Imageایران و جهان، یک قرن سر کار بودند

مبارزات ضد امپریالیستی یا بازی کردن در در میدان منافع استراتزیک و ژئوپولیتیک » فدراسیون روسیه «

با اقدامات دولتمردان و برنامه ریزان کشورمان تحت عنوان «مبارزات ضد امپریالیستی»، ایران به خط مقدم مبارزه و کشمکشهای میان فدراسیون روسیه و آمریکا تبدیل شده و با این مبارزات «ضد امپریالیستی»، عملا در میدان منافع استراتژیک همسایه شمالی یعنی روسیه بازی می کند .

برای اینکه بتوانیم این حقیقت را به عیان در معرض دید قرار دهیم، باید به تاریخچه پیدا شدن این اصطلاح و اقداماتی که تحت این عنوان صورت گرفته و می گیرد، نگاهی دقیق تر بیندازیم. بعد از جنگ دوم جهانی، کشور اتحاد جماهیر شوروی با چنگ انداختن بر روی مناطقی که در طول جنگ به اشغال خود درآورده بود و باقی ماندن ارتش سرخ در این سرزمینها، با کمک به حاکم شدن کمونیستهای طرفدار خود در آن کشورها، اقدام به بوجود آوردن بلوکی متشکل از این دولتها تحت عنوان «بلوک سوسیالیستی» کرد .
آن طور که سردمداران «اتحاد جماهیر شوروی» ادعا می کردند، اردوگاه سوسیالیزم در راستای دفاع از منافع کارگران و زحمتکشان روسیه و جهان تشکیل شده بود و مبارزات، اختلافات و کشمکشهای این اردوگاه با کشورهای سرمایه داری در راستای این اهداف بودند. اما واقعیات نشان دادکه این ادعایی بیش نیست.
» اردوگاه سوسیالیستی » در ادامه حیات خود ضمن حفظ کشورهایی که » کمونیستها » بر آن حاکم بودند، توانست به جذب کشورها و نیروهایی که در راستای دفاع از منافع بحق مردم خود، تضادهایی در حوزه اقتصاد با کشورهای پیشرفته صنعتی داشتند، پرداخته و این چالشها را نیز تحت عنوان «مبارزات رهایی بخش » نام گذاری کرده و در ادامه توانست این کشورها را تحت عنوان » کشورهای غیر متعهد » هماهنگ و سازماندهی کند.

کمونیستهای حاکم بر روسیه که در اساس، حفظ منافع کشور وسیع و پرجمعیت خود را فراتر از هر نظریه و ایدئولوژی دنبال می کردند، توانستند به منافع ملی خود لباس ایدئولوژبک پوشانده و در کنگره ها ی بین المللی احزاب برادر کمونیستی و کشورهای غیر متعهد، این ایده را به کرسی نشانند که همه کشورهایی که در راه استقلال اقتصادی و سیاسی خود مبارزه می کنند، برای دستیابی به اهداف استقلال طلبانه خود، باید در رقابتهای اقتصادی و سیاسی میان دو بلوک سوسیالیستی و سرمایه داری، جانب اردوگاه سوسیالیستی را بگیرند .

این خود به معنای این بود که تعداد زیادی از کشورها مبادلات اقتصادی خود را می بایست بر اساس برنامه های تنظیمی مسکو به اجرا در بیاورند، از خرید اسلحه تا رای گیری های سازمان ملل، اقدامات و منافع کشور شوروی می بایست به منافع ملی ترجیح داده شود . در ادبیات سیاسی مبارزات به اصطلاح ضد امپربالیستی، هر کشور یا گرابش و نظری که به این بایدها تن نمی داد، به عنوان همکار سیا، فاشیست، استعمارگر و…. لقب می گرفت و به این شکل و با این تمهیدات، کشور روسیه که در ابتدای قرن بیستم در شمار کشورهای عقب مانده با اقتصاد ما قبل صنعتی به شمار می رفت، توانست طی مدت کمتر از 50 سال در شمار کشورهای پیشرفته در آید .

طرفه آن که سردمداران شوروی با استفاده از یک ایدئولوژی و مورد استفاده قرار دادن نیروی میلیونها کمونیست در سراسر جهان و ده ها کشور در راه آبادانی کشور خود، بعد از دستیابی به پیشرفتهای صنعتی و تحکیم خود به عنوان یک ابرقدرت منطقه ای، شکست همان ایدئولوژی را اعلام کردند.

 اقداماتی که تحت عنوان مبارزات ضد امپریالیستی از طرف کمونیستها به عمل می آمد، در عمل همان منافع کشور روسیه بود که برای مقابله با نفوذ آمریکا و اروپا در آسیای میانه و اروپای شرقی و بعضی جمهوری های مسلمان نشین روسیه انجام می گرفت و توانست در طول سالهای بعد از جنگ دوم جهانی تا فروپاشی شوروی به مشی عمل، ایدئولوژی و برنامه مبارزاتی میلیونها انسان و دهها حزب و جریان سیاسی تبدیل شود .

اکنون سالهای سال از فروپاشی اردوگاه سوسیالیستی می گذرد، اما می بینیم که سیاستمداران فدراسیون روسیه که قطعا دیگر کمونیست نیستند، همان تضادها و چالشها را به شکلی جدید با آمریکا، اروپا و دنیای پیشرفته صنعتی دارند. آیا این نیست که طرهات مبارزات ضد امپربالیستی چیزی نبوده است جز همان منافع استراتژیک و ژئوپولیتیک کشور پهناور روسیه؟ سیاستهایی که حتی بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نیزادامه پیدا کرده اند … .
روسها توانستند طی چند دهه از نیروی رایگان میلیونها فرد معتقد به مارکسیزم، لنینیزم و ده ها کشور با عناوین جبهه مبارزات عدالتخواهانه و سوسیالیزم بهره بگیرند و پیشرفت کنند و این کشورها را در عقب ماندگی مطلق و نسبی نگهدارند . و در مرزهایی بسیار دورتر از سرزمین خود، با آمریکا و سایر رقبای اقتصادی خود به اشکال مختلف بجنگند.

سالهای سال از فروپاشی شوروی می گذرد ، اما متاسفانه هنوز آن اید ئولوزی که هر گونه تلاش استقلال طلبانه و عدالت جویانه را در ایجاد درگیری و تنش با آمریکا و کشورهای پیشرفته صنعتی می دانست، بر اذهان بعضی نیروهای استقلال طلب و آزادیخواه سنگینی می کند و در عمل به منافع «فدراسیون روسیه» خدمت می کند. «مبارزات ضد امپریالیستی» ، یک گفتمان تاریخی شکل گرفته در فضای دفاع از منافع شوروی در مقابل آمریکا و کشورهای پیشرفته صنعتی بوده است و هیچ حقیقتی در دفاع از منافع مردم در آن نبوده است .

با کمال تاسف می توان گفت که بسیاری از برنامه ریزان سیاسی و نظامی کشورمان ایران، هنوز در بند همان گفتمان تاربخی اسیر هستند و مبارزات استقلال طلبانه وعدالت جویانه مردم ایران را به مقابله جویی با آمریکا و ایجاد تنش با غرب صنعتی تقلیل داده اند که در عمل بازی کردن در میدان منافع استراتژیک و ژئوپولیتیک فدراسیون روسیه است.
 
استراتژهای روس با ابداع مارکسیزم، لنینیزم و نظرباتی تحت عنوان مبارزات ضد امپریالیستی توانسته اند تا امروز هم، مبارزان استقلال طلب بسیاری از ملتها را به خدمت منافع خود بگیرند. امروز روسیه، در مرزهایی بسیار دورتر از سرزمین خود در ایران و سوریه بدون دادن کوچکتربن بهایی با آمریکا و اروپا درگیر شده است و بهای این درگیری را مردم جنگ زده سوریه و                         یا مردم ایران به شکل تحریمهای کمر شکن می پردازند .

 چنین اقداماتی هیچ خدمتی به منافع آزادیخواهانه و عدالت جویانه مردم ایران نکرده است . در عمل هم مردم ایران با دادن هرینه های بسیار در ایجاد تنش با کشورهای غربی و آمریکا نتوانسته اند گامهای بزرگی در نزدیک شدن به استقلال اقتصادی و عدالت اجتماعی بردارند . آمارهای منفی رشد اقتصادی ، تحریمها ، بیکاری و تورم ، دلایلی گویا بر این ادعا است .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s