سیاست ، در» ایران» ، بیشه گرگان گرسنه است

   

مقدمه ای بر صفحه

 

 
روایت اول :
مهمانی خون. الو کمیته ؟ مهمانها آمدند  زودتر بیایید ..
 روایت دوم

شکار یک » توده ای «

همه ایران اوین است

روایت سوم
1با توام ای قابیل برادر کش 
2با توام ای قابیل برادر کش 
برادری سر جای خود ،  به خدا قسم خودم شکنجه ات می کنم
روایت چهارم
پسرم اعدام هم شوی من مادر از خدا خواهم خواست که تورا ببخشد . دعایم مستجاب خواهد شد .
روایت پنجم
برادر اگر دستتگیرت کرده ایم برای حفظ انقلاب لازم بوده است .
روایت  ششم
در حاشیه ضرب و شتم زندانیان سیاسی بند 350 اوین
  
آنقدر که به یاد دارم جمله عنوان این صفحه را در  یکی از نوشته های دکتر » سید جواد طبا طبایی »  خواندم که وی خود آن را از یادداشتهای منصوب به » قائم مقام فراهانی » نقل کرده بود . این جمله  بخوبی حال و هوای رفتارو کردار سیاستمداران و شیوه عمل رهبران نظامهای سیاسی حاکم بر ایران با یکدیگر و با مردم را بازگو می کند .
اگر بخواهیم راه دور نرویم  و به سه نظام سیاسی حاکم بر ایران که هنوز اثر و عمل آنها در کتابها و اذهان زنده است تگاه کنیم  می توانیم بخوبی نشان دهیم که سیاست در سه نظام   قاجاریه ، پهلوی و جمهوری اسلامی بیشه گرگان گرسنه بوده ودر مقایسه با سایر  جامعه  پیشرفته هم عصر خو در این سه نظام رفتار با مخالف و منتقد محدود به هیج قاعده و دستوری نبوده است   .
ممکنست همه ما ، بارها این جمله » سری واست ببرم مثل دسته گل » را شنیده باشیم . می دانید که در دوره هایی نه چندان دور  این جمله نه یک ضرب المثل که شیوه اجرایی حکم اعدام در ملاء عام در کشور ما بوده است ؟  یعنی حدود  یکصد سال پیش ، وقتی مثلا «ناصر الدین شاه «حکم به اعدام محکومی می داد ، وی را برای اجرای حکم به » میر غضب باشی » می سپردند ( در دادگستری امروز به اجرای احکام معروف است ) ، بخصوص اگر سلطان شکل اعدام وقتل را  تعیین نکرده بود ، وی برای اجرای حکم حق داشت که محکوم  را مثله کرده و با قطع اعضای بدنش وی را زجر کش کند  یا با یک ضربه سر از تنش جدا کند  .دستگاه اجرائیات میر غصب باشی بر سر نحوه کشتن محکوم با خانواده وی به معامله می پرداخت و اساسا بخشی از هزینه دستگاه میر غضب باشی از همین محل تامین می شد . . خانواده های محکومین بخت برگشته می دانستند که در این موردفقط باید رضایت «میر غضب» را جلب کنند  اگر محکوم ثروتمند بود خانواده وی  می توانستند با پول و هدایای فراوان  نظر وی را جلب کنند که از او این جمله را که » سری واست ببرم مثل دسته گل » را می شنیدند و منظور این بود که » چشم و زبان و گوش  و دست و پای » محکوم را مثله نمی کند و یک » سر جدا شده » کامل به خانواده تحویل می دهند تا بتوانند حداقل جسدکامل  را دفن کنند .اما اگر خانواده آهی در بساط نداشت که رضایت دستگاه اجرای حکم را جلب کند ، میر غضب ، محکوم را برای اجرای حکم به یکی از نوچه های بیرحم خود می سپرد تا برای زهر چشم گرفتن از خانواده دیگر متهمان ، محکوم را به وحشیانه ترین وضع زجر کش کند . مثلا ابتدا یک چشم ، بعد زبان ، بعد گوش آن فرد را می بردیدند و همه این ها راهم نه در خفا که در میدان ود رحضور مردم و مقامات می کردند . ریشه عطش مردم برای دیدن اجرای حکم اعدام در شرایط حاضربه آن دوره ها و آن مراسم بر می گردد..
بنا براین اولین نظام سیاسی بر آمده از مشروطیت خود نیز این وحشانیت رااز قاجایه  به ارث برده و استبداد رضا شاهی و بعد وحشیگری های ساواک و بعد » وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی » به اشکا ل جدیدو البته متفاوت ،  ترجمان حاکمیت قانون جنگل بر سپهر سیاست در ایران بوده اند . یعنی در پستوهای زندان قرل قلعه و کمیته مشترک و اوین  در هر دو نظام  شاهی و جمهوری اسلامی هر آنچه را که می خواهند با متهم می کردند و می کنند . البته اکنون و در زمانه حاضر رفتار با زندانیان سیاسی در ایران ، مثلا نسبت به کشورهای آسیای میانه و افغانستان  و پاکستان بهتر است . اما بی قانونی در رفتار با متهم سیاسی در مقایسه با کشورهای پیشرفته ، در حدود بی قانونی جنگل است .
اما  یک فرق  اساسی که بی قانونی و وحشی گری نسبت به مخالف سیاسی در جمهوری اسلامی نسبت به نظامهای سیاسی ما قبل خود کرده است این استکه  در جمهوری اسلامی  ، بنا به دلایلی که جای بحث آن در این جا نیست ، بخشهایی از  خود مردم به مامورین اجرای احکام دادگاه های انقلاب تبدیل شدند و تا همین الان هم این وظیفه شریف !!! را انجام می دهند . در ارتباط با جرائم غیر سیاسی این اجرای احکام توسط مردم نام امر به معروف و نهی از منکر گرفت که در کرمان و مشهد ، بعضی حزب اللهی ها با راهنمایی یک روحانی دست به قتل و کشتار زنان و مردانی زدند که آنها را متهم به فساد اخلاق و … می کردند .
اما موضوع این صفحه به آن دسته به افراد حزب اللهی بر میگردد که در رابطه با سپردن مخالفین سیاسی و فروختن آنان به بیدادگاه های انقلاب و دادستانی های انقلاب عمل کردند . اولین نمونه های علنی فردی بود که نام مادر بر خود گرفته و فرزند خود را به دادگاه سپرد و دادگاه  وی را فقط به جرم چپ بودن اعدام کرد و آن باصطلاح مادر به این کار خود افتخار می کرد . در این صفحه به مواردی از این نوع بر خوردهای حیوانی  اشاره خواهد شد که مادرحزب اللهی  فرزند خود ، برادر حزب اللهی  برادر خود و ، فرد بسیجی  بستگان خود را لو داده و باعث دستگیری اشان می شود و در مواردی این افراد اعدام هم شده اند. می خواهم بگویم یک انسان عادی ، یک برادر ، یک پدر نمی تواند به لو دادن فرزند و برادر و خویشاوند خود افتخار کند اما چرا در ج.ا . مرتکبین چنین رفتاری  نه تنها متاسف که به این کار خود افتخار هم می کنند ، جز اینکه  سیاست در کشور ما این ها را از حالت انسانی خود خارج می کند و احساسات و عواطف را در آنان می کشد . اینان دسته از افراد همان» دوزخیان روی زمین» هستند .
بنا بر این حزب الله یعنی کسی که مامور اجرای قاعده حاکم بودن قانون جنگل بر میدان سیاست در ایران است ، حزب الله یعنی کسی که برای رسیدن به پست سرلشکری سپاه ، برادر خود را دستگیر و در بازجویی و شکنجه وی شرکت می کند ، حزب اللهی یعنی کسی که برای مورد احترام واقع شدن در میان سایر افراد حزب اللهی  ، بستگان خودرا که می داند فعالان  گروههای مخالف نظام هستند به خانه خود دعوت می کند و بعد به کمیته خبر می دهد که بیایید این هار ابگیرید و وقتی یکی از دستگیر شدگان در همان سر سفره کپسول سیانور را در دهانش می شکند و به تشنج مرگ می افتد می گوید : خب  راحت شد . حزب اللهی یعنی کسی که وقتی برادرش یه خانه اشان می اید درب خانه را قفل می کند می گوید تو دستگیر شده ای و در مقابل پرسش برادر که می پرسد من به خانه تو آمده ام نه به اوین ، می گوید همه جا را در ایران اوین حساب کن .
عنوان  روایت اول که مهمانی خون. است .  به نظر شما می رسد. بقیه  روایت های مستند  به تدریج برشته تحریر در آمده و در معرض قضاوت شما قرار داده خواهد شد . شاید روزی سیاست در ایران نیز به امری عقلایی و مدرن تبدیل شود و برادر خواهر خود را و مادر  فرزند خود را به اعدام نسپرد . بگذار در فردایی نه جندان دور فرزندان ما بدانند که مبارزان راه آزادی مجبور بوده اند از میان چه کوره راههای دهشتناکی راه خود را به سوی ایران آزاد و مدرن باز کنند .
روایت اول :
مهمانی خون. الو کمیته ؟ مهمانها آمدند  زودتر بیایید ..
 روایت دوم
همه ایران اوین است
روایت سوم
برادری سر جای خود ،  به خدا قسم خودم شکنجه ات می کنم
روایت چهارم
پسرم اعدام هم شوی من مادر از خدا خواهم خواست که تورا ببخشد . دعایم مستجاب خواهد شد .
روایت پنجم
برادر اگر دستتگیرت کرده ایم برای حفظ انقلاب لازم بوده است .
روایت  ششم
در حاشیه ضرب و شتم زندانیان سیاسی بند 350 اوین

 

 

 

 

 

images (2)

 

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s