصب فرقه ای که برای حفظ نیروهای خود نشان داده است ، توانسته تشیکلاتی آهنینن در زیر پوست بوروکراسی دولتی برای دفاع از خود سازمان دهد . راندن این تشکیلات قوی از قدرت که با ارتزاق از ثروتهای ملت ایران و با توجه به امکانات حقوقی و دولتی بر بسیاری از سکان های اجرایی کشور حکم میرانند فقط با عزمی ملی و کمک گرفتن از تجار و بازاریان ، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارگانهای عالی مملکتی ممکن است . چه اینکه تجارب تاریخی بخوبی نشان می دهد که » راست رادیکال » درهمه کشورها بعداز سرکوبی جریانات رقیب خود و مردد کردن نیروهای دیگر ، با ناامن کردن فضای سیاسی کشور شروع به قبضه قدرت کرده و همه متحدان سا بق خود را نیز سرکوب یا از نظر سیاسی منفعل میکند و عموما نتیجه طبیعی چنین روندی در همه کشورها تلاطمات داخلی در امور کشور ، دیپلماسی تهاجمی در روابط خارجی ونهایتا وقوع فاجعه ملی بوده است .
پاورقی ها
(1)
سایت بازتاب امروز 7/10/1391
«صبح امروز تشکل جدیدی، در سالن اجتماعات مدرسه دارالشفاء حوزه علمیه قم، اعلام موجودیت کرد که احتمال نزدیکی آن به جریان موجود در دولت محمود احمدی نژاد و نیز جریان خاص جامعه مدرسین و آیت الله یزدی بسیار زیاد است» .همچنین به تهاجم اخیر » محمد رسایی » به خانواده هاشمی رفسنجانی که در راستای ماتهب کردن فضای سیاسی جامعه به عنوان مقدمهای برای قدرت گیری فرقه انحرافی صورت می گیرد توجه شود .
(2)
*آقای محمد جهرمی وزیر کار وامور اجتماعی دولت اول احمدی تژاد : گرچه ابتدا ۴۵ هزار تومان به مردم می‌دهند، ولی بعداً به دلیل وجود تورم ۶۰، ۷۰ یا ۱۰۰ هزار تومان از مردم پس می‌گیرند. بنابراین این‌گونه یارانه دادن برای مردم ارزشی نخواهد داشت.
*سهم کشاورزان در اشتغال کشور طی هشت سال اخیر 7.4 درصد کاهش یافت که حاکی بیکاری حدود 800 هزار نفر کشاورز طی این سالهاست
* اخراج یک میلیون کارگر قراردادی در سال جاری.
ایت الله مکارم شیرازی به موج گرانی ها انتقاد کرده و در مواردی افزایش قیمت کالاهای ضروری را حتی بیشتر از 100% دانسته اند .
(3)
قیمت پراید ساخت ایران با توجه به استفاده سایپا از ارز با قیمت بانک مرکزی حدود 8000 دلاراست در حالیکه همین اتومبیل در ازبکستان با قیمت 4000 و در بازارهای جهانی حدود 3 هزار دلار به مصرف کننده تحویل میشود . . یک کارگر ایرانی برای خرید یک ماشین پراید باید حقوق چند ماه خود را پس انداز کند ؟ اینست ظلم انحصارات خود رو سازی به مردم ایران .
(4)
در باره یک نمونه از فعالیت این شرکتهای انحصاری به لینک زیر مراجعه کنید .
http://market8.blogsky.com/1390/04/27/post-1295/
ودر کنار آن نابود شدن ضرفیتهای تولیدی و کشاورزی کشور .
آقای محمد جهرمی وزیر کار وامور اجتماعی دولت اول احمدی تژاد :
«بعد از واردات بی‌رویه شکر که باعث بیکاری بسیاری از کارگران کارخانجات قند و شکر شد یکباره تولید این بخش از یک میلیون و ۴۰۰ هزار تن در سال، به حدود ۶۰۰ هزار تن رسید.»
و همچنین مقاله ارزشمند استاد ایرانی اقتصاد » رامین معتمد نژاد » تحت عنوان :» انحصار ها بر اقتصاد ايران چيره شده ا ند».
(5)از زمان بر روی کار آمدن وزیر جدید علوم » کامران دانشجو » موج شدید اخراج اساتید دانشگاه با نام سکولار و …. شدت گرفته است و بجا ی انان سعی در استخدام روحانیون دانشگاهی شده است . این سیاست به تدریج در جهت جدایی کامل حوزه و دانشگاه و رودر رو قرار دادن انان درمقابل یکدیگر به جای وحدت این دو مرکز موثر بر فرهنگ و دانش ما ایرانیان عمل خواهد کرد .به لینک زیر مراجعه کنید : http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=93071همچنین به لینک زیرhttp://fararu.com/اخراج یک استاد دیگر از دانشگاه علامهدانشگاه علامه طباطبایی در دو سال اخیر با موج بازنشستگی اساتید و اخراج آن ها رو به رو بوده است. رییس این دانشگاه در سال گذشته 12 استاد گروه اقتصاد را بازنشسته کرد که موجب شد گروه توسعه دانشکده اقتصاد این دانشگاه منحل شود.یا تبلیغات دولت در باره اینکه فعالیتهایش در پی گرفتن حق اقشار مستضعف از پولداران و اقشار پر مصرف است . این سیاست به تنفر اقشار مختلف مردم از یکدیگر منجر شده است .
Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. ع. گالش می‌گوید:

    دوست عزیز »

    قبل از هر چیز از لطف شما برای معرفی مقاله جالب بالا تشکر میکنم. ولی نکاتی چند در این مقاله بنظرم رسید که در زیر بیان میدارم.

    1.توضیهات واقعبینانه ای از دست آورد های اقشار جامعه شریک در انقلاب از انقلاب اسلامی ارائه شده است.

    2. اتهامات دهشتناکی به مسئولین دولت دکتر احمدی نژاد وارد شده است بدون اینکه حتی یک دلیل برای صحت آنها ارائه داده شده باشد.

    3. تمرکز سرمایه و برداشت رانت از طریق بنگاه های انحصاری در ایران هر چند حقیقی است ولی مقاله روشن نمیکند که دولت احمدی نژاد چه نقشی در این معضلات و یا ایجاد آنها بازی کرده است.

    4.انتقادات از مدیریت غیر شفاف و نا مطلوب شرکت های انحصاری نیمه دولتی- نیمه خصوصی که صحت دارد چه رابطه ای با دولت نهم و دهم دارد؟ همین کیفیت نا مطلوب مدیریت این شرکت ها نتنها در همه دولت های ایران پیش و بعد از انقلاب موجود بوده در تمامی شرکت های دولتی در همه کشور ها دیده میشود.

    5. این مقاله وقتی میتواند ارزش افزوده بغایت با اهمیتی در موضوع نقش شرکت های دولتی در اقتصاد ایران ایجاد نماید که گزاره های مهم آن با آمار و ارقام ثابت شوند. نویسنده محترم مقاله با کار تحقیقی عمیق تجربی خود میتواند اطلاعات طراز اول در اختیار جامعه علمی-سیاسی ایران و یا با نوشتن مقاله بزبان انگلیسی در دسترس جهانیان قرار دهد.

    با سپاس از شما بابت ملیگرائیتان که انگیزه نوشتن چنین مقاله ای میباشد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s